<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بایگانی‌های ولایت - دید نیوز ندای مهدویت</title>
	<atom:link href="https://deednews.ir/category/guardianship/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://deednews.ir/category/guardianship/</link>
	<description>ندای مهدویت</description>
	<lastBuildDate>Sun, 23 Apr 2023 13:18:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.5.5</generator>

<image>
	<url>https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/logo.png</url>
	<title>بایگانی‌های ولایت - دید نیوز ندای مهدویت</title>
	<link>https://deednews.ir/category/guardianship/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای</title>
		<link>https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%ae%d8%a7/</link>
					<comments>https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%ae%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[KaLAM-Hagh-110]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2023 16:01:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[امام خامنه ای]]></category>
		<category><![CDATA[ولایت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه رهبری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://deednews.ir/?p=432</guid>

					<description><![CDATA[<div style="margin-bottom:20px;"><img width="650" height="262" src="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگینامه‌-حضرت-آیت‌الله‌العظمی-خامنه‌ای.jpg" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای" decoding="async" fetchpriority="high" srcset="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگینامه‌-حضرت-آیت‌الله‌العظمی-خامنه‌ای.jpg 650w, https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگینامه‌-حضرت-آیت‌الله‌العظمی-خامنه‌ای-300x121.jpg 300w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /></div>
<p>زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) خامنه‌ای، سیدعلی (۲۹ فروردین ۱۳۱۸/ ۲۸صفر ۱۳۵۸/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹)، فرزند سیدجواد، دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران سید علی حسینی خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمری در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. او دومین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%ae%d8%a7/">زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای</a> اولین بار در <a href="https://deednews.ir">دید نیوز ندای مهدویت</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="margin-bottom:20px;"><img width="650" height="262" src="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگینامه‌-حضرت-آیت‌الله‌العظمی-خامنه‌ای.jpg" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای" decoding="async" srcset="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگینامه‌-حضرت-آیت‌الله‌العظمی-خامنه‌ای.jpg 650w, https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگینامه‌-حضرت-آیت‌الله‌العظمی-خامنه‌ای-300x121.jpg 300w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /></div><p style="text-align: justify;"><strong>زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)<br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;">خامنه‌ای، سیدعلی (۲۹ فروردین ۱۳۱۸/ ۲۸صفر ۱۳۵۸/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹)، فرزند سیدجواد، دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران</p>
<p style="text-align: justify;">سید علی حسینی خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمری در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه‌ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: «پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه‌گیر [&#8230;] زندگی ما به‌سختی میگذشت. من یادم هست شب‌هایی اتفاق می‌افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه میکرد. [&#8230;] آن شام هم نان و کشمش بود.»<br />
خانه‌ای که خانواده‌ی سید جواد در آن زندگی میکردند در یکی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدری من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگی من، یک خانه‌ی ۶۰ ـ ۷۰ متری در محله‌ی فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌ای! هنگامی که برای پدرم میهمان میآمد -و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت- همه‌ی ما باید به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود. بعد عده‌ای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم.»</p>
<p style="text-align: justify;">۱. خاندان</p>
<h2 style="text-align: justify;">پدر آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">پدرش سیدجواد خامنه‌ای (۲۰جمادی‌الثانی ۱۳۱۳نجف، ۱۶ آذر۱۲۷۴/۱۴ تیر ۱۳۶۵) از علما و مجتهدان عصر خود بود که در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانواده‌اش به تبریز آمد. پس از اتمام دوره‌ی سطح، در حدود ۱۳۳۶ق به مشهد مهاجرت کرد[۸] و در فقه و اصول از محضر بزرگانی چون حاجآقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی بهره‌مند گردید[۹] . سپس در ۱۳۴۵ق به نجف رفت و از حوزه‌ی درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقا‌ضیاءالدین عراقی کسب فیض کرد و از سه نفر مذکور اجازه‌ی اجتهاد گرفت[۱۰] . او در پی تصمیم بازگشت به ایران راهی مشهد شد و برای همیشه در آن شهر اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) را عهده‌دار گردید[۱۱] . او همچنین از امامان جماعت مسجد جامع گوهرشاد نیز بود[۱۲] وی علاقه‌ی زیادی به مطالعه داشت. مباحثات علمی روزانه وی با هم‌ردیفان از جمله حاج میرزا حسین عبائی، حاج سید علی‌اکبر خوئی، حاج میرزا حبیب ملکی و &#8230; تا دهها سال ادامه داشت. همچنین فردی پرهیزگار و بی‌توجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانه‌ای داشت[۱۳] .<br />
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آنکه فرزندانش به مقامات عالی سیاسی و اجرایی رسیدند، همچنان به زندگی زاهدانه‌ی خود ادامه داد. به دلیل بهره‌مندی از کمالات انسانی همواره مورد وثوق مردم بود. در رواق پشت ضریح مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد[۱۴] . امام خمینی در پیام تسلیتی به آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت فوت پدرش، آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای را عالمی با تقوا و متعهد برشمرد[۱۵] .<br />
جد اعلای ایشان سیدمحمد حسینی تفرشی نسب به سادات افطسی می‌رساند. شجره وی به سلطان‌العلماء احمد، معروف به سلطان سیداحمد می‌رسد که با پنج واسطه از اخلاف امام سجاد (ع)، است. جدش سیدحسین خامنه‌ای (تولد حدود ۱۲۵۹ق/ درگذشت ۲۰ ربیع‌الثانی ۱۳۲۵ق) در خامنه به دنیا آمد و در نجف نزد اساتید بزرگی چون سیدحسین کوه‌کمری، فاضل ایروانی، فاضل شربیانی، میرزا باقر شکی و میرزا محمدحسن شیرازی تلمذ کرد و پس از طی مدارج علوم دینی در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف، در زمره‌ی فقها و مدرسان آن حوزه قرار گرفت. او در سال ۱۳۱۶ق به تبریز آمد[۱] و مدرس مدرسه‌ی طالبیه و امام جماعت مسجد جامع آن شهر شد[۲] . دارای افکار بلند سیاسی و اجتماعی و از علمای طرف‌دار مشروطه بود و همواره مردم را به حمایت و پاسداری از نهضت مشروطه تشویق می‌کرد[۳] . برخی از آثار علمی ایشان از جمله حاشیه بر کتابهای ریاض‌المسائل، قوانین‌الاصول، مکاسب شیخ انصاری، فوائدالاصول و شرح لمعه وقف کتابخانه‌ی حسینیه‌ی شوشتری نجف شد[۴] . شیخ محمد خیابانی، روحانی مبارز و مجاهد عصر مشروطه، شاگرد و داماد وی بود[۵] . سیدمحمد خامنه‌ای (۱۲۹۳ نجف/شعبان ۱۳۵۳ق نجف) مشهور به پیغمبر[۶] ، عموی آیت‌الله خامنه‌ای از شاگردان آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی و دیگر بزرگان نجف بود، و فردی آگاه به مسائل زمان و از رجال طرف‌دار مشروطه به‌شمار میرفت[۷] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">مادر آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">بانو میردامادی (۱۲۹۳ش ـ ۱۳۶۸ش)، مادر آیت‌الله خامنه‌ای بانویی زاهد، متشرع، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات بود. او در جریان مبارزه با رژیم پهلوی با فرزندان مبارزش، به‌ویژه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای همگام بوده است[۱۶] .<br />
آیت‌الله خامنه‌ای درباره مادرشان می‌گویند: «مادرم خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس &#8211; البته حافظ شناس که میگویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ &#8211; و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت.<br />
ما وقتی بچه بودیم، همه مینشستیم و مادرم قرآن میخواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ میخواند. ما بچه‌ها دورش جمع میشدیم و برایمان به مناسبت، آیه‌هایی را که در مورد زندگی پیامبران است، میگفت. من خودم اولین بار، زندگی حضرت موسی، زندگی حضرت ابراهیم و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم &#8211; به این مناسبت &#8211; شنیدم. قرآن که میخواند، به آیاتی که نام پیامبران در آن است میرسید، بنا میکرد به شرح دادن.»<br />
آیت‌الله سیدهاشم نجف‌آبادی (میردامادی) (۱۳۰۳ق ـ۱۳۸۰ ق)، جد مادری آیت‌الله خامنه‌ای (از خاندان میرداماد فیلسوف مشهور عصر صفویه) از شاگردان آخوندخراسانی و میرزا محمدحسین نائینی، از علما و مفسران قرآن و از ائمه‌ی جماعت مسجد‌گوهرشاد بود[۱۷] و در عین حال به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ویژه‌ای داشت و در پی اعتراض به کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در دوره‌ی حکومت رضاشاه، به سمنان تبعید شد[۱۸] . آیت‌الله خامنه‌ای از سوی مادر به محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق (ع) نسب می‌رساند[۱۹] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">۲. شخصیت علمی و فرهنگی آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">۱.۲. <strong>تحصیل و تدریس</strong></p>
<p style="text-align: justify;">تحصیل در مشهد<br />
سیدعلی خامنه‌ای تحصیل را در چهار سالگی از مکتب‌خانه و با فراگیری قرآن کریم شروع کرد. دوره‌ی دبستان را در نخستین مدرسه‌ی اسلامی مشهد، دارالتعلیم دیانتی، گذراند[۲۰] . در همین ایام، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را نزد برخی قاریان قرآن مشهد آغاز کرد[۲۱] .<br />
هم‌زمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز کرد. شوق وافر او به تحصیلات حوزوی و تشویق والدین سبب شد که وی پس از اتمام دوره‌ی دبستان، وارد دنیای طلبگی شود و تحصیل علوم دینی را در مدرسه‌ی سلیمان‌خان ادامه دهد. وی بخشی از مقدمات را نیز نزد پدر طی کرد. سپس به مدرسه‌ی نواب رفت و دوره‌ی سطح را در آن به پایان برد. هم‌زمان با تحصیلات حوزوی دوره‌ی دبیرستان را تا سال دوم متوسطه ادامه داد[۲۲] .<br />
وی معالم‌الاصول را نزد آیت‌الله سیدجلیل حسینی سیستانی و شرح لمعه را نزد پدر و میرزا احمد مدرس یزدی فرا گرفت. رسائل، مکاسب و کفایه را نیز نزد پدر و آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی آموخت. در سال ۱۳۳۴ش، در درس خارج فقه آیت‌الله سید محمدهادی میلانی حاضر شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حوزه نجف</strong></p>
<p style="text-align: justify;">وی در ۱۳۳۶ش طی سفر کوتاهی همراه خانواده به نجف اشرف مشرف شد و در دروس مدرسان بنام حوزه‌ی علمیه‌ی نجف، از جمله آیات سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن بجنوردی حضور یافت، ولی به دلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در آن شهر به مشهد بازگشت[۲۳] و به مدت یک سال دیگر در درس آیت‌الله میلانی حاضر شد. سپس در سال ۱۳۳۷ش به شوق ادامه تحصیل عازم حوزه‌ی علمیه‌ی قم شد[۲۴] . در همین سال و پیش از عزیمت به قم، آیت‌الله محمدهادی میلانی به وی اجازه‌ی روایت داده بود[۲۵] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حوزه قم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">سید علی خامنه‌ای، در قم نزد بزرگانی چون آیات حاج‌آقا حسین بروجردی، ‌امام خمینی، حاج شیخ‌مرتضی حائری یزدی، سیدمحمد محقق داماد و علامه طباطبایی تلمذ نمود[۲۶] . در مدت اقامت در قم اکثر وقت خود را به تحقیق، مطالعه و تدریس می‌گذراند.</p>
<p style="text-align: justify;">بازگشت به مشهد<br />
آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۴۳ش به دلیل عارضه‌ی بینایی پدر و کمک به وی به ضرورت از قم به مشهد بازگشت و بار دیگر در جلسات درس آیت‌الله میلانی حضور یافت که تا سال ۱۳۴۹ ادامه داشت. او از ابتدای حضور در مشهد، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول (رسائل، مکاسب و کفایه) و برگزاری جلسات تفسیر برای عموم همت گماشت. در این جلسات جمعیت کثیری از قشر جوان به ویژه دانشجویان حضور پیدا می‌کردند[۲۷] . در جلسات تفسیر خود، مهمترین پایه‌های فکری اسلام و اندیشه اسلامی را از خلال آیات قرآن استخراج و بیان می‌نمود و به تعمیق بنیان‌های اندیشه مبارزه و براندازی حکومت طاغوت می‌‌پرداخت به صورتی که شرکت‌کننده در درس تفسیر او به این نتیجه ضروری و طبیعی می‌رسید که حکومتی بر پایه اسلام و معارف دین باید در کشور تحقق یابد. یکی از اهداف اصلی او از تفسیر، انتقال مبانی انقلاب اسلامی به جامعه بود از سال ۱۳۴۷ درس تخصصی تفسیر را نیز برای طلاب علوم دینی شروع کرد که این دروس و جلسات تفسیر تا سال ۱۳۵۶ و قبل از دستگیری و تبعید به ایرانشهر ادامه داشت[۲۸] . جلسات تفسیر در سالیانی از دوره ریاست جمهوری و پس از آن ادامه داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تدریس درس خارج</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ایشان از سال ۱۳۶۹ش تدریس خارج فقه را آغاز کرد و تاکنون به تدریس ابواب جهاد، قصاص، مکاسب محرمه و صلاة مسافر پرداخته اند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شخصیت ادبی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای با حوزه‌ی شعر و ادبیات مأنوس هستند و همواره به مطالعه رمان‌ و داستان علاقمند بوده‌اند و بسیاری از رمانها و داستانهای معتبر دنیا را مطالعه کرده‌اند. این علاقه با مطالعه رمانها و آثار ادبی نویسندگان بزرگ جهان و تاریخ و فرهنگ ملل شرق و غرب تداوم پیدا کرد. حتی به نقد کتابهای ادبی و شعر هم می‌پردازند. با بسیاری از شاعران، نویسندگان و روشنفکران زمانه در ارتباط بود.<br />
در ایامی که در مشهد حضور داشت در برخی از انجمنهای ادبی که با حضور شعرای بزرگ تشکیل می‌شد شرکت می‌کرد. در انجمن‌های ادبی به نقد شعر می‌پرداخت. خود نیز اشعاری سروده و در سال‌های اخیر تخلص «امین» را برگزیده است. مطالعه‌ی کتب تاریخی بخش دیگری از برنامه‌ی مطالعاتی دائمی ایشان است و به مباحث و موضوعات تاریخ معاصر احاطه دارند. [۲۹]</p>
<h2 style="text-align: justify;">۲.۲. آثار آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای تحقیق و تألیف را از دوران طلبگی آغاز کرد و تقریرات دروس اساتید خود را نگاشت[۳۰] و قبل از پیروزی انقلاب به ترجمه و تألیف چند اثر نیز همت گماشت.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تألیف‌ها و پژوهش‌ها آیت‌الله خامنه‌ای:</h2>
<p style="text-align: justify;">۱ـ چهار کتاب اصلی علم رجال<br />
۲ـ طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن<br />
۳ـ پیشوای صادق<br />
۴ـ از ژرفای نماز<br />
۵ـ صبر<br />
۶ـ روح توحید نفی عبودیت غیرخدا<br />
۷ـ گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه قم</p>
<h2 style="text-align: justify;">ترجمه‌ها توسط آیت‌الله خامنه‌ای :</h2>
<p style="text-align: justify;">۱- آینده در قلمرو اسلام، نوشته‌ی سیدقطب<br />
۲- صلح امام حسن: پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه‌ی تاریخ، نوشته شیخ راضی آل‌یاسین<br />
۳- تفسیر فی‌ظلال‌القرآن، نوشته سیدقطب<br />
۴- مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان، نوشته عبدالمنعم النمر<br />
۵- ادعانامه علیه تمدن غرب (ترجمه و تحقیقات)<br />
علاوه بر آن، بسیاری از آراء و اندیشه‌های ایشان که در گفتار و نوشتار ایشان و در قالب پیام، سخنرانی، خطبه، مصاحبه منعکس شده است به صورت کتاب و نرم‌افزار با عناوین گوناگون و به صورت موضوعی منتشر گردیده و برخی از آنها نیز به زبانهای دیگر ترجمه شده است. همچنین، پایان‌نامه‌ها، رساله‌ها، مقالات و کتابهای گوناگونی ناظر به افکار و اندیشه‌های ایشان تألیف و تدوین شده است. نیز، بخشی از مجموعه بیانات و مکتوبات ایشان در دوره رهبری با عنوان «حدیث ولایت» منتشر گردیده است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">۳. حیات سیاسی و اجتماعی آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">۱.۳. <strong>دوران مبارزات پیش از انقلاب</strong></p>
<p style="text-align: justify;">پیشینه‌ی فعالیتهای سیاسی ـ مذهبی خاندان آیت‌الله خامنه‌ای، در او زمینه‌ی تربیتی برای مبارزه‌ی سیاسی ـ مذهبی فراهم آورده بود. نقطه‌ی آغازین ورود به فعالیتهای سیاسی، دیدار او با سیدمجتبی نواب صفوی (میرلوحی) در مشهد بود که به بیان خود او اولین بارقه‌های انقلابی را در وی پدید آورد[۳۱] . نخستین دیدار وی با امام خمینی (ره) در سال ۱۳۳۶ش صورت گرفت اما چهره‌ی سیاسی امام خمینی برای اولین بار در جریان لایحه‌ی انجمنهای ایالتی و ولایتی برای ایشان مکشوف شد[۳۲] .<br />
آیت‌الله خامنه‌ای با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش وارد عرصه‌های گوناگون مبارزه با طاغوت شد. جزو نخستین افرادی بود که همگامی و فعالیت مبارزاتی را در دوره‌ی قبل از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آغاز کرد[۳۳] . در بهمن ۱۳۴۱، پس از همه‌پرسی لایحه‌ی انجمنهای ایالتی و ولایتی، آیت‌الله خامنه‌ای و برادرش سیدمحمد مأمور رساندن گزارش آیت‌الله محمدهادی میلانی به امام خمینی در قالب نامه در مورد واکنش مردم مشهد به این همه‌پرسی شدند[۳۴] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>نخستین دستگیری (ایام ۱۵ خرداد)</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در سال ۱۳۴۲ و در آستانه‌ی ماه محرم، امام خمینی وی را مأمور ساخت پیامهایی را به آیت‌الله میلانی و علما، روحانیون و هیأتهای مذهبی خراسان در جهت تداوم نهضت و آگاه‌سازی مردم در قبال تبلیغات رژیم پهلوی انتقال دهد[۳۵] . امام خمینی در این پیامها خط‌مشی مبارزه را ترسیم کرده و از علما و روحانیون خواسته بود به منظور تبیین جنایات رژیم پهلوی، ذکر واقعه‌ی مدرسه‌ی فیضیه از روز هفتم محرم در منابر خوانده شود[۳۶] . آیت‌الله خامنه‌ای خود نیز برای محقق ساختن هدف و اجرای خط‌مشی امام خمینی راهی بیرجند ــ که تحت نفوذ خاندان علم بود ــ شد و در منابر و مجالس آن شهر درباره‌ی حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه و سلطه‌ی اسرائیل بر جوامع اسلامی سخنرانی کرد[۳۷] . به دنبال این سخنرانی‌ها، وی در ۱۲ خرداد ۱۳۴۲ مقارن با هفتم ماه محرم ۱۳۸۳، دستگیر و در مشهد زندانی شد[۳۸] . پس از آزادی وی، آیت‌الله محمدهادی میلانی از او دیدن کرد[۳۹] . آیت‌الله خامنه‌ای پس از آن با حضور در جلساتی که در منزل آیت‌الله میلانی به منظور تداوم نهضت اسلامی در غیاب امام خمینی ــ‌که در حصر به سر می‌برد ـ تشکیل می‌شد، فعالیتهای سیاسی‌اش را تداوم بخشید[۴۰] . اندکی پس از آن به حوزه‌ی علمیه‌ی قم بازگشت و با کمک و همکاری برخی روحانیون مبارز به سازمان‌دهی مجدد فعالیتهای سیاسی از طریق جلسات مشورتی و تبلیغات پرداخت[۴۱] . او از جمله روحانیونی بود که در ۱۱ دی ۱۳۴۲ تلگرامی به آیت‌الله سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی، که در حمایت از امام خمینی زندانی شده بودند، فرستاد[۴۲] . در همان زمان طلاب خراسانی حوزه‌ی علمیه‌ی قم با هدایت او، در اعتراض به ادامه‌ی حصر امام خمینی نامه‌ای به حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت، نوشته و منتشر کردند که از جمله‌ی آنها خود ایشان و ابوالقاسم خزعلی و محمد عبایی خراسانی بودند[۴۳] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دومین بازداشت (سفرهای انقلابی)</strong></p>
<p style="text-align: justify;">ایشان در بهمن ۱۳۴۲، مقارن با رمضان ۱۳۸۳ق برای تبلیغ و تبیین مسائل نهضت اسلامی راهی زاهدان شد[۴۴] . سخنرانیهای او در مساجد زاهدان و استقبال مردمی از آن، رژیم را بر آن داشت که ایشان را دستگیر و به زندان قزل قلعه ـ که در آن زمان محل بازداشت زندانیان سیاسی و امنیتی بود ــ منتقل نماید[۴۵] . در ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ قرار بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای به قرار التزام به عدم خروج از حوزه‌ی قضایی تهران تبدیل و ایشان از زندان آزاد شد[۴۶] . از این پس تا پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتهای وی همواره تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تشکیل جلسه «یازده نفره» حوزه علمیه قم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای در پاییز ۱۳۴۳ از قم به مشهد بازگشت و در کنار مراقبت از پدر به فعالیتهای علمی و سیاسی پرداخت[۴۷] . او در زمره‌ی روحانیونی بود که اندکی پس از تبعید امام خمینی به ترکیه با نگارش نامه‌ای به دولت وقت ــ دولت امیرعباس هویدا ــ در ۲۹ بهمن ۱۳۴۳ به اوضاع نابسامان کشور و تبعید امام خمینی اعتراض کردند[۴۸] . سیدعلی خامنه‌ای به همراه عبدالرحیم ربانی شیرازی، علی فیض مشکینی، ابراهیم امینی، مهدی حائری تهرانی، حسینعلی منتظری، احمد آذری قمی، علی قدوسی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خامنه‌ای و محمدتقی مصباح یزدی[۴۹] . اعضای گروه یازده نفر بودند که با هدف تقویت و اصلاح حوزه‌ی علمیه‌ی قم برای مبارزه با رژیم پهلوی شکل گرفت. مبارزه بر مبنای فکر و عقیده بود و همین امر علت پیشرفت آن بود و روحانیون نیز به منزله‌ی بدنه و مغز متفکر مبارزه بودند. آنان در این مرحله از مبارزه به این نتیجه رسیده بودند که بدون تشکل، موفقیت کمتری خواهند داشت و وجود آن موجب می‌شود که از فروپاشی مبارزه توسط رژیم جلوگیری شود. این گروه در دوران تبعید امام خمینی، برنامه‌ریزی جریان مبارزات و تداوم آن را بر عهده گرفت. از این گروه به‌عنوان اولین تشکیلات سری حوزه‌ی علمیه‌ی قم یاد می‌شود، فعالیت این گروه در اواخر سال ۱۳۴۵ش توسط ساواک کشف و به دنبال آن برخی از اعضا دستگیر و برخی دیگر، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای تحت تعقیب قرار گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>بنیان‌گذاری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در کنار این، جلسه دیگری هم راه افتاده که بنیان جامعه مدرسین امروز است. «ما جزو کسانی هستیم که در اولین نشست‌های جامعه مدرسین عضو بودیم، شرکت داشتیم. هم بنده بودم، هم به نظرم آقای هاشمی بود&#8230; آقایان [علی] مشکینی، ربانی‌شیرازی، [ناصر] مکارم و&#8230; یک عده مسن‌ترها هم شرکت می‌کردند.»[۴۵]<br />
این جلسه‌ها و تصمیماتی که در آن گرفته می‌شد، فضای حوزه علمیه قم را تغییر داد. پا به رکاب‌ها و دست‌اندرکاران این تصمیمات، کسانی غیر از اعضاء جلسه بودند؛ طلبه‌های جوان و علاقمند. این تحرکات فضای بسته و مغموم قم را باز کرد.<br />
آیت‌الله خامنه‌ای در همین ایام مخفیانه به ترجمه و انتشار کتاب آینده در قلمرو اسلام اقدام کرد. در این کتاب به دو موضوع مهم فشار غرب و تبلیغات کمونیسم اشاره شده و دورنمایی از آینده که به سمت اسلام پیش می‌رود، آمده است[۵۰] . ساواک کتاب را توقیف و افراد مرتبط با انتشار آن را دستگیر کرد اما موفق به دستگیری و بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای (مترجم کتاب) نشد[۵۱] . آیت‌الله خامنه‌ای در آن ایام مدتی در تهران و کرج به فعالیت مشغول بود. اما به علت ندادن تعهد بر عدم اظهار مطالب ضد رژیم از فعالیتش در کرج ممانعت به عمل آمد. در مسجد امیرالمؤمنین (ع) تهران هم مدتی به امامت جماعت پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سومین بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای<br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در پی دستگیری و تبعید آیت‌الله سید حسن قمی در فروردین ۱۳۴۶ که به دنبال سخنرانی ضد رژیم او در مسجد گوهرشاد صورت گرفت، آیت‌الله خامنه‌ای از آیت‌الله میلانی خواست به این اقدام اعتراض کند[۵۲] . این اقدام وی سبب شد مأموران ساواک از حضور او در مشهد اطلاع یافته و در ۱۴ فروردین همان سال، در مراسم تشییع جنازه‌ی آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی، وی را دستگیر کنند[۵۳] . او در ۲۶ تیر همان سال آزاد شد[۵۴] . اندکی پس از آزادی، در تهران به ملاقات زندانیان سیاسی رفت. [۵۵]<br />
آیت‌الله خامنه‌ای از طریق ارتباط با مبارزین در نقاط مختلف، سعی در تشکل بخشیدن به مبارزین و مبارزه، تربیت نسل‌های جدید مبارزین و انقلابیون براساس اندیشه اسلامی خصوصاً بین طلاب علوم دینی و دانشجویان، سعی در اخذ مبانی مبارزه از قرآن و حدیث، مقابله با اندیشه‌های مادیگرایانه مارکسیستی و لیبرالیستی و امثال آن، به تعمیق اندیشه اسلامی و مبارزه در چهارچوب نهضت امام خمینی پرداخت و علیرغم مقابله رژیم پهلوی به موفقیت‌های زیادی دست یافت. نگاه چندبُعدی به مبارزه، استفاده از شبکه عظیم اطلاع‌رسانی نهضت امام خمینی و رسانه فراگیر منبر و عملگرایی‌اش، از برخی علل موفقیت ایشان بوده است.<br />
در پی وقوع زمین‌لرزه‌ی ویرانگر جنوب خراسان در ۹ شهریور ۱۳۴۷ عده‌ای از روحانیون خراسان به سرپرستی آیت‌الله خامنه‌ای با هدف امداد و سامان‌دهی کمکهای مردمی به زلزله‌زدگان، عازم فردوس شدند. این اقدام با مخالفت مقامات امنیتی محلی روبه‌رو شد اما گروه امداد اقدامات مؤثری در کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان انجام داد. حضور و کمک‌رسانی دو ماهه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای در فردوس فرصتی پدید آورد تا با مشکلات مردم زلزله‌زده از نزدیک آشنا شود و با آنان مأنوس گردد و در مجالس و منابر و همچنین هیئتهای مذهبی، پیام نهضت اسلامی را برای مردم آن سامان تبیین کند. این فعالیت‌ها حساسیت شهربانی و ساواک خراسان را برانگیخت و به اقامتش در فردوس پایان داده شد[۵۶] . او در اواخر دی‌ماه همان سال به قصد زیارت عتبات عالیات و دیدار با امام خمینی (ره) اقدام کرد اما با مخالفت و ممانعت ساواک روبه‌رو شد. این محدودیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و وی ممنوع‌الخروج بود. [۵۷]</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>محکومیت به شش ماه حبس</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای به اتهام عضویت در گروه یازده نفره به شش ماه زندان محکوم گردید. به دنبال انتشار این خبر در روزنامه‌ی کیهان و احضار آیت‌الله خامنه‌ای به دادگاه تجدید نظر، وی پس از مشورت با عده‌ای از علمای مشهد از حضور در دادگاه خودداری ورزید[۵۸] . او با آنکه تحت پیگرد بود با برخی از روحانیون مبارز ازجمله سید محمود طالقانی، سید محمدرضا سعیدی، محمدجواد باهنر، محمدرضا مهدوی‌کنی، مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی و فضلالله محلاتی در مشهد و تهران ارتباط داشت و به رغم اقامت در مشهد در بسیاری از جلسات علما و روحانیون مبارز تهران حضور می‌یافت[۵۹] . او با تشکیل جلساتی با حضور عده‌ای از روحانیون درباره‌ی اعزام روحانیون و طلاب به روستاهای اطراف مشهد تصمیم‌گیری و اقدام میکرد[۶۰] .<br />
آیت‌الله خامنه‌ای با نگاه عقیدتی به نهضت اسلامی و پرورش فکری مردم برآن مبنا، مبارزات خود را ادامه داد. او با برگزاری جلسات تفسیر برای طلاب علوم دینی و دانشجویان و ایراد سخنرانی برای اقشار مختلف مردم می‌کوشید مبانی دینی ـ اعتقادی آنان را تقویت نماید. او معتقد بود تحقق آرمانهای اسلامی در بستری از کوششهای فرهنگی ممکن است و خیزشهای مردمی جز با گسترش آگاهی و دانایی محقق نخواهد شد. جریان روشنفکری جریان فعال و مبارز در دانشگاهها تلقی می‌شد. این رویکرد را در واکنش به فعالیتهای جریانهای سیاسی معتقد به تفکر مارکسیستی، ضروری می‌دانست. در این زمینه فعالیتهای علمی و جلساتی را با شرکت مبارزان و متفکران اسلامی در سال ۱۳۴۸ برگزار کرد[۶۱] .</p>
<p style="text-align: justify;">سخنرانی‌ها آیت‌الله خامنه‌ای در حسینیه ارشاد و مسجد الجواد تهران</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای با بسیاری از روشنفکران و کانونهای روشنفکری مشهور در عرصه‌ی مبارزه نیز ارتباط و همکاری داشت. وی در سال ۱۳۴۸ به منظور تبیین مباحث تأثیرگذار در روند مبارزه به ایراد سخنرانیهایی در برخی مراکز فعال سیاسی ـ اسلامی در تهران از جمله حسینیه‌ی ارشاد و مسجد الجواد تهران دعوت شد[۶۲] . سخنرانیهای وی در حسینیه‌ی ارشاد که در اواخر سال ۱۳۴۸ و به دنبال دعوت آیت‌الله مرتضی مطهری از وی صورت گرفت و نیز سخنرانی در مسجد الجواد تهران، به دعوت انجمن اسلامی مهندسین، تأثیر زیادی در روشنگری نسل جوان، به ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان داشت[۶۳] . آیت‌الله خامنه‌ای در بهار ۱۳۴۹ در جهت عمق بخشیدن به روند نهضت اسلامی و تقویت بن‌مایه‌های عقیدتی مبارزه با رژیم پهلوی، سلسله جلساتی را پایه‌گذاری کرد که در آن ایده‌ی مبارزاتی خود مبنی بر تدوین جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی را با دعوت از افرادی چون مرتضی مطهری، سید محمود طالقانی، سید ابوالفضل زنجانی، مهدی بازرگان، اکبر هاشمی رفسنجانی، یدالله سحابی، عباس شیبانی و کاظم سامی به بحث و بررسی گذاشت. این سلسله‌جلسات به تدوین جهان‌بینی و ایدئولوژی اسلامی انجامید[۶۴] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">چهارمین بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">با درگذشت آیت‌الله سید محسن حکیم در خرداد ۱۳۴۹ بحث مرجعیت که در گذشته پس از رحلت آیت‌الله بروجردی مطرح شده بود، به صورت جدی در جامعه مطرح گردید و در این میان آیت‌الله خامنه‌ای ضمن گرامی‌داشت مقام فقهی و علمی آیت‌الله حکیم و ارسال پیامهای تسلیت به برخی از علما، تلاش مضاعفی برای تحکیم مرجعیت امام خمینی به عنوان مرجع تقلید اعلم انجام داد. در همان ایام و به دنبال شهادت آیت‌الله سید محمدرضا سعیدی در ۲۰ خرداد ۱۳۴۹ توسط ساواک که از مهم‌ترین مروجین امام خمینی در آن مقطع بود، تلاش کرد به همراه شمار دیگری از مبارزان ضمن هدایت واکنشهای مردمی در اعتراض به شهادت وی، از موقعیت پدید آمده به نفع مبارزه بهره ببرد. بر اثر جریان‌سازی وی در این برهه بود که عده‌ای از طلاب علوم دینی به تهیه و انتشار اعلامیه‌هایی در حمایت از امام خمینی و انتقاد از رژیم و ساواک اقدام کردند[۶۵] . به دنبال آن و با گسترش دامنه‌ی اعتراضات و مبارزات [۶۶] ساواک مشهد در ۲ مهر ۱۳۴۹ دستگیر و مدتی در زندان لشکر خراسان ـ تنها زندان امنیتی مشهد ـ بازداشت کرد[۶۷] . در محرم ۱۳۹۱/ اسفند ۱۳۴۹ با آنکه نام آیت‌الله خامنه‌ای در فهرست واعظان ممنوع‌المنبر ساواک قرار گرفته بود وی سخنرانیهایی در هیئت انصارالحسین تهران ایراد کرد[۶۸] . آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۵۰ به دعوت آیت‌الله طالقانی سخنرانی‌هایی در مسجد هدایت تهران، که کانون توجه دانشجویان و جوانان مبارز بود، ایراد کرد[۶۹] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">سه مرتبه بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۵۰</h2>
<p style="text-align: justify;">در پی تحریم جشنهای ۲۵۰۰ ساله از سوی امام خمینی[۷۰] ساواک مراقبتهای شدیدی نسبت به فعالیت روحانیون مبارز در پیش گرفت. بر این اساس وی در مرداد ۱۳۵۰ به ساواک مشهد احضار و مدتی در زندان لشکر خراسان بازداشت شد[۷۱] . او پس از آزادی، فعالیتهای خود را ادامه داد و در همان سال دو بار دیگر نیز بازداشت شد؛ یکی در آبان ۱۳۵۰ که به بازداشت کوتاه‌مدت وی در زندان لشکر خراسان انجامید. دیگری در ۲۱ آذر همان سال که به اتهام اقدام برضد امنیت داخلی به سه ماه حبس محکوم گردید[۷۲] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ادامه جلسات درس در تهران، مشهد و نیشابور</strong></p>
<p style="text-align: justify;">وی پس از آزادی، فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی خود را گسترش داد و بارها در جلسات هیئت انصارالحسین و مسجد نارمک تهران حضور یافت و سخنرانیهایی در موضوعات دینی و سیاسی ایراد کرد. جلسات درس و تفسیر او در مدرسه‌ی میرزاجعفر و مسجد امام حسن (ع) و مسجد قبله و نیز در منزلش در مشهد ادامه داشت. مخاطب او در این جلسات دانش‌آموزان، دانشجویان، طلاب جوان و گروههایی از اقشار مختلف مردم بودند که وی آنان را با تفکر اسلام انقلابی و سیاسی آشنا می‌ساخت. عده زیادی از مخاطبان جلسات و شاگردان او بعدها در اوج مبارزات در نقاط مختلف کشور به آگاهی‌بخشی پرداختند. گزارشهای جلسات سخنرانی و درس او بارها از سوی مأموران امنیتی منعکس شده است. از نظر ساواک، افرادی چون آیت‌الله خامنه‌ای از مدرسان روشنفکر و انقلابی حوزه‌های علمیه تلقی می‌شدند که ضمن داشتن ارتباط با دانشجویان و جوانان، مروج اندیشه‌های مبارزاتی امام خمینی و خواستار آگاه ساختن طلاب علوم دینی به مسائل سیاسی و اجتماعی بودند[۷۳] .<br />
آیت‌الله خامنه‌ای در فروردین ۱۳۵۲ برای تبلیغ عازم نیشابور شد و در مساجد آن شهر سلسله‌جلسات درس اصول عقاید را، که هفته‌ای یک بار در روزهای سه‌شنبه برگزار می‌شد، دایر کرد[۷۴] . در خرداد ۱۳۵۲ ساواک جلسات تفسیرش در مسجد امام حسن (ع) و منزلش را تعطیل کرد[۷۵] . آیت‌الله خامنه‌ای در آذر ۱۳۵۲ محل اقامه‌ی نماز جماعت و جلسات تفسیر خود را به دعوت بانی و واقف مسجد کرامت، به آن مسجد انتقال داد و مسجد یادشده را به کانون فعالیت دانشجویان و طلاب جوان تبدیل کرد[۷۶] . ساواک مشهد در واکنش به فعالیتهای سیاسی گسترده‌ی او، او را از اقامه‌ی نماز جماعت در آن مسجد باز داشت[۷۷] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>زندان ششم؛ سخت‌ترین دوره حبس</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در آبان ۱۳۵۳ به دعوت آیت‌الله محمد مفتح، امام جماعت مسجد جاوید تهران، که در آن ایام ممنوع‌المنبر شده بود، در آن مسجد به سخنرانی پرداخت. در پی آن ساواک به دستگیری آیت‌الله مفتح و تعطیلی مسجد جاوید به عنوان یکی از کانونهای مهم مبارزه اقدام کرد[۷۸] . به دنبال آن، منزل آیت‌الله خامنه‌ای هم در آذر ماه همان سال مورد بازرسی ساواک قرار گرفت. ساواک علت بازرسی را، اظهارات وی در جلسه‌ای خصوصی درباره‌ی ضرورت ایجاد جمعیتی برای سامان‌دهی مبارزه و استفاده از فرصتها برای پیشبرد اهداف نهضت اسلامی در مشهد اعلام نمود[۷۹] . در نهایت آیت‌الله خامنه‌ای در دی ۱۳۵۳ برای ششمین بار دستگیر و این بار به زندان کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری در تهران منتقل گردید[۸۰] و به گفته خود دشوارترین و سخت‌ترین وضعیت‌ حبس خود را تجربه کرد.او در حبس، اجازه‌ی ملاقات نداشت و از وضعیت و محل حبس او اطلاعی به خانواده‌اش نیز داده نشده بود[۸۱] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">فعالیت‌های منجر به تبعید آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">او در ۲ شهریور ۱۳۵۴ از زندان آزاد شد، اما تحت مراقبت مأموران امنیتی بود و اقامه‌ی جماعت، سخنرانی، تدریس و جلسات تفسیر وی حتی در منزلش ممنوع شده بود[۸۲] . اما او به‌رغم همه‌ی محدودیتهای سیاسی و امنیتی جلسات تفسیر و فعالیتها و اقدامات روشنگرانه‌ی انقلابی خود را به صورت مخفیانه پیگرفت و پرداخت شهریه‌ی امام خمینی به طلاب علوم دینی را نیز ادامه داد[۸۳] . در اواخر سال ۱۳۵۴ مخفیانه کتاب طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن را با نام مستعار سیدعلی حسینی منتشر کرد. او در خرداد ۱۳۵۵، به دنبال وقوع سیل در قوچان، گروهی را تشکیل داد که از مشهد برای کمکرسانی به مردم سیل‌زده به آن شهر اعزام شده و با استقرار در مدرسه‌ی عوضیه‌ی آن شهر به امدادرسانی پرداختند[۸۴] .<br />
در اسناد ساواک گزارش‌هایی درباره‌ی فعالیتهای سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای و پدرش در اواخر سال ۱۳۵۵ در مشهد وجود دارد که به طرف‌داری از امام خمینی و تبلیغ نهضت اسلامی پرداخته‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای در محرم ۱۳۹۶/دی ۱۳۵۵ سخنرانیهایی علیه رژیم ایراد کرد و ضمن برگزاری سلسله‌جلسات مباحثه درباره‌ی تبیین فضای فکری ـ فرهنگی، به‌ویژه برای دانشجویان و جوانان[۸۵] و نیز حضور در جلسات علما و روحانیون تهران روند مبارزه را شدت بخشید[۸۶] . از سوی دیگر، ساواک هم می‌کوشید برای به دست آوردن مستنداتی علیه او و مبارزان دیگر در آن جلسات نفوذ کند[۸۷] . به دنبال درگذشت علی شریعتی در لندن در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ آیت‌الله خامنه‌ای در بزرگداشت و مراسم ترحیم وی حضور داشت. این حضور او به دلیل آشنایی و ارتباط دیرینه‌اش با شریعتی و پدرش بود[۸۸] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر</h2>
<p style="text-align: justify;">به دنبال درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف اشرف، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه برخی از مبارزان مراسم ختمی در ۶ آبان در مسجد ملاهاشم برپا کرد[۸۹] . همان ایام به همراه عده‌ای از علمای مشهد تلگرام تسلیتی به امام خمینی در نجف مخابره کردند[۹۰] . با درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی و تحولاتی که در پی آن پدید آمد، نهضت اسلامی وارد مرحله‌ی نهایی خود شد و حرکتهای جدی برای پیروزی انقلاب آغاز گردید.</p>
<p style="text-align: justify;">رژیم پهلوی هم در واکنش به این فعالیتها، به‌رغم اعلام سیاست فضای باز سیاسی، با سرکوب و خفقان فعالیتهای مبارزان را محدودتر کرد. به دنبال اجرای این سیاست، برخی از مبارزان سرشناس به تبعید محکوم شدند که آیت‌الله خامنه‌ای هم در زمره‌ی آنان بود. او از سوی کمیسیون امنیت اجتماعی خراسان به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم گردید[۹۱] و مأموران ساواک در ۲۳ آذر ۱۳۵۶ به منزل او یورش برده و او را دستگیر و به ایرانشهر انتقال دادند. هدف رژیم از این اقدام، قطع ارتباط او با مردم و مبارزان و به دنبال آن، عدم توفیق وی در امر مبارزه و افشاگری علیه حکومت بود[۹۲] . اما وی به علت تعامل با اهل تسنن اشتهار و محبوبیتی در میان مردم ایرانشهر یافت و با بهره‌گیری از این فرصتها پیام انقلاب را به مردم دورترین نقاط کشور رساند[۹۳] . سخنرانیهای او در مسجد آل‌رسول ایرانشهر و رفت و آمد علما و روحانیون مبارز، نیروهای انقلابی و اقشار مختلف مردم به منزل او، عوامل امنیتی را بر آن داشت که فعالیتهای او را محدود سازند و از رفت و آمد مردم ممانعت به‌عمل آورند[۹۴] .</p>
<p style="text-align: justify;">او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۷ در پی کشتار مردم در یزد، در نامه‌ای به آیت‌الله محمد صدوقی این اقدام وحشیانه‌ی رژیم پهلوی را محکوم کرد و ضمن ترغیب مردم به ادامه‌ی مبارزه، یاد شهدای آن حادثه را گرامی داشت[۹۵] . این نامه به صورت اعلامیه در سراسر کشور پخش گردید[۹۶] .</p>
<p style="text-align: justify;">وقوع سیل در ایرانشهر در ۱۱ تیر۱۳۵۷ موقعیتی فراهم آورد تا آیت‌الله خامنه‌ای با توجه به تجربیات پیشینش، مدیریت تنها گروه امدادی را عهده‌دار شود. وی با هماهنگی‌هایی که با روحانیون شهرهای مختلف از جمله یزد و مشهد داشت، توانست کمکهای مردمی را از اقصا نقاط ایران جذب و در بین سیل‌زده‌ها تقسیم کند[۹۷] .</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای در دوران تبعید ارتباط خود را با مبارزان و علمای تراز اول مبارزه در شهرهای ایران حفظ کرد و پیوسته مکاتباتی درباره‌ی نهضت اسلامی با آنان داشت و از این طریق در جریان بسیاری از حوادث و رخدادها قرار می‌گرفت و با نامه‌نگاریهای گوناگون در بسیاری از تصمیم‌گیریهای جمعی علما مشارکت می‌کرد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به جیرفت</h2>
<p style="text-align: justify;">با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در آستانه‌ی ماه رمضان، ۲۸ شعبان ۱۳۹۸/ ۲۸ تیر۱۳۵۷، شماری از طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد به ادامه‌ی تبعید آیت‌الله خامنه‌ای اعتراض و خواستار بازگشت وی به مشهد شدند که به دخالت مأموران انتظامی انجامید[۹۸] . گسترش فعالیتهای انقلابی و مردمی آیت‌الله خامنه‌ای در راستای جهت‌دهی و سامان‌دهی مبارزه در ایرانشهر و مناطق و شهرهای اطراف از یک سو، و محبوبیت و نفوذ روزافزون وی در میان اقشار مختلف مردم آن سامان از سوی دیگر، مقامات امنیتی را بر آن داشت تا محل تبعید وی را به جیرفت که در مقایسه با ایرانشهر دورافتاده و دارای محدودیت‌های بیشتری بود، تغییر دهند. لذا وی در ۲۲ مرداد به جیرفت انتقال یافت[۹۹] .</p>
<p style="text-align: justify;">مبارزات سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای در جیرفت هم متوقف نماند و او از همان آغاز ورود به آن شهر با سخنرانی در مسجد جامع به افشاگری علیه حکومت پهلوی پرداخت. یکی از سخنرانیها، که در ۱۵ شهریور ۱۳۵۷ صورت گرفت، به برپایی تظاهرات و سردادن شعارهای انقلابی توسط مردم منجر شد[۱۰۰] . این اتفاق زمانی روی داد که هنوز تظاهرات و راهپیمایی در شهرهای کوچک معمول نشده بود. او در شمار روحانیون تبعیدی‌ای بود که در نامه‌ای به آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب، ضمن تشریح حوادث کشور و ذکر جنایات رژیم پهلوی در شیراز، مشهد، اصفهان و جهرم راهکارهایی را برای تداوم نهضت اسلامی تا سرنگونی حکومت پهلوی ارائه دادند[۱۰۱] . وی در این دوره، مخفیانه عازم کهنوج شده، سخنرانیهای افشاگرانه‌ای ایراد کرد[۱۰۲] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">بازگشت آیت‌الله خامنه‌ای به مشهد</h2>
<p style="text-align: justify;">با گسترش مبارزات مردمی و ازهم‌گسیختگی ارکان رژیم و ناتوانی آن در مهار روند انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای در اول مهر ۱۳۵۷ از جیرفت به مشهد مراجعت کرد و در آنجا فعالیت‌های خود را در امر سامان‌دهی امور انقلاب و تشدید روند مبارزه و پیگیری مسائل گوناگون نهضت ادامه داد[۱۰۳] . در ایام اقامت امام خمینی در فرانسه، با ارسال تلگرامی به همراه برخی از روحانیون مبارز مشهد، اقامت موقت امام در فرانسه را عاملی برای پدید آمدن موجی از امید و تصمیم و قاطعیت در دل مردم و نشانی از عزم و اراده‌ی راسخ امام در راه نجات امت مسلمان ایران عنوان کرده و از ایشان تقاضا کردند دستورات لازم را برای ادامه‌ی مبارزه صادر کند. در پایان نیز خواستار بازگشت امام خمینی به ایران شدند[۱۰۴] .</p>
<p style="text-align: justify;">فعالیتهای مبارزاتی آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد در مدت اندکی شتاب بیشتری به خود گرفت و او ضمن سازمان‌دهی حرکتها و تظاهرات مردمی، سخنرانیهای افشاگرانه‌ای را در اجتماعات مردم مشهد ایراد کرد[۱۰۵] . در عین ‌حال با بیت امام و دیگر مبارزان در ارتباط و مشورت دائم بود. پیرو همین ارتباط بود که سید احمد خمینی در ۱۰ آبان ۱۳۵۷ از پاریس با آیت‌الله صدوقی تماس گرفت و تمایل امام خمینی برای ملاقات با وی و آیت‌الله خامنه‌ای را اعلام کرد[۱۰۶] . آیت‌الله خامنه‌ای در شمار روحانیونی بود که با سخنرانی در ورزشگاه سعدآباد مشهد در اجتماع بزرگ فرهنگیان آن شهر خواستار بازگشت امام خمینی و تشکیل حکومت اسلامی شد[۱۰۷] . او در آخرین روزهای آبان همراه با سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد با عزیمت به شهرستانهای قوچان، شیروان و بجنورد و برپایی جلسات سخنرانی به تقویت جریان انقلاب در آن شهرها همت گماشت. فعالیتهای روزافزون و تأثیرگذار آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد، مقامات امنیتی رژیم پهلوی را بر آن داشت که ایشان را دستگیر نمایند. در گزارشهای ساواک از آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان یکی از پرچمداران برجسته‌ی انقلاب در خراسان نام برده شده است[۱۰۸] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای عاشورای ۵۷ در حرم امام رضا ع</h2>
<p style="text-align: justify;">وی در ۱۹ و ۲۰ آذر ۱۳۵۷ هم‌زمان با تاسوعا و عاشورای حسینی سخنرانی پرشوری در اجتماع بزرگ راه‌پیمایان مشهد ایراد کرد و خطبه‌ی شب عاشورا را در حرم مطهر امام‌رضا (ع) به نام امام خمینی خواند و با این اقدام انقلابی تابوی سنتی حکومت پهلوی را که تا پیش از آن، مراسم مذکور را به صورت تشریفاتی و با دعا برای محمدرضا پهلوی اجرا می‌کرد، در هم شکست[۱۰۹] . همچنین او در روز عاشورا تظاهرات عظیم مردم مشهد را سامان‌دهی کرد و در اجتماع بزرگ آنان به سخنرانی پرداخت[۱۱۰] . وی در شمار روحانیونی بود که در ۲۴ آذر در اعتراض به حمله‌ی مأمورین رژیم پهلوی به بیمارستان شاهرضای مشهد (امام رضا (ع) کنونی) برنامه‌ی تحصن در بیمارستان مزبور را مطرح کرد[۱۱۱] . در مسیر حرکت آنان برای تحصن بسیاری از مردم نیز به آنان پیوستند و در شمار متحصنین قرار گرفتند[۱۱۲] . متحصنین با صدور اعلامیه‌ای ضمن تشریح جنایات عوامل حکومت پهلوی، مجازات آنان را خواستار شدند[۱۱۳] و بر سرنگونی حکومت پهلوی و بازگشت امام خمینی تأکید کردند. این اقدام آنان بازتاب گستردهای یافت و اعلامیه‌های متعددی در همبستگی و حمایت از آنها در سراسر ایران منتشر شد[۱۱۴] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تظاهرات ۹ دی ۵۷ مشهد</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای در ۹ دی ۱۳۵۷ به همراه عده‌ای از علمای مبارز مشهد پیشاپیش جمعیت انبوهی از مردم به منظور همراه ساختن کارکنان استانداری خراسان با جریان انقلاب به سوی ساختمان استانداری حرکت کردند. اما علیرغم تلاشهای مسالمت‌آمیز آنها نیروهای انتظامی مستقر در استانداری به سوی مردم آتش گشودند. به دنبال آن جمعیت تظاهرکننده به خیابانها ریخته و برخی ساختمانها و مراکز دولتی را به آتش کشیدند. شب حادثه، علمای مشهد از جمله آیت‌الله خامنه‌ای با تشکیل جلسه‌ای کوشیدند مانع درگیری و کشتار بیشتر مردم در روز بعد بشوند، ولی عوامل رژیم پهلوی با قتل‌عام مردم تظاهرکننده فاجعه‌ی یکشنبه‌ی خونین ۱۰ دی ۱۳۵۷ را به بار آوردند[۱۱۵] . به دنبال وقوع این حوادث، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه عده‌ای از روحانیون مبارز مشهد در محکومیت این حادثه و تداوم نهضت اعلامیه‌ای صادر کردند[۱۱۶] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>عضویت در شورای انقلاب</strong></p>
<p style="text-align: justify;">با شتاب گرفتن روند فروپاشی حکومت پهلوی و نمایان شدن نشانه‌های پیروزی نهایی نهضت اسلامی، امام خمینی در ۲۲ دی ۱۳۵۷ فرمان تشکیل شورای انقلاب اسلامی را صادر کردند[۱۱۷] . آیت‌الله خامنه‌ای که از سوی امام به عضویت آن شورا انتخاب شده بودند با نقش محوری که در تحولات انقلاب اسلامی در مشهد داشت، این شهر را ترک و در اواخر دی ۱۳۵۷ به تهران آمد و در مدرسه‌ی رفاه مستقر شد و همگام با دیگر مبارزان، به‌ویژه آیات بهشتی، مطهری و مفتح برای تدارک مرحله‌ی نهایی پیروزی انقلاب اسلامی و برنامه‌ریزی برای آینده، نقش فعالی برعهده گرفت[۱۱۸] . پس از تشکیل کمیته‌ی استقبال از امام خمینی توسط شورای انقلاب اسلامی[۱۱۹] مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات آن را عهده‌دار شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تحصن در مسجد دانشگاه تهران</strong></p>
<p style="text-align: justify;">به دنبال بسته شدن فرودگاههای کشور به دستور بختیار و ممانعت از بازگشت امام خمینی به ایران، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه آیت‌الله بهشتی و چند تن از روحانیون مبارز سرشناس در اعتراض به این اقدام دولت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن عظیمی را سامان‌دهی کردند که با پیوستن سایر علما، دانشگاهیان و مردم ابعاد وسیعی به خود گرفت[۱۲۰].</p>
<p style="text-align: justify;">شب قبل از آغاز تحصن، آیت‌الله بهشتی در بهشت‌زهرا سخنرانی کرد و آیت‌الله خامنه‌ای قطعنامه‌ای را که خود تهیه کرده بود برای مردم قرائت نمود و با این برنامه تحصن روز بعد در مسجد دانشگاه تهران قطعیت یافت. آیت‌الله خامنه‌ای در طول تحصن با تشکیل ستادی و با مشارکت برخی از مبارزین متحصن به اقداماتی دست زدند که عمده‌ترین آنها انجام سخنرانی، انتشار اعلامیه و انتشار نشریه‌ای به نام «تحصن» بود[۱۲۱] . متحصنان در روز هشتم بهمن با صدور اعلامیه‌ای تأکید کردند تا باز شدن فرودگاهها به روی امام خمینی به تحصن خود ادامه خواهند داد[۱۲۲] . این تحصن که تا صبح روز ۱۲ بهمن ادامه یافت[۱۲۳] ، مسجد دانشگاه تهران را به کانونی تأثیرگذار در روند مبارزه تبدیل کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">در لحظه‌ی تاریخی ورود امام خمینی به میهن در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ آیت‌الله خامنه‌ای، به همراه علما، روحانیون و مبارزان اسلامی برای استقبال از امام خمینی در فرودگاه مهرآباد حضور یافت. در طول دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای همواره در کنار امام خمینی بود و در بسیاری از امور به ایشان مشورت می‌داد و همچنین مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات دفتر امام را با هدف مقابله با توطئه‌های خبری و تبلیغاتی مخالفان داخلی و خارجی حکومت اسلامی، مقابله با فرصت‌طلبی‌های احزاب و گروههای گوناگون سیاسی، تنظیم و انتشار اخبار و انتشار نشریه‌ای به نام «امام» بر عهده داشت. خود نیز چند مقاله نوشت و در آن نشریه منتشر کرد[۱۲۴] .</p>
<p style="text-align: justify;">۲.۳. دهه‌ی اول انقلاب اسلامی: بهمن ۱۳۵۷ &#8211; خرداد ۱۳۶۸<br />
۱.۲.۳. فعالیت‌های سیاسی</p>
<h2 style="text-align: justify;">عضویت آیت‌الله خامنه‌ای در شورای انقلاب</h2>
<p style="text-align: justify;">یکی از نخستین عرصه‌های نقش‌آفرینی آیت‌الله خامنه‌ای در روند تکون نظام جمهوری اسلامی، عضویت و فعالیت در شورای انقلاب بود. این شورا پس از مهاجرت امام خمینی به فرانسه در مهر۱۳۵۷ و ظهور نشانه‌های پیروزی انقلاب اسلامی و ورود نهضت اسلامی به مرحله‌ی انقلاب با نظر امام خمینی از اوایل آبان شکل گرفت و اعضای آن توسط امام خمینی به‌تدریج انتخاب شدند، اما به لحاظ رعایت ملاحظات مختلف به‌صورت رسمی در آستانه‌ی پیروزی انقلاب در ۲۲ دی ۱۳۵۷ اعلام گردید[۱۲۵] .</p>
<p style="text-align: justify;">نخستین اعضای شورا آقایان مرتضی مطهری، سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدرضا مهدوی کنی، سیدعلی خامنه‌ای و محمدجواد باهنر و اکبر هاشمی رفسنجانی بودند. در ادامه کار شورا نیز افراد دیگری به عضویت آن درآمدند[۱۲۶] . آیت‌الله خامنه‌ای در اواخر دی ماه در این جلسات حضور پیدا کرد[۱۲۷] . شورا در این مقطع، تصمیم‌گیریهای مهم در مورد مبارزه را برعهده داشت. از جمله‌ی آنها مذاکره با مقامات حکومت پهلوی و مقامات کشورهای خارجی، از جمله آمریکا و نیز تشکیل کمیته‌ی استقبال از امام خمینی بود[۱۲۸] . اقدام مهم دیگر شورای انقلاب در مقطع قبل از پیروزی، معرفی مهدی بازرگان به عنوان رئیس دولت موقت به امام خمینی بود[۱۲۹] .</p>
<p style="text-align: justify;">پس از پیروزی انقلاب آنچه برعهده شورای انقلاب قرار داشت عبارت بود از: قانون‌گذاری در غیاب قوه‌ی مقننه، انجام بخشی از وظایف قوه‌ی مجریه پس از ادغام دولت موقت و شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۸ و انجام همه آن پس از استعفای دولت موقت در ۱۴ آبان ۱۳۵۸ تا پس از آن. در کنار این وظایف اصلی، مرجعی برای رفع معضلات و بحرانهای پیشِ رویِ نظام نوپای جمهوری اسلامی و مشاوره برای امام نیز بود[۱۳۰] . به رغم تغییر چندین‌باره ترکیب اعضای شورای انقلاب در ادوار چهارگانه‌ی آن تا پایان فعالیتش در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ آیت‌الله خامنه‌ای عضو ثابت ان باقی ماند[۱۳۱] . ایستادگی در برابر نظرات و مواضع جهت‌دار اعضای موسوم به «لیبرال» شورا، هشدارهای مکرر نسبت به ضرورت جلوگیری از نفوذ اعضا و هواداران حزب توده ایران و دیگر احزاب و گروههای مخالف انقلاب اسلامی در ارتش و عرصه‌ی فرهنگ کشور از مواضع مهم وی در جلسات و تصمیمات شورا بود[۱۳۲] .</p>
<p style="text-align: justify;">او معتقد بود که در شورای انقلاب باید از اقشار گوناگون جامعه نمایندهای حضور داشته باشد[۱۳۳] . مسائل کردستان، سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق کشور و ضرورت حفظ وحدت از دیگر موضوعات مهم و مورد توجه وی در شورای انقلاب بود. او بر این عقیده بود که دولت موقت در قضیه کردستان ضعف نشان داده و باید آن را از راههای مختلف حل کرد و از سرایت آن به سایر مناطق قومی کشور جلوگیری نمود[۱۳۴] . در مورد منطقه‌ی سیستان و بلوچستان نیز براساس از تجربه‌ی حضورش در زمان تبعید و اطلاع از اوضاع سیاسی و اجتماعی آن منطقه، بر بهبود وضع اقتصادی و معیشتی مردم آن دیار تأکید داشت[۱۳۵] . در این زمینه در ۹ فروردین ۱۳۵۸ از سوی امام خمینی مأموریت یافت در رأس هیأتی عازم آن منطقه شود تا به خواستها و مشکلات مردم رسیدگی و در مورد وضعیت آن منطقه گزارشی تهیه کند[۱۳۶] . در این سفر، افزون بر مأموریت یادشده، با برخی از سران و متنفذین محلی منطقه دیدار و سیاستهای نظام جمهوری اسلامی را برای آنها تشریح و تبیین کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">حمایت از تأسیس و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جهاد سازندگی از دیگر مواضع اصولی وی در شورای انقلاب بود[۱۳۷]</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>معاونت شهید چمران</strong></p>
<p style="text-align: justify;">با ادغام دولت موقت و شورای انقلاب در آخر تیر ۱۳۵۸ برخی اعضای شورای انقلاب از سوی آن شورا به برخی از وزارتخانه‌های حساس راه یافتند و از آن جمله آیت‌الله خامنه‌ای به معاونت امور انقلاب وزارت دفاع انتخاب گردید. در این زمان دکتر مصطفی چمران وزیر دفاع بود[۱۳۸] . همچنین در جریان ادغام شورای انقلاب و دولت موقت که با هدف تمرکز بیشتر در قوه‌ی مجریه صورت گرفت ایشان به عضویت کمیسیون وزرای امنیتی که سرپرستی و مسئولیت کلیه‌ی امور انتظامی، نظامی و امنیتی، از جمله بحران‌های گنبد، کردستان و خوزستان و مقابله با اقدامات احزاب و گروههای ضدانقلاب را بر عهده داشت، انتخاب گردید[۱۳۹] .</p>
<p style="text-align: justify;">سرپرستی سپاه پاسداران<br />
از دیگر مأموریت‌های وی از طرف شورای انقلاب، مسئولیت مرکز اسناد و نیز سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۳ آذر ۱۳۵۸ بود[۱۴۰] . وی قبل از این نیز به نمایندگی از سوی شورای انقلاب در برخی جلسات سپاه پاسداران شرکت می‌کرد. علت انتخاب او به سرپرستی سپاه، باقی ماندن پاره‌ای اختلافات در بدنه و سازمان سپاه بود که در ماههای پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و با تلاشهای میانجیگرانه به نتیجه نرسیده بود[۱۴۱] . وی که از حامیان نیروهای نظامی مردمی، به‌ویژه سپاه بود، در مدت حضور در رأس آن نیرو سعی کرد علاوه بر رفع اختلافات موجود، سازمان مناسبی بدان بدهد. او در ۵ اسفند ۱۳۵۸ از مسئولیت سرپرستی سپاه به دلیل نامزدی در انتخابات نخستین دورۀ مجلس شورای اسلامی استعفا داد[۱۴۲] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تاسیس حزب جمهوری اسلامی ( آیت‌الله خامنه‌ای )<br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن، هم‌زمان با حضور مؤثر در شورای انقلاب و تمشیت امور انقلاب در دوره‌ی گذار[۱۴۳] ، به‌همراه سید محمد حسینی بهشتی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر برای ایجاد تشکلی انقلابی فعالیت می‌کرد[۱۴۴] . این تشکل با نام حزب جمهوری اسلامی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ رسماٌ اعلام موجودیت کرد اما پایه‌های تأسیس آن به جلساتی در مشهد در تابستان ۱۳۵۶ بر می‌گردد که در آن برخی از مبارزان از جمله مؤسسین بعدی حزب جمهوری اسلامی در صدد تشکیل مجمع و سازمان متشکلی برای فعالیت بر ضد حکومت پهلوی و توسعه اندیشه‌ی اسلامی بودند[۱۴۵] . بر این مبنا حزب در دوره فعالیت غیررسمی خود در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب نقش مؤثری در برگزاری اجتماعات و سخنرانیها بر عهده داشت که فعالیت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه قابل ملاحظه بود[۱۴۶] .</p>
<p style="text-align: justify;">از دلایل تأسیس حزب جمهوری اسلامی می‌توان به پرکردن خلاء ناشی از فقدان تشکیلات منظم و روزآمد برای صیانت و حمایت از نظام نوپای جمهوری اسلامی، کمک به تداوم انقلاب و حفظ یکپارچگی و حضور مردم در صحنه، پی‌ریزی بنیانهای اساسی نظام جمهوری اسلامی، صیانت از محوریت نقش‌آفرینی امام خمینی در دوران پس از انقلاب، تعمیق اندیشه‌ی اصیل اسلامی در اذهان مردم، هدایت لحظه به لحظه‌ی سیاسی مردم، کمک برای تأمین نیروی انسانی دستگاه‌های اجرایی برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی، موضع‌گیری صریح و صادقانه در برابر ترفندها و فریبهای دشمنان داخلی و خارجی اشاره کرد[۱۴۷] . وی از تهیه‌کنندگان مرامنامه‌ی حزب بود. در تقسیم‌بندی وظایف اعضا نیز وظیفه‌ی تبلیغات حزب را برعهده گرفت[۱۴۸] . ایشان عضو مؤسس و عضو شورای مرکزی حزب بود و در مجموع در دوره‌ی تأسیس حزب بیشتر نقش تبیینی ایفا کرد و مواضع حزب را به صورت گفتارها و جزوه‌هایی ارائه نمود. او در تأسیس شعبه‌ی حزب در مشهد نقش داشت و دفتر آن شعبه را در ۲۶ اسفند ۱۳۵۷ افتتاح کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی ( آیت‌الله خامنه‌ای )<br />
</strong></p>
<p style="text-align: justify;">پس از آیت‌الله بهشتی و دکتر باهنر ـ اولین و دومین دبیرکل حزب ـ آیت‌الله خامنه‌ای در شهریور ۱۳۶۰ از سوی شورای مرکزی حزب به عنوان سومین دبیرکل حزب انتخاب شد[۱۴۹] . در سالهای پس از پیروزی انقلاب تا زمان تثبیت نظام جمهوری اسلامی در دهه‌ی ۱۳۶۰، حزب جمهوری اسلامی به مثابه رکن مهمی از حاکمیت خارج از ساختار سیاسی رسمی فعالیت می‌کرد و مقوم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی بود[۱۵۰] .</p>
<p style="text-align: justify;">ایشان حزب جمهوری اسلامی را نهادی ضروری جهت حفاظت از کلیت نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌دانستند. نخستین کنگره‌ی حزب در اردیبهشت ۱۳۶۲ برگزار و آیت‌الله خامنه‌ای برای دومین بار به دبیرکلی حزب و عضویت شورای مرکزی[۱۵۱] و شورای داوری حزب[۱۵۲] انتخاب شد. وی در طول دوران ریاست جمهوری در جلسه‌های حزب جمهوری اسلامی در تهران و شهرستانها شرکت می‌کرد و ضمن تبیین مأموریتها و اهداف حزب، به پرسشهای دفاتر، شعب و اعضای حزب پاسخ می‌داد[۱۵۳] .</p>
<p style="text-align: justify;">ایشان هم‌زمان با دوره‌ی دوم ریاست جمهوری نیز دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی را بر عهده داشت. در این دوره فعالیتهای حزب به دلایل مختلف، از جمله: رفع بحرانهای سالهای اولیه‌ی انقلاب، تأسیس نهادها و سازمانهای مورد نیاز جمهوری اسلامی که حزب در تأسیس، تقویت و رشد آنها نقش مؤثری داشت، اشتغال شخصیت‌های محوری حزب از جمله آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی‌ رفسنجانی در مشاغل مهم نظام در کنار فقدان برخی از بنیانگذاران مؤثر آن، نارضایتی امام خمینی از تبدیل حزب از عامل وحدت‌بخش به عامل تفرقه و تشدید جناح‌بندیها در درون حزب، کاهش یافت و دیگر کارایی سالهای اولیه‌ی خود را نداشت[۱۵۴] . لذا آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی در اوایل خرداد ۱۳۶۶ با نگارش نامه‌ای به امام خمینی و ذکر دلایل یادشده، به ویژه پیدایش و تشدید جناح‌بندی در درون حزب و خطر آن برای وحدت و انسجام جامعه، خواستار تعطیلی فعالیتهای آن شدند[۱۵۵] . امام ‌خمینی نیز در ۱۱ خرداد ۱۳۶۶ با این درخواست موافقت کرد و متعاقب آن فعالیتهای حزب تعطیل شد[۱۵۶] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">امامت جمعه‌ی تهران <strong>( آیت‌الله خامنه‌ای )</strong></h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی در ۲۴ دی ۱۳۵۸ آیت‌الله خامنه‌ای را با اشاره به حسن سابقه و شایستگی در علم و عمل به امامت جمعه تهران منصوب کردند[۱۵۷] . ایشان نخستین نماز جمعه را در ۲۸ دی ۱۳۵۸ امامت کردند[۱۵۸] . از این تاریخ تا واقعه‌ی ۶ تیر۱۳۶۰ که در مسجد ابوذر تهران به ایشان سوء قصد و بر اثر آن به شدت مجروح گردیدند، به جز مقطع ۲۱ بهمن تا ۶ اسفند ۱۳۵۹ که در جریان سفری تبلیغی در هندوستان به سر میبرد، نماز جمعه‌ی تهران را اقامه کردند[۱۵۹] . پس از آن نیز همواره این سمت را بر عهده داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">اقدام مهم و ابتکاری وی در مورد نماز جمعه، پیشنهاد برگزاری سمینارهای ائمه‌ی جمعه به منظور انسجام شبکه‌ی امامان جمعه در داخل کشور و جهان اسلام بود که پس از موافقت امام خمینی، نخستین سمینار در مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم برگزار شد و پس از آن سمینارهای متعددی نیز برگزار شد[۱۶۰] . وی در خطبه‌های نماز جمعه به عنوان یک تریبون اثرگذار، مهم‌ترین و قاطع‌ترین مواضع اصولی و راهبردی نظام جمهوری اسلامی را ارائه کرده و همچنین، به تعمیق اندیشه دینی و بینش و بصیرت سیاسی جامعه پرداخته است. اهتمام به خطبه‌های عربی نیز که مخاطب آن مسلمانان جهان اسلام بود، از ویژگی‌های خطبه‌های ایشان بوده است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">نمایندگی در مجلس شورای اسلامی <strong>( آیت‌الله خامنه‌ای )</strong></h2>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای پس از نامزدی برای انتخابات نخستین دوره قانون‌گذاری مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸، از سوی ائتلاف بزرگ نیروهای خط امام شامل جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران، حزب جمهوری اسلامی و چندین سازمان و گروه اسلامی دیگر در انتخابات مجلس شورای اسلامی حمایت شد[۱۶۱] و از حوزه‌ی انتخابیه‌ی تهران وارد مجلس شد. در مجلس، عضو و رئیس کمیسیون امور دفاعی بود.</p>
<p style="text-align: justify;">در مدت ریاست ایشان طرحها، لوایح و موضوعات متعددی در آن کمیسیون بررسی شد که از مهم‌ترین آنها می‌توان تأمین نیازمندیهای استخدامی سپاه پاسداران، ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران، مسئله‌ی کردستان، مسائل مرزی، مسئله‌ی بلوچستان و سازمان‌دهی نوین ارتش را نام برد[۱۶۲] . از موضع‌گیریهای مهم وی در طول نمایندگی می‌توان به صحبت‌های مهم و مستند او در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر برای ریاست جمهوری اشاره کرد[۱۶۳] . با آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و به سبب حضور در جبهه‌های جنگ، در جلسات مجلس شورای اسلامی کمتر حضور یافت و پس از جراحت شدید در ۶ تیر ۱۳۶۰ در موارد معدود در آن حاضر شد. با انتخاب به مقام ریاست جمهوری در مهر ۱۳۶۰ قوه‌ی مقننه را ترک گفت.</p>
<h2 style="text-align: justify;">حضور آیت‌الله خامنه‌ای در دفاع مقدس</h2>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای از نخستین ساعات آغاز جنگ ایران و عراق، در تدبیر مسائل جنگ بصورت فعالانه به ایفای نقش پرداخت.</p>
<p style="text-align: justify;">ساعاتی پس از شروع حمله به خاک کشورمان اولین اطلاعیه در مورد تجاوز ارتش بعث عراق به ایران را تهیه و از رادیو به اطلاع مردم رساند[۱۶۴] . در دومین روز شروع جنگ در جلسه‌ای که در ستاد مشترک ارتش برای بررسی چگونگی برخورد با تجاوز نظامی عراق تشکیل شد، حضور یافت. و آنگاه که قرار شد یک نفر از آنها برای بررسی مسئله به جبهه‌های جنگ برود، نخستین کسی که این پیشنهاد را پذیرفت آیت‌الله خامنه‌ای بود[۱۶۵] . در ۵ مهر ۱۳۵۹ پس از اجازه امام خمینی در کسوت یک نظامی، در جبهه‌های جنگ حضور یافت[۱۶۶] تا گزارشی از وضعیت جبهه‌ها و امکانات نیروهای ایرانی منطقه‌ی مورد تجاوز نیروهای عراقی تهیه نموده و به سازمان‌دهی نیروها برای مقابله با دشمن کمک کند[۱۶۷] . بر این اساس عازم جبهه جنوب شد و تا اواسط بهار سال ۱۳۶۰ در آن جبهه‌ استقرار داشت. پس از آن در جبهه غرب حاضر شد. ولی حضور جز برای اقامه نماز جمعه تهران، دیدار و گزارش به امام یا جلسات ضروری و سفرها و سخنرانی‌های لازم، مستمر بود[۱۶۸]</p>
<p style="text-align: justify;">وی در چندین عملیات نظامی و یا طراحی آن شرکت کرد. پشتیبانی و تأمین نیازهای تسلیحاتی و تدارکاتی نیروهای بسیجی و سپاهی از دیگر فعالیتهای ایشان در صحنه‌ی نبرد بود. بیشتر وقت وی در جبهه‌ها صرف هدایت، پشتیبانی و طراحی عملیات ستاد جنگهای نامنظم ــ که توسط مصطفی چمران تشکیل شده بود ــ می‌شد[۱۶۹] . از اقدامات ویژه‌ی این ستاد که آیت‌الله خامنه‌ای مستقیماً در آن نقش داشت، تشکیل گروههای نظامی مخصوص شکار تانک بود. در پشتیبانی از جبهه‌های خرمشهر، آبادان و سوسنگرد نقش مؤثری داشت و در تقویت نیروهای نظامی مردمی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج و تهیه‌ی نیازمندیهای فنی و تجهیزاتی آنها نقش بسیاری ایفا نمود[۱۷۰] . از دیگر تلاش‌های ایشان ایجاد هماهنگی بین سپاه و ارتش در جبهه‌ها و عملیات نظامی بود[۱۷۱] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">نمایندگی امام در شورای عالی دفاع ( آیت‌الله خامنه‌ای )</h2>
<p style="text-align: justify;">به فرمان امام خمینی در ۲۰ مهر ۱۳۵۹ شورای عالی دفاع عهده‌دار کلیه‌ی امور جنگ شد[۱۷۲] و آیت‌الله خامنه‌ای که براساس حکم امام در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ نماینده‌ی ایشان در این شورا[۱۷۳] و نیز سخنگوی آن بود[۱۷۴] . در این مدت مشاور امام خمینی در امور و مسائل جنگ نیز بود[۱۷۵] . وی معمولاً در پایان جلسه‌های شورای عالی دفاع درباره‌ی مباحث و تصمیمات شورا مصاحبه‌ی مطبوعاتی انجام می‌داد و تصمیمات شورا را به اطلاع مردم می‌رسانید[۱۷۶] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">عملیات شکست حصر آبادان ( آیت‌الله خامنه‌ای )</h2>
<p style="text-align: justify;">در عملیات شکستن حصر آبادان[۱۷۷] حضور مستقیم داشت و در مورد خرمشهر نیز اعتقاد داشت که با اتخاذ تدابیر نظامی درست می‌توان از سقوط آن جلوگیری کرد. حتی در این زمینه نامه‌ای به ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور و فرمانده کل قوای وقت نوشت و هشدار داد که در صورت استقرار دو تیپ زرهی در اطراف سوسنگرد، می‌توان از سقوط شهر جلوگیری به عمل آورد. اما، بنی‌صدر به آن هشدار توجهی نکرد[۱۷۸] .</p>
<p style="text-align: justify;">اندکی پس از آغاز جنگ گروهی از شخصیتها و سازمانهای بین‌المللی و نیز برخی از کشورها برای ایجاد صلح بین دو کشور، به فعالیت‌هایی دست زدند. آیت‌الله خامنه‌ای در این مورد اعتقاد داشت تا زمانی که عراق شروط اصلی ایران شامل عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی، پرداخت خسارت و تنبیه متجاوز را نپذیرد، صلحی پدید نخواهد آمد و اگر عراق این شروط را نپذیرد آن را به زور از سرزمینهای خود بیرون می‌کنیم. همچنین معتقد بود که صلح تحمیلی بدتر از جنگ است[۱۷۹] . با وجود این تردد هیئتهای صلح را از این نظر که باعث روشن شدن ابعاد جنایات صدام حسین و نیروهای او علیه مردم ایران شد و به اثبات مظلومیت ایران و تجاوزگری صدام کمک می‌کرد، مفید می‌دانست[۱۸۰] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">جنگ، مهمترین موضوع دوران ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">در دو دوره‌ی ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای، جنگ در رأس امور و مهم‌ترین موضوع کشور بود. از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ تحولاتی در صحنه‌ی جنگ پیش‌ آمد و در مجموع موازنه در جبهه‌های جنگ به سود ایران تغییر یافت. نیروهای عراقی از بیشتر سرزمین‌های اشغال‌شده بیرون رانده شدند و با وحدت‌نظر مسئولان ارشد کشور ازجمله آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس شورای عالی دفاع سلسله عملیات‌های نظامی، طراحی و اجرا شد. هم‌زمان با آن تحولات، حضور دیپلماتیک ایران در عرصه‌ی بین‌المللی نیز بیشتر و فعال‌تر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">ایشان طی هفت سال از مجموع هشت سال دوران ریاست جمهوری خود که مقارن با جنگ بود، بخش زیادی از مذاکرات خارجی خود را به مذاکره با هیئتهای حسن‌نیت صلح که از سوی سازمانهای بین‌المللی، اسلامی و منطقه‌ای و یا با شخصیتهای مهم بین‌المللی و منطقه‌ای که مأموریت میانجی‌گری داشتند، اختصاص دادند. در دوره ریاست جمهوری به دلیل مخالفت امام با حضور در جبهه‌های جنگ، به برخی حضورها و بازدیدهای محدود اکتفا کردند اما در مقطع پایانی جنگ و پس از قبول قطعنامه وضعیت وخیم جبهه‌ها ایشان را ناگزیر کرد پس از کسب موافقت امام خمینی برای ایجاد تحولی عظیم به جبهه‌ها رهسپار شود.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین که آیت‌الله خامنه‌ای در دوره ریاست جمهوری رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ بود. این شورا به دلیل شرایط خاص جنگ در سال ۱۳۶۵ و به منظور به‌کارگیری هرچه بهتر امکانات کشور در خدمت جنگ و انجام اقدامات مؤثر در بسیج نیروها و امکانات برای رفع نیازمندیهای جبهه‌های جنگ تشکیل شد[۱۸۱] . امام خمینی در پاسخ به استعلام ایشان در ۱۹ بهمن ۱۳۶۶ مصوبات آن شورا را تا پایان جنگ لازم‌الاجرا اعلام کرد[۱۸۲] .</p>
<p style="text-align: justify;">در تابستان ۱۳۶۷ و در آخرین سال ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای، و با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران جنگ عراق با ایران به پایان رسید. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در جلسه‌ای به ریاست آیت‌الله خامنه‌ای و با حضور مسؤولان عالی‌رتبه نظام در ۲۶ تیر ۱۳۶۷ به تصویب رسید و امام خمینی نیز بر آن صحه گذاشت[۱۸۳] .</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی در پیامی به مردم ایران قبول قطعنامه را مسئله‌ای بسیار تلخ و ناگوار و صرفاً به دلیل مصلحت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: «قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم&#8230; در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته‌اند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است» [۱۸۴] . به دنبال این تصمیم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس‌جمهور در نامه‌ای در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷ به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، خاویر پرز دکوئیار، پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ سازمان ملل از سوی ایران را اعلام کرد[۱۸۵] .</p>
<p style="text-align: justify;">۲.۲.۳. فعالیتهای ارشادی و تبیینی<br />
بخش مهمی از فعالیتهای سیاسی و مذهبی آیت‌الله خامنه‌ای از پیروزی انقلاب اسلامی تا انتخاب به ریاست جمهوری، فعالیتهای ارشادی به منظور نهادینه کردن و تثبیت نظام جمهوری اسلامی بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;">توصیه امام به دانشجویان برای رجوع به آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">به دنبال شهادت آیت‌الله مرتضی مطهری و خلائی که از فقدان وی در میان دانشجویان و دانشگاهیان پدید آمده بود، امام خمینی در ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ طی سخنانی در جمع دانشجویان، آیت‌الله خامنه‌ای را فردی فهیم و سخنور نامیده و مرجع رسیدگی به مسائل فکری و عقیدتی دانشجویان و مقابله با تبلیغات احزاب و گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی، به‌ویژه مارکسیستها در محیط دانشگاهی تعیین کرد[۱۸۶] .</p>
<p style="text-align: justify;">وی از این تاریخ تا شروع جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ روزهای دوشنبه در مسجد دانشگاه تهران در جمع دانشجویان حضور می‌یافت و ضمن اقامه جماعت نماز ظهر و عصر و ایراد سخنرانی در موضوعات مهم روز، به پرسشهای فکری و سیاسی آنها پاسخ می‌داد. این جلسات بعدها در مساجد مهم تهران ادامه پیدا کرد. حادثه سوء‌قصد به ایشان در مسجد اباذر در خلال یکی از از همین جلسات رخ داد[۱۸۷] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">جلوگیری از انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی توسط آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">اقدام دیگر او مقابله با تلاشهایی بود که از سوی برخی از اعضای دولت موقت برای انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی در حال شکل‌گیری بود. بدین نحو که نامهای به امضای پانزده نفر از وزیران و اعضای دولت موقت تهیه شده بود و در نظر داشتند قبل از اطلاع امام خمینی و اظهار نظر ایشان، انحلال مجلس مزبور را به مردم اطلاع دهند و اگر امام خمینی مخالفتی کرد به صورت دسته‌جمعی استعفا کنند[۱۸۸] .</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای که از سوی شورای انقلاب در جلسه‌ی هیأت وزیران شرکت می‌کرد، بعد از طرح نامه‌ی مذکور در جلسه به شدت با آن مخالفت نمود و بر ضرورت اطلاع امام خمینی پیش از انتشار آن تأکید ورزید. امام خمینی نیز، پس از آگاهی از موضوع، با درخواست آنان مخالفت نمود و بر ادامه‌ی کار قانونی مجلس خبرگان قانون اساسی تأکید کرد[۱۸۹] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">سفر تبلیغی به هندآیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">در دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که مقارن با آغاز قرن پانزدهم هجری قمری نیز بود بنا به تصمیم شورای عالی تبلیغات اسلامی، هیئتهای گوناگونی از طرف نظام جمهوری اسلامی به کشورهای مختلف جهان عزیمت کردند تا مواضع و دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران و ویژگی‌های انقلاب اسلامی را برای ملتها، به ویژه ملتهای مسلمان تشریح و تبیین کنند. آیت‌الله خامنه‌ای سرپرستی هیئت اعزامی به هندوستان را بر عهده گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">ایشان به مدت دو هفته در اواخر بهمن و اوایل اسفند ۱۳۵۹ به شهرهایی چون دهلی‌نو، حیدرآباد، بنگلور[۱۹۰] و منطقه‌ی کشمیر[۱۹۱] سفر کرد و در سخنرانیها، ‌دیدارها و گفت‌وگوها و مصاحبه‌های مطبوعاتی به‌ویژه با اصحاب مطبوعات محلی، دانشجویان و استادان دانشگاهها، تشکلها و شخصیتهای اسلامی و شیعیان هند چهره‌ی واقعی انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی و مسائل مهم آن، به ویژه جنگ با عراق را تشریح و بیان کرد[۱۹۲] . همچنین، با خانم گاندی نخست‌وزیر هند ـ که از شخصیت‌های معتبر و موجه بین‌المللی بود ـ دیدار و گفتگو کرد[۱۹۳] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">مقابله آیت‌الله خامنه‌ای با لیبرال‌ها و بنی‌صدر</h2>
<p style="text-align: justify;">یکی از مسائل مهم جامعه‌ی ایران در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی وجود و فعالیت دو جناح تأثیرگذار موسوم به نیروهای خط امام و لیبرالها در ساختار سیاسی رسمی کشور بود. بیشتر یاران، نزدیکان و مشاوران امام خمینی از جمله آیت‌الله خامنه‌ای در جناح نیروهای خط امام قرار داشتند. چهره‌ی شاخص جناح لیبرال که از لحاظ فکری و بینش سیاسی تعارض‌های زیادی با نیروهای خط امام داشت، ابوالحسن بنی‌صدر بود.</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای، بنی‌صدر را نماینده‌ی جریانی می‌دانست که عامل تفرقه و درگیری در سطح مسئولان ارشد کشور و در نتیجه سبب تفرقه و تشتت در جامعه بود[۱۹۴] . اما با وجود اختلاف ‌نظر اساسی با بنی‌صدر و جریان همفکر و حامی او، به منظور حفظ وحدت در جامعه و تأکید امام خمینی بر آن، مخالفت خود را در محافل عمومی ابراز نمی‌کرد. در برخی موارد نیز داوری نزد امام خمینی می‌برد. پس از انحراف واضح بنی‌صدر از ماهیت انقلاب اسلامی و قانون اساسی و پس از طرح عدم کفایت سیاسی وی برای ریاست جمهوری در مجلس شورای اسلامی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، آیت‌الله خامنه‌ای در موافقت با طرح نطق مشروح و مؤثری را ایراد کرد[۱۹۵] .</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای از ۱۳۵۸ تا اول تیر ۱۳۶۰ در موارد گوناگون علیه جناح لیبرال‌ و ملی‌گرا موضع مخالف گرفت. وی با حفظ دفتر مستشاری نظامی امریکا در ایران و تغییر نام آن از سوی دولت موقت مخالفت کرد[۱۹۶] . در مورد انتخاب وزیران، معاونان وزراء و مسئله‌ی پاکسازی در ادارات و سازمانهای دولتی نیز با انتخاب افرادی که در خط انقلاب نبودند و طرف‌دار خط سازش با امریکا و یا رابطه داشتن با کشورهای مرتجع عرب و مواردی از این دست بودند، مخالفت می‌کرد[۱۹۷] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">۳.۲.۳. ترور نافرجام به آیت‌الله خامنه‌ای توسط منافقین</h2>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای در ۶ تیر ۱۳۶۰ و در حال سخنرانی پس از نماز ظهر در مسجد ابوذر، واقع در یکی از مناطق جنوب تهران، در اثر انفجار بمبی که در ضبط صوت کار گذاشته شده بود به شدت زخمی شد[۱۹۸] . امام خمینی، در پیامی خطاب به ایشان توطئه‌ی سوء‌قصد به جان وی را محکوم کرد و از ایشان تجلیل نمود[۱۹۹] . بر اثر این سوء قصد، ایشان از ناحیه‌ی سینه، کتف و دست راست آسیب جدی دید. گزارشهای غیررسمی مسبب این حادثه را سازمان مجاهدین خلق ایران دانسته‌اند[۲۰۰] . آیت‌الله خامنه‌ای اولین فردی بود که در حوادث و جریانات پس از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری ترور شد. در ۱۸ مرداد ۱۳۶۰ از بیمارستان مرخص شد و مجدداً ‌به صحنه‌ی اجتماع و سیاست بازگشت و از ۲۶ مرداد ۱۳۶۰ در جلسات مجلس شورای اسلامی حاضر شد[۲۰۱] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">۳.۳. دوران ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">دور اول &#8211; انتخاب به عنوان ریاست جمهوری با ۹۵ درصد آرا</p>
<p style="text-align: justify;">پس از شهادت محمدعلی رجایی ـ دومین رئیس جمهور اسلامی ایران ـ شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و نیز جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به اتفاق آرا و علیرغم مخالفت ایشان، وی را به عنوان نامزد ریاست ‌جمهوری انتخاب کردند و امام خمینی که سابقاً با تصدی روحانیون برای ریاست جمهوری موافق نبودند با نامزدی ایشان موافقت کردند[۲۰۲] .</p>
<p style="text-align: justify;">پس از نامزدی و اعلام صلاحیت توسط شورای نگهبان، گروه‌ها و شخصیت‌های مختلف از ریاست جمهوری ایشان حمایت کردند. از مهم‌ترین حامیان آیت‌الله خامنه‌ای ائتلاف گروههای خط امام بود[۲۰۳] . انتخابات در ۱۰ مهر ۱۳۶۰ برگزار شد و آیت‌الله خامنه‌ای با کسب اکثریت مطلق آراء (۹۵ ممیز ۱۱ درصد) به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد[۲۰۴] . در ۱۷ مهر ۱۳۶۰ امام خمینی حکم ریاست ‌جمهوری ایشان را تنفیذ کرد[۲۰۵] و در ۲۱ مهر به عنوان سومین رئیس‌جمهور اسلامی ایران در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد کرد[۲۰۶] .</p>
<p style="text-align: justify;">در ۲۷ مهر ۱۳۶۰ علی‌اکبر ولایتی را که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و از نیروهای خط امام بود، به عنوان نخست‌وزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد[۲۰۷] ، ولی وی در رأی‌گیری روز ۳۰ مهر ۱۳۶۰ نتوانست آرای اکثریت نمایندگان را کسب نماید[۲۰۸] . در ۴ آبان ۱۳۶۰ میرحسین موسوی را که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیر روزنامه‌ی جمهوری اسلامی و وزیر امور خارجه‌ی دولتهای رجایی، باهنر و مهدوی کنی[۲۰۹] بود به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد[۲۱۰] . او توانست در ۶ آبان ۱۳۶۰ آراء موافق اکثریت نمایندگان مجلس را کسب کند[۲۱۱] .</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای ریاست ‌جمهوری خود را در حالی آغاز کرد که نهاد ریاست‌ جمهوری از ساختار مناسبی برخوردار نبود. گروههای مشاور و کارگروهها برای کمک به رئیس‌جمهور در انجام وظایف قانونی نیز هنوز تشکیل نشده بود و این امر مشکلات فراوانی را برای عملکرد رئیس‌جمهور پدید می‌آورد. به تدریج، دفتر ریاست‌ جمهوری با چندین مشاور و کارگروه شکل گرفت[۲۱۲] . آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدا بخشی از تلاشهای خود را معطوف ساختارسازی برای دفتر رئیس‌ جمهور و نهاد ریاست ‌جمهوری کرد. بعدها در پی ابهام در شرح وظایف رئیس جمهور که کاستی آن به‌ویژه در تعامل با نخست‌وزیر در طول دوره اول آشکار شده بود، قانون اختیارات رئیس جمهور تهیه و تدوین شد و در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید[۲۱۳] .</p>
<p style="text-align: justify;">سرفصل برنامه‌های آیت‌الله خامنه‌ای در دوره‌ی چهارساله‌ی اول ریاست جمهوری عبارت از: اهتمام به امور مربوط به جنگ تحمیلی، نیل به سیاست‌های اقتصادی به سوی حمایت از مستضعفان و دورافتادگان از مرکز، طاغوت‌زدایی از همه‌ی شئون زندگی اداری، اجتماعی و سیاسی مردم ایران، کشف و به کارگیری استعدادهای انسانی در همه‌ی عرصه‌ها از تکنیک تا هنر، تأمین امنیت اجتماعی، اداری و قضایی برای ارائه‌ی خدمت مؤثر به مردم، تأمین امنیت و آزادی همه‌ی افراد وفادار به نظام جمهوری اسلامی با هر اندیشه و تفکر[۲۱۴] . در دوره‌ی چهارساله‌ی دوم نیز ضمن ادامه‌ی برنامه‌های دوره‌ی اول که در رأس آنها جنگ تحمیلی قرار داشت، تدوین لایحه‌ی اختیارات ریاست جمهوری، کاهش تصدی‌گری دولت و واگذاری امور به مردم، به کار گماردن مسئولین لایق، انقلابی و کارآمد در دولت، رفع فقر مزمن و طولانی‌مدت حاکم بر جامعه و زندگی مردم، واگذاری زمینهای کشاورزی به مردم، واگذاری صنایع دولتی به بخش تعاونی، سهیم‌شدن کارگران در کارخانه‌ها، گسترش و توسعه‌ی صادرات غیرنفتی و کاهش اتکای کشور به درآمد نفت، مشارکت مردم در امور اقتصادی و فرهنگی کشور با نظارت دولت، سوق دادن سیاست فرهنگی کشور به سوی استقلال فرهنگی از اهم برنامه‌های آیت‌الله خامنه‌ای بود[۲۱۵] .<br />
در عرصه‌ی سیاست و روابط خارجی برنامه‌ی ایشان شامل اتخاذ سیاست مستقل و متوازن در قبال هر یک از کشورهای جهان و تصمیم‌گیری برمبنای مصالح نظام و کشور همراه با قاطعیت و صراحت، عدم وابستگی به شرق و غرب[۲۱۶] ، اهمیت دادن به وحدت میان مسلمانان جهان، اهتمام جدی در بازپس گرفتن حقوق مسلمانان جهان از قدرتهای جهانی و مبارزه‌ی مستمر با هرگونه اقدام و حرکتی در جهت سلطه‌ی ابرقدرتها در منطقه، اهتمام جدی به مسئله‌ی قدس و دیگر سرزمینهای غصب‌شده‌ی فلسطین و آمادگی برای مبارزه‌ی همه‌جانبه با دشمن صهیونیست، بازگشت به فرهنگ غنی و اصیل اسلامی در عرصه‌ی بین‌المللی به عنوان سد راه دشمنان و غارتگران، افزایش فعالیت و حضور مؤثر در صحنه‌های بین‌المللی بود[۲۱۷] .</p>
<h2 style="text-align: justify;">دوره‌ی دوم ریاست‌ جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">باتوجه به تجربه مشکلات و اختلاف‌نظرها با نخست‌وزیر و برخی اعضای هیئت دولت در چهار ساله اول ریاست جمهوری مایل نبود برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند اما پس از آنکه امام خمینی آن را تکلیف شرعی ایشان دانستند، تصمیم گرفت که در انتخابات چهارمین دوره ریاست جمهوری نامزد شود و از امام خواست که در انتخاب نخست‌وزیر مختار باشد و امام هم پذیرفت[۲۱۸] .<br />
پس از انتخاب مجدد به عنوان رئیس‌جمهور، و در آستانه‌ی انتخاب نخست‌وزیر آنگاه که معلوم شد آیت‌الله خامنه‌ای به سبب عدم رضایت از وضعیت اداره کشور توسط نخست‌وزیر درصدد معرفی فرد دیگری برای نخست‌وزیری است برخی نظامی‌ها نزد امام ابراز کردند که پیشرفت در جبهه‌های جنگ منوط به نخست‌وزیری دوباره مهندس موسوی است. امام خمینی به جهت مصلحت جنگ این نظر را پذیرفتند و به آیت‌الله خامنه‌ای حکم کردند که مهندس موسوی را به عنوان نخست‌وزیر معرفی کند. آیت‌الله خامنه‌ای در اطاعت از حکم امام و علیرغم نظر مخالف خود، وی را به مجلس معرفی کرد[۲۱۹] . در دوره‌ی دوم ریاست‌ جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای اختلافات رئیس جمهور و نخست‌وزیر ادامه یافت و در مواردی مانند معرفی اعضای کابینه، تشدید هم شد.</p>
<p style="text-align: justify;">۱.۳.۳. فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی در دوران ریاست جمهوری</p>
<h2 style="text-align: justify;">ترمیم تشکیلات انقلاب فرهنگی آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">در ۸ شهریور ۱۳۶۲ آیت‌الله خامنه‌ای، اولین ترمیم عمده در ستاد انقلاب فرهنگی را براساس حکم امام خمینی عهده‌دار شد. امام این حکم را در پاسخ به استعلام ایشان به مناسبت بازگشایی دانشگاهها صادر کرد[۲۲۰] . همچنین، دومین ترمیم در ستاد انقلاب فرهنگی را بر اساس پیام امام خمینی در ۱۹ آذر ۱۳۶۳، صورت داد[۲۲۱] . در این ترمیم، ستاد انقلاب فرهنگی به شورای عالی انقلاب فرهنگی تغییر نام داد و رئیس‌جمهور رئیس این شورا شد[۲۲۲] . آیت‌الله خامنه‌ای این سمت را تا پایان دومین دوره‌ی ریاست جمهوری خود در تیر ۱۳۶۸ عهده‌دار بود و در این سالها در تدوین سیاستهای مهم فرهنگی کشور نقش مؤثری ایفا نمود[۲۲۳] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>فعال کردن دستگاه سیاست خارجی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در دوران هشت ساله‌ی ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی ایران فعالتر شد. یکی از شاخصهای توسعه‌ی سیاست و روابط خارجی، سفرهای رئیس‌جمهور به کشورهای مختلف برای توسعه روابط بود که در دوره‌ی اول ریاست جمهوری شروع شد و در دوره‌ی دوم توسعه یافت[۲۲۴] . ایشان در دوره‌ی اول ریاست‌ جمهوری از ۱۵ تا ۲۰ شهریور ۱۳۶۳ به کشورهای سوریه، لیبی و الجزایر و در دوره‌ی دوم از ۲۳ دی تا ۳ بهمن ۱۳۶۴ به کشورهای آسیایی و آفریقایی پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا و موزامبیک سفر نمود. از ۱۱ تا ۱۵ شهریور ۱۳۶۵ برای شرکت در هشتمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در هراره مجدداً به زیمبابوه سفر کرد. در این سفر در اجلاس سران سخنرانی کرد و با برخی از سران کشورهای غیرمتعهد دیدار و گفت‌وگو نمود[۲۲۵] . از ۲ تا ۶ اسفند ۱۳۶۷ به کشورهای یوگسلاوی و رومانی[۲۲۶] و از ۱۹ تا ۲۶ اردیبهشت ۱۳۶۸ به کشورهای چین و کره ‌شمالی سفر کرد[۲۲۷] .<br />
آیت‌الله خامنه‌ای در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ در چهل و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کرد و در سخنرانی خود دیدگاهها و مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران را برای سران دولتهای جهان تشریح نمود. این اولین حضور رئیس جمهور اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود[۲۲۸] . نکته‌ی حائز اهمیت در سفر به سازمان ملل، استقبال عظیم ایرانیان و مسلمانان مقیم نیویورک و اصحاب مطبوعات بین‌المللی از ایشان و فعالیتهای ایشان برای تبیین شرایط انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و سیاستهای استکبار جهانی در قبال ایران بود. امامت نماز جمعه‌ی مسلمانان نیویورک و سخنرانی در خطبه‌های آن نیز از نکات جالب و با اهمیت این سفر بود.<br />
از اقدامات دیگر آیت‌الله خامنه‌ای در زمینه‌ی سیاست خارجی می‌توان به برقراری ارتباط منسجم با گروههای سیاسی شیعی در افغانستان، عراق و لبنان و ایجاد تفاهم بین آنها و تشکیل مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق اشاره کرد. به طوری که اختلاف بین آنها را به وحدت و اتحاد بر ضد دشمن مشترک‌شان تبدیل کرد. تشکیل حزب وحدت اسلامی از احزاب هشت‌گانه افغانستان که به رقابت زیان‌بار آنها پایان داد و نیز تشکیل مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق از مصداق‌های مهم این رویکرد است. در این دوره، به دامنه‌ی حمایت ایران از مبارزان اسلامی در لبنان، فلسطین، عراق و افغانستان افزوده شد و پشتیبانی ایران به احزاب و گروههای اسلامی در آن کشورها جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی قابل ملاحظه‌ای بخشید.</p>
<h2 style="text-align: justify;">بازدیدها، دیدار و سفرهای استانی توسط آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">دیدار با اقشار مختلف مردم، بازدید از مؤسسات و سازمانهای گوناگون، شرکت در مراسم افتتاح طرحها، شرکت در همایشها و سفرهای استانی از دیگر برنامه‌ها و اقدامات آیت‌الله خامنه‌ای در دوره ریاست جمهوری بود. حفظ ارتباط با مردم به ویژه خانواده‌های شهدا از راهبردهای اساسی آیت‌الله خامنه‌ای در دوره ریاست جمهوری بود. بر این پایه ملاقات‌های مردمی ـ در مناسبت‌های مختلف ـ در دیدارهای با خانواده‌های شهدا، خصوصاً سرزدن به منازل آنان به عنوان یکی از برنامه‌های ثابت ایشان و ابتکار قابل توجه در نوع رابطه زمامداران و مردم محسوب می‌شود. همچنین، سفرهای آیت‌الله خامنه‌ای به استانها و مناطق مختلف کشور، با هدف ملاقات با اقشار مختلف مردم، به‌ویژه قشر محروم و آشنایی با مسائل و مشکلات آنها از نزدیک، رفع اختلافات مقامات محلی، پیگیری مسائل مربوط به جنگ و همکاری سپاه و ارتش، دیدار با علما و بزرگان شهرها و روستاها، بررسی مسائل و مشکلات اقتصادی و مانند آن از جمله ابتکارات، فعالیتهای مستمر و مؤثر ایشان بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;">نامه امام خمینی به آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">در ۱۶ دی ۱۳۶۶، امام خمینی در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای و ناظر به بیانات ایشان در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران در موضوع حدود اختیارات حکومت اسلامی و ولایت فقیه، حکومت اسلامی را از احکام اولیه‌ی اسلام و مقدم بر تمام احکام فرعیه دانسته و ولایت فقیه را مطلقه عنوان نمود. آیت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به نامه‌ی امام، متابعت نظری و عملی خود را از دیدگاه امام اعلام نمود. همچنین در جلسه‌ای حضوری، مقصود خود از بیانات در خطبه‌های نماز جمعه را با امام خمینی مطرح کردند. امام خمینی نیز بلافاصله در همان روز به این نامه پاسخ داده و ضمن تقدیر از آیت‌الله خامنه‌ای، در بخشی از آن نوشتند: «اینجانب از سال‌های قبل از انقلاب با جناب‌عالی ارتباط نزدیک داشته‌ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است، جناب‌عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‌دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‌کنید، می‌دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می‌دهید» [۲۲۹] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>اولین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط آیت‌الله خامنه‌ای</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در پی اختلافات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان در تصویب لوایح مختلف، امام خمینی در پاسخ به نامه‌ی سران کشور (از جمله آیت‌الله خامنه‌ای)، در ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ با تشکیل مجمع تشخیص مصلحت موافقت کردند[۲۳۰] . بر این اساس، آیت‌الله خامنه‌ای اولین رئیس مجمع تشخیص قرار گرفتند[۲۳۱] . ایشان این سمت را تا پایان دوره ریاست جمهوری عهده‌دار بود[۲۳۲] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>محول شدن ماموریت‌های متعدد از سوی امام</strong></p>
<p style="text-align: justify;">آیت‌الله خامنه‌ای در دوران هشت‌ساله‌ی ریاست جمهوری خود، همچون سالهای پس از پیروزی انقلاب یکی از نزدیکان، مشاوران و افراد مورد وثوق امام خمینی بود. به همین دلیل در موارد متعددی امام خمینی مأموریتهایی فراتر از وظایف ریاست جمهوری به ایشان محول نمودند و یا پیشنهادهای وی را در موضوعات مختلف ‌پذیرفتند. در ۱۵ فروردین ۱۳۶۲ تمشیت امور ارتش و سپاه را به آیت‌الله خامنه‌ای واگذار کردند[۲۳۳] . در اول آبان ۱۳۶۲ ایشان را مأمور پیگیری مطالبات ایران از امریکا و سایر کشورها کرد[۲۳۴] . در اول آذر همین سال با پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای در مورد تشکیل اداره‌ی حفاظت اطلاعات ارتش موافقت نمود[۲۳۵] . در ۹ دی ۱۳۶۲ ایشان را مأمور بررسی مجدد لایحه‌ی تعریزات کرد[۲۳۶] . امام در ۲۳ بهمن ۱۳۶۷ آیت‌الله خامنه‌ای را مأمور نمود از اعضای شورای‌عالی قضایی دعوت کند تا در جلسه‌ی سران سه‌قوه شرکت کرده و طرحهای خود را در زمینه‌ی تقسیم کار برای اداره‌ی بهتر آن شورا مطرح نمایند[۲۳۷] . در نهایت نیز با طرح مورد بررسی در جلسه‌ی سران سه‌قوه موافقت نمود[۲۳۸] . در ۱۹ اسفند ۱۳۶۷ نیز در نامه‌ای او را مسئول رسیدگی به مشکلات عراقیهای مقیم ایران کرد[۲۳۹] .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حضور در شورای بازنگری قانون اساسی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی در حکمی در ۴ اردیبهشت ۱۳۶۸ خطاب به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هیئتی متشکل از بیست نفر از جمله آیت‌الله خامنه‌ای را تعیین نمودند تا به همراه پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به انتخاب مجلس شورای اسلامی، شورای بازنگری قانون اساسی را تشکیل داده و به اصلاح، بازنگری و تکمیل قانون اساسی در موضوعات پنج‌گانه بپردازند[۲۴۰] . پس از تشکیل شورای مذکور آیت‌الله مشکینی به عنوان رئیس و آیت‌الله خامنه‌ای و اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان نایب رئیس اول و دوم شورا انتخاب شدند[۲۴۱] . شورا در طول چهل و یک جلسه در مورد پنج موضوع اصلی: شرایط رهبری، تمرکز در قوای مجریه و قضائیه، تمرکز در مدیریت صدا و سیما، چگونگی بازنگری احتمالی قانون اساسی در آینده و تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی بحث و بررسی و تصمیم‌گیری نمود[۲۴۲] . این جلسات تا پس از رحلت امام خمینی ادامه داشت.</p>
<h2 style="text-align: justify;">۴.۳. دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای</h2>
<p style="text-align: justify;">در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، در حالی که مردم و مسئولان آماده‌ی تشییع و تدفین پیکر پاک امام خمینی (ره) بودند در جلسه‌ای با حضور مسؤولان کشوری و لشکری، آیت‌الله‌ خامنه‌ای، رئیس جمهور، وصیت‌نامه‌ی سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره) را قرائت کرد. مجلس خبرگان رهبری عصر همان روز تشکیل جلسه داد تا رهبر یا شورای رهبری جدید برای نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کند. مطابق اصل ۱۰۷ قانون اساسی مصوب سال ۱۳۵۸، انتخاب رهبری بر عهده نمایندگان مجلس خبرگان قرار دارد[۲۴۳] . در بحث رهبری شورایی یا فردی، اکثریت اعضای مجلس خبرگان به رهبری شورایی رأی نداد و آنگاه که بحث از مصداق رهبری برای رأی‌گیری به میان آمد و نام آیت‌الله خامنه‌ای مطرح شد. برخی از نمایندگان که از نظر امام خمینی مبنی بر صلاحیت آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری نظام پس از رحلت امام که در جلسات متعددی در حضور سران قوا و نخست‌وزیر و حاج سید احمد خمینی ابراز کرده بودند اطلاع اجمالی داشتند خواستار توضیح شاهدان آن شدند. دو نفر از شاهدان نقل امام خمینی که خود عضو مجلس خبرگان بودند استناد این نظر به امام را تأیید کردند. همچنین گفته دیگری از امام مبنی بر شایستگی آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری که در جریان سفر اخیر ایشان به چین و کره شمالی ابراز کرده‌ بودند نیز در آن جلسه با واسطه نقل شد. در پی آن رأی‌گیری به عمل آمد و اکثریت قاطع نمایندگان مجلس خبرگان با توجه به نظر امام راحل و صلاحیت‌های دینی، علمی و سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای، معظم‌له را به رهبری نظام جمهوری اسلامی انتخاب کردند. [۲۴۴] آیت‌الله خامنه‌ای خود به این موضوع اشاره کرده، می‌گویند تا زمانی که موضوع انتخاب را متعَین ندانستم از پذیرش آن مقام امتناع می‌کردم[۲۴۵] . پس از بازنگری در قانون اساسی و انجام همه‌پرسی، مجلس خبرگان رهبری یک بار دیگر براسا قانون اساسی جدید در مورد رهبری معظم‌له رأی‌گیری کرد و اکثریت قاطع مجدداً معظم‌له را به رهبری نظام انتخاب کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی زمینه‌های اصلی نظر امام راحل بر رهبری آیت‌الله خامنه‌ای عبارتند از: مبارزه طولانی‌مدت برای تحقق حکومت اسلامی، اعتقاد راسخ و روشن به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، بیش از یک دهه فعالیتهای همه‌جانبه‌ی سیاسی، اجرایی و فرهنگی برای استقرار نظام جمهوری اسلامی، روشن‌بینی دینی، تسلط علمی بر مبانی دینی، سلوک فردی و اجتماعی، زهد و پارسایی، استناد نمود. امام خمینی (ره) به مناسبتهای گوناگون شایستگیها، تعهد و خدمتگزاری آیت‌الله خامنه‌ای در راه خدمت به نظام جمهوری اسلامی را مورد تأیید قرار داده بودند.</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی تاریخ‌ ۷ تیر ۱۳۶۰ در بخشی از پیام‌شان به مناسبت ترور آیت‌الله خامنه‌ای فرموده‌اند: «اکنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما که از سلاله‌ی رسول اکرم و خاندان حسین‌بن‌علی هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فدارکار در جبهه‌ی جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز در صحنه‌ی انقلاب می‌باشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرف‌داری از خلق و مخالف با ستمگران را به ثبت رساندید. اینان با سوء‌قصد به شما عواطف میلیونها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‌دار نمودند. اینان آن‌قدر از بینش سیاسی بی‌نصیب‌اند که بی‌درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایت دست زدند و به کسی سوء قصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‌انداز است &#8230; من به شما خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالی سلامت شما را برای ادامه‌ی خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم» [۲۴۶] . در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۶۵ به افراد و رجال سیاسی توصیه کردند که در گفتارشان به جای عیب‌جویی دائمی، مثل آیت‌الله خامنه‌ای باشند که همیشه همه را نصیحت می‌کند و خدماتش را به رخ مردم نمی‌کشد[۲۴۷] . در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۶۶ در پاسخ به نامه آیت‌الله خامنه‌ای در مورد ولایت مطلقه فقیه، در بخشی از نامه نوشتند: «اینجانب که از سال‌های قبل از انقلاب با جناب‌عالی ارتباط نزدیک داشته‌ام و همان ارتباط بحمدالله تعالی تاکنون باقی است، جناب‌عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می‌دانم و شما را چون برادری آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می‌کنید، می‌دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می‌دهید» [۲۴۸] .</p>
<p style="text-align: justify;">حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی، نزدیکترین فرد به امام خمینی که مشاور و مورد وثوق کامل ایشان بود، نقل کرده که امام در پی سفر خارجی آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: «الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند» [۲۴۹] . زهرا مصطفوی، دختر امام خمینی (ره) بیان کرده که آنگاه که از امام درباره‌ی رهبری آینده نظام پرسیده است ایشان از آیت‌الله خامنه‌ای نام بردند و آنگاه که از مقام علمی آیت‌الله خامنه‌ای سؤال کرده است ایشان اجتهاد آیت‌الله خامنه‌ای را تأیید کرده‌اند[۲۵۰] . آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز نقل کرده که زمانی که امام درصدد عزل آیت‌الله منتظری از رهبری آینده بودند در جلسه‌ای که با حضور سران سه‌قوه، نخست‌وزیر (میرحسین موسوی) و حاج سید احمد خمینی در محضر امام تشکیل شده بود در مورد جانشین رهبری بحث شد ایشان از آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری آینده نظام نام بردند. وی همچنین بیان داشته که در جلسه خصوصی خود با امام راحل نسبت به وضع رهبری در آینده ابراز نگرانی کرده است و امام در پاسخ با اشاره به آیت‌الله خامنه‌ای فرموده‌اند: «شما در بن بست نخواهید بود، چنین فردی در میان شما هست. چرا خودتان نمی‌دانید؟»[۲۵۱] .</p>
<p style="text-align: justify;">بدون تردید مقطع زمانی انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری نظام دارای اهمیت و حساسیت ویژه‌ای بوده است. برخی نگرانی‌ها که در پی بیماری امام خمینی قدس سره بوجود آمده بود عبارت بودند از:<br />
۱- مدیریت کشور در دوره‌ی پس از امام خمینی[۲۵۲] .<br />
۲- ناتمام بودن اصلاح و بازنگری قانون اساسی<br />
۳- نگرانی از حمله یا تحریکات نظامی عراق، امریکا و منافقین؛ با توجه به نقض مکرر آتش‌بس توسط عراق و تبلیغات وسیع برای پیروز قلمداد کردن خود در جنگ.<br />
۴ ـ ادامه‌ی بحران ناشی از توطئه‌ی انتشار کتاب آیات شیطانی در حوزه‌ی سیاست خارجی و صدور حکم امام خمینی مبنی بر ارتداد سلمان رشدی نویسنده‌ی آنکه با واکنش سرسختانه‌ی کشورهای غربی مواجه شد[۲۵۳]</p>
<p style="text-align: justify;">اما آنچه همه نگرانی‌ها را به امید تبدیل کرد عبارت‌ بودند از:<br />
۱- انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به مقام رهبری که در کوتاه‌ترین زمان روی داد.<br />
۲- تشییع و وداع میلیونی و بی‌نظیر مردم با امام خمینی (ره) و شکل گرفتن بزرگ‌ترین تشییع و وداع با یک رهبر مردمی که همچون طوفان عظیمی احتمال هرگون توطئه دشمن را منتفی کرد.<br />
۳- تأیید و بیعت مسؤولان ارشد نظام و نهادهای مختلف کشور، بیت امام، مراجع تقلید و علما از جمله آیات عظام اراکی، مرعشی نجفی، آیت‌الله میرزا هاشم آملی، آیت‌الله العظمی گلپایگانی و آیت‌الله مشکینی، نخبگان، شخصیت‌های حوزوی و دانشگاهی، خانواده‌های شهدا و اقشار مختلف مردم<br />
۴ـ حاج سیداحمد خمینی ساعاتی پس از انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری با ارسال پیام تبریکی به ایشان اظهار داشت: «حضرت امام بارها از جنابعالی به عنوان مجتهد مسلم و نیز بهترین فرد برای رهبری نظام اسلامی‌مان نام می‌بردند. من و تمامی اعضای بیت امام از حضرات آیات خبرگان محترم صمیمانه تشکر می‌نماییم؛ چرا که معتقدیم روح امام عزیزمان از این انتخاب شاد و آرام شده است. من بار دیگر چون برادری کوچک اوامر آن ولی فقیه را بر خود لازم‌الاجرا می‌دانم» [۲۵۵] .<br />
۵- بیعت وسیع و گسترده این پیام را به همراه خود داشت که جانشین امام خمینی، در حوزه‌ی نظر و عمل، اعتقاد راسخ به راه و تفکر امام دارد و آن را با تمام توان استمرار خواهد بخشید. این بیعت‌ها به صورت حضوری، شرکت در راهپیماییها، انتشار اطلاعیه و پیام تبریک و امضای طومار ما بعد آن انجام شد[۲۵۶] . «کاروانهای میثاق با امام و بیعت با رهبری» در آستانه‌ی چهلمین روز ارتحال امام خمینی از سراسر کشور به راه افتاد[۲۵۷] و «مانورهای بیعت با رهبری» در برخی مناطق مرزی و استراتژیک کشور[۲۵۸] و نیز برگزاری «سمینارهای میثاق با امام، بیعت با رهبری» شکل گرفت[۲۵۹] . بیعت با آیت‌الله خامنه‌ای، ماهها بعد استمرار یافت و به جهانیان ثابت کرد که ایران با رهبری آیت‌الله خامنه‌ای همچنان پرچمدار امت اسلامی است.<br />
۶- مواضع صریح و مکرر آیت‌الله خامنه‌ای مبنی بر تداوم راه امام و حفظ وحدت و ایجاد اعتماد متقابل بین مردم و رهبری و پافشاری بر حفظ اصول دینی، شرع و فقه اسلامی، حمایت بی‌دریغ از مستضعفان و محرومان و قشرهای پایین جامعه و ایجاد وحدت و همبستگی با ملتهای مظلوم و عزت بخشیدن به اسلام و ملتهای مسلمان و مرعوب نشدن از تهدیدات قدرتهای جهانی. آیت‌الله خامنه‌ای از امام خمینی به عنوان «ریشه‌ی شجره‌ی طیبه‌ی انقلاب» یاد کردند و اعلام کردند: ما راه خود را بر اساس راه امام (ره) ادامه خواهیم داد» [۲۶۰]</p>
<p style="text-align: justify;">منبع : پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری</p>
<p>نوشته <a href="https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%ae%d8%a7/">زندگینامه‌ حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای</a> اولین بار در <a href="https://deednews.ir">دید نیوز ندای مهدویت</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa-%d8%a2%db%8c%d8%aa%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%84%d8%b9%d8%b8%d9%85%db%8c-%d8%ae%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی نامه امام خمینی</title>
		<link>https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[KaLAM-Hagh-110]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2023 13:36:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[ولایت]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی امام خمینی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه زندگی امام خمینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://deednews.ir/?p=418</guid>

					<description><![CDATA[<div style="margin-bottom:20px;"><img width="650" height="262" src="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگی-نامه-امام-خمینی.jpg" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="بیوگرافی امام خمینی" decoding="async" srcset="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگی-نامه-امام-خمینی.jpg 650w, https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگی-نامه-امام-خمینی-300x121.jpg 300w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /></div>
<p>مقدمه سید روح‌الله مصطفوی ملقب به امام خمینی (1281- 1368 ه.ش.) فقیه، عارف، فیلسوف، مرجع تقلید، رهبر انقلاب اسلامی ایران و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بودند. ایشان به اصل ولایت فقیه در جامعه اسلامی و در زمان غیبت امام معصوم(ع) اعتقاد داشتند و بنا بر این اصل مبارزه با ظلم و تلاش برای برپایی نظام [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/">زندگی نامه امام خمینی</a> اولین بار در <a href="https://deednews.ir">دید نیوز ندای مهدویت</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="margin-bottom:20px;"><img width="650" height="262" src="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگی-نامه-امام-خمینی.jpg" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="بیوگرافی امام خمینی" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگی-نامه-امام-خمینی.jpg 650w, https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/زندگی-نامه-امام-خمینی-300x121.jpg 300w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /></div><p style="text-align: justify;"><strong>مقدمه</strong></p>
<p style="text-align: justify;">سید روح‌الله مصطفوی ملقب به امام خمینی (1281- 1368 ه.ش.) فقیه، عارف، فیلسوف، مرجع تقلید، رهبر انقلاب اسلامی ایران و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بودند. ایشان به اصل ولایت فقیه در جامعه اسلامی و در زمان غیبت امام معصوم(ع) اعتقاد داشتند و بنا بر این اصل مبارزه با ظلم و تلاش برای برپایی نظام جمهوری اسلامی با حاکمیت ولی فقیه را از تکالیف مهم مسلمانان می دانستند. بنابراین نظام شاهنشاهی را نظام استبدادی دانسته و مبارزه علیه رژیم محمد رضا پهلوی شاه ایران را آغاز کردند. از سال 1340 ه. ش. به بعد با تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی این مبارزه جدی شد و در سال 1342 ه. ش. با دستگیری امام خمینی به قیام پانزده خرداد 1342ه.ش. منجر شد. مواضع سرسختانه امام خمینی علیه لایحه کاپیتولاسیون در سال 1343ه. ش. سبب شد که رژیم شاه ایشان را به ترکیه و پس از آن به نجف تبعید کند. تبعید امام خمینی نه تنها حرکت انقلاب اسلامی را متوقف نکرد بلکه امام خمینی در تبعید نیز به روشنگری مردم نسبت به خیانت ها و جنایت های رژیم پرداخت و با اوج گیری اعتراضات در سال های 1356 الی 1357ه. ش. سرانجام در 22 بهمن 1357 انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید در پی این پیروزی امام خمینی مردم را دعوت به شرکت در انتخابات نظام جمهوری اسلامی ایران کرد و و با رای 98 درصدی مردم این نظام را بنیان گذارد. از ایشان بیش از چهل عنوان کتاب و هزاران سند مکتوب و غیر مکتوب (تالیفات &#8211; تقریرات) در زمینه‌های مختلف فقهی، اخلاقی، عرفانی، سیاسی و &#8230; ، مجموعه اشعار و تقریرات درس های ایشان که توسط شاگردانش گردآوری شده‌اند، به یادگار باقی مانده است.</p>
<h2 style="text-align: justify;"><strong>زندگی نامه خاندان امام خمینی</strong></h2>
<p style="text-align: justify;">در حالی که سال 1320 هجری قمری از نیمه می گذشت مولودی در ایران دیده به جهان گشود که بعدها با قیام الهی خویش سرنوشت ایران و جهان اسلام را دگرگون و انقلابی را پید آورد که منادی؛ انسانیت، آزادی، عدالت و استقلال در سرتاسر جهان بود. آن روز کسی نمی دانست این همانی است که فرداها دنیا او را به نام &#8220;امام خمینی&#8221; خواهد شناخت.<br />
روح الله الموسوی الخمینی در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با اول مهر 1281 هجری خورشیدی (24 سپتامبر 1902 میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی در خانواده ای اهل علم و معرفت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر(سلام الله علیها) پای بر خاکدان طبیعت نهاد و در نیمه آستانه نیمه خرداد 1368 پس از دهه ها مبارزه و کوشش برای تحقق آرمان ها و اهداف اسلام ناب محمدی به ملاقات عزیزی رفت که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;"><strong>خاندان امام خمینی</strong></h2>
<p style="text-align: justify;">سید احمد،‏‎ ‎‏معروف به سید هندی فرزند دین علی شاه در بین سالهای ۱۲۴۰ تا ۱۲۵۰ ه . ق. از کشمیر‏‎ ‎‏راهی سفر عتبات عالیه می شود و در مدت اقامت در آنجا با شخصی از اهالی خمین به‏‎ ‎‏نام یوسف خان فرفهانی‏‎[۱]‎‏، از اعیان توابع خمین، آشنا می شود.‏‎[۲]‎‏ پس از تعمیق این‏‎ ‎‏آشنایی، شخص یاد شده از سید احمد دعوت می کند که به خمین بیاید. ایشان نیز این‏‎ ‎‏دعوت را پذیرفته، در سال ۱۲۵۴ ه . ق. (۱۲۱۷ ه . ش.) به منظور ارشاد اهالی خمین به‏‎ ‎‏آن سامان می رود و در هفدهم رمضان سال ۱۲۵۷ ه . ق. (آبان ۱۲۲۰) با دختر‏‎ ‎‏محمدحسین بیگ که خواهر یوسف خان است، ازدواج می کند. سید احمد در اواخر سال‏‎ ‎‏۱۲۸۵ تا ۱۲۸۶ ه . ق. درگذشت و پیکرش به کربلا منتقل شد و در آنجا دفن‏‎ ‎گردید.‏‎[۳]‎‏ ‏<br />
‏‏حاصل ازدواج سید احمد، سه دختر به نامهای: سلطان خانم، صاحبه خانم و آغابانو‏‎ ‎‏خانم و یک پسر به نام سید مصطفی بود. تاریخ ولادت سید مصطفی ۲۹ رجب‏‎ ‎‏۱۲۷۸ ه . ق. (۲۹ بهمن ۱۲۴۱ ه . ش.) می باشد. وی پس از فراگیری تحصیلات اولیه در‏‎ ‎‏مکتبخانه های خمین و فراگیری زبان عربی نزد آقا میرزا احمد، برای ادامه تحصیل ابتدا‏‎ ‎‏به اصفهان و سپس عازم نجف اشرف گردید. در نجف اشرف و سامرا که عهد میرزای‏‎ ‎‏شیرازی بود، تحصیلات خود را دنبال کرد و در زمرۀ علما و مجتهدین عصر خود قرار‏‎ ‎‏گرفت.‏‎[۴]‎<br />
‏‏سید مصطفی تا سال ۱۳۱۲ ه . ق. (۱۲۷۳ ه . ش.) در نجف توقف نمود و در این سال‏‎ ‎‏به خمین بازگشت. زعامت میرزای شیرازی، تأثیر زیادی در افکار و اندیشه های وی‏‎ ‎‏برجای گذاشته بود؛ بنابراین پس از بازگشت به خمین، زعامت و رهبری مردم منطقۀ‏‎ ‎‏خمین را بر عهده گرفت و ضمن هدایت معنوی، مذهبی و دینی مردم، با ظلم و ستم‏‎ ‎‏خوانین و متنفذین محلی بر مردم آن منطقه، به مقابله و مبارزه پرداخت.‏‎[۵]‎‏ آقا مصطفی‏‎ ‎‏اجازۀ اجتهاد داشت و ملقب به ‏‏فخرالمجتهدین‏‏ بود.‏‎[۶]‎<br />
‏‏سید مصطفی، قبل از رفتن به نجف با هاجر آغا خانم، دختر میرزا احمد مجتهد‏‎ ‎‏ازدواج کرده بود و در سفر به نجف، همسرش نیز همراه او بود. حاصل این ازدواج سه‏‎ ‎‏دختر و سه پسر به نامهای مولودآغا، فاطمه، سیدمرتضی، سیدنورالدین، آغازاده خانم،‏‎ ‎‏و سیدروح الله بود.‏‎[۷]‎<br />
‏خاندان امام خمینی(س) در طول حیات آقا مصطفی، به جایگاه و منزلت بالایی در‏‎ ‎‏خمین دست یافت. ایشان با سعی در جلوگیری از تعدیّات و مظالم خوانین و مأموران‏‎ دولتی نسبت به مردم در عمل مقابل آنها قرار گرفت و آنها، سید مصطفی را سدّ راه خود‏‎ ‎‏برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود دیدند. یکبار در جریان برخورد و ایستادگی در‏‎ ‎‏مقابل یکی از خوانین با نفوذ و قدرتمند خمین به نام حشمت الدوله‏‎[۸]‎‏، توسط وی زندانی‏‎ ‎‏شد و مدتی بعد آزاد گردید. بالأخره در سال ۱۳۲۰ ه . ق. (۱۲۸۱ ه . ش.) که تعدیّات‏‎ ‎‏خوانین بر مردم فزونی یافته بود، سید مصطفی تصمیم گرفت که این وضعیت را به اطلاع‏‎ ‎‏والی عراق (اراک کنونی) که شخصی به نام عضدالسلطان بود، برساند. شایان ذکر است‏‎ ‎‏که در این زمان، نایب الحکومۀ خمین زیر فرمان والی اراک بود. جعفرقلی خان و‏‎ ‎‏میرزاقلی سلطان که بیش از سایر خوانین از پیامدهای این گزارش بیمناک بودند، درصدد‏‎ ‎‏برآمدند که آقا مصطفی را از جلوی راهشان بردارند؛ بنابراین آن دو در میانۀ راه خمین به‏‎ ‎‏عراق (اراک) به آقا مصطفی حمله کرده، با شلیک گلوله ای بر قلب وی، ایشان را به‏‎ ‎‏شهادت رساندند.‏‎[۹]‎‏ این رویداد در تاریخ دوازدهم ذیقعده ۱۳۲۰ ه . ق. (۲۱ بهمن ۱۲۸۱)‏‎ ‎‏اتفاق افتاد.‏‎[۱۰]‎‏ پیکر آقا مصطفی ابتدا به اراک منتقل شد و در سرقبرآقا به امانت گذاشته‏‎ ‎‏شد و سپس به نجف اشرف انتقال یافت و در آنجا دفن گردید.‏‎[۱۱]‎<br />
‏‏جریان قتل آقا مصطفی را فرزندان ایشان پیگیری کردند و در نهایت موجب‏‎ ‎‏دستگیری و قصاص قاتلان وی در چهارم ربیع الاول ۱۳۲۳ ه . ق. (۲۸ بهمن ۱۲۸۴)، در‏‎ ‎‏میدان بهارستان تهران شد.‏‎[۱۲]‎<br />
۱. فرفهان روستایی در دو کیلومتری شمال خمین است.<br />
۲.ستوده، امیررضا (به کوشش)؛ پا به پای آفتاب: گفته ها و ناگفته ها از زندگی امام خمینی؛ ج ۱، ص ۱۷ ؛ مرادی نیا، محمدجواد (به کوشش)؛ خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص ۱۲.<br />
۳. خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص ۱۲ـ۱۳.<br />
۴. روحانی، حمید؛ نهضت امام خمینی؛ ج ۱، ص ۳۶.<br />
۵. «نگرشی اجمالی بر زندگی امام خمینی»؛ پیام انقلاب؛ ش ۸۱ (۱۳ فروردین ۱۳۶۲)، ص ۵۶.<br />
۶. پا به پای آفتاب؛ ج ۱، ص ۲۰ ؛ خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص ۱۵.<br />
۷. مرادی نیا، محمدجواد؛ خمین در گذر تاریخ؛ ص ۲۳۵ ؛ خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص ۱۷ـ۱۸ ؛ روحانی، حمید؛ نهضت امام خمینی؛ ج ۱، ص ۳۷.<br />
۸. شاهزاده عبدالله میرزا معروف به حشمت الدوله از سوی ناصرالدین شاه فرمان حکومت کمره را داشت. به دهات اطراف خمین که شامل چهار بخش بود، مجموعاً کمره می گفتند.<br />
۹. مرادی نیا، محمدجواد؛ خمین در گذر تاریخ؛ ص ۲۴۰ـ۲۴۷ ؛ روحانی، حمید؛ نهضت امام خمینی؛ ج ۱، ص ۳۶ ؛ رجبی، محمدحسن؛ زندگینامه سیاسی امام خمینی؛ ج ۱، ص ۹۶ـ۹۷.<br />
۱۰. خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص ۲۳.<br />
۱۱. رجبی، محمدحسن؛ زندگینامه سیاسی امام خمینی؛ ج ۱، ص ۹۷ ؛ خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص ۲۵.<br />
۱۲. پا به پای آفتاب؛ ج ۱، ص ۲۱ـ۲۳؛ برای آگاهی بیشتر به جزئیات موضوع رک: کرمانی، مجدالاسلام؛ «روح تدین و جوهر تمدن»، روزنامه ادب؛ ش ۱۴۶ (۱۰ ربیع الاول ۱۳۲۳ ق).</p>
<h2 style="text-align: justify;">تولد و کودگی امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">شناسنامه امام خمینی</p>
<p style="text-align: justify;">نام و نام خانوادگی: سید روح الله مصطفوی<br />
شهرت: سید روح الله موسوی خمینی/ امام خمینی/آیت الله خمینی/آیت الله العظمی خمینی/ سید روح الله الموسوی الخمینی<br />
در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با اول مهر 1281 هجری شمسی( 24 سپتامبر 1902 میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ‏ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر- سلام اللَّه علیها- روح اللَّه الموسوی الخمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد.</p>
<p style="text-align: justify;">کودکی</p>
<p style="text-align: justify;">او وارث سجایای آباء و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیده ‏اند. پدر بزرگوار ایشان مرحوم آیت الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی( رض) پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجأ مردم و هادی آنان در امور دینی بود. در حالی که بیش از پنج ماه از ولادت« روح اللَّه» نمی‏ گذشت، طاغوتیان و خوانینِ تحت حمایت عمّال حکومت وقت، ندای حق‏ طلبی پدر را که در برابر زورگوییهایشان به مقاومت برخاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهیِ قصاص به تهران( دار الحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتلْ قصاص گردید.</p>
<p style="text-align: justify;">بدین ترتیب امام خمینی از اوان کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش ( بانو هاجر) که خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیت الله خوانساری( صاحب زبدة التصانیف) بوده است و همچنین نزد عمه مکرمه‏ اش( صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حقجو بود، سپری کرد امّا در سن پانزده سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.</p>
<h2 style="text-align: justify;">دوران نحصیل امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره ‏گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه‏ های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق و فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه (نظیر آقا میرزا محمود افتخارالعلما، مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی، مرحوم آقا شیخ علی‏ محمد بروجردی، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت ‏اللّه‏ سید مرتضی پسندیده) فراگرفت و در سال 1298 ه‏. ش‏. عازم حوزۀ علمیه اراک شد. اندکی پس از هجرت آیت ‏اللّه‏ العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی ـ‏رحمة ‏اللّه‏ علیه‏ ـ (نوروز 1301 هجری شمسی، مطابق با رجب ‏المرجب 1340 هجری قمری) امام خمینی نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزۀ قم طی کرد، که می‏ توان از فراگرفتن تتمّه مباحث کتاب مطوّل (در علم معانی و بیان) نزد مرحوم آقا میرزا محمدعلی ادیب تهرانی و تکمیل دروس سطح نزد مرحوم آیت ‏اللّه‏ سید محمدتقی خوانساری، و بیشتر نزد مرحوم آیت ‏اللّه‏ سید علی یثربی کاشانی و دروس خارج فقه و اصول نزد زعیم حوزۀ قم آیت‏ اللّه‏ العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی ـ‏رضوان ‏اللّه‏ علیهم‏ ـ نام برد.</p>
<p style="text-align: justify;">روح حساس و جستجوگر امام خمینی باعث می ‏شد تا ایشان تنها به ادبیات عرب و دروس فقه و اصول بسنده نکند و به دیگر رشته‏ های علمی نیز علاقه‏ مندانه روی آورد. از این رو همزمان با فراگیری فقه و اصول نزد فقها و مجتهدینِ وقت به فراگیری ریاضیات و هیئت و فلسفه نزد مرحوم حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافۀ علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکمی یزدی و عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب نزد مرحوم آقا شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی و عالیترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیت‏ اللّه‏ آقا میرزا محمدعلی شاه ‏آبادی ـ‏ اعلی‏ اللّه‏ مقاماتهم‏ ـ بپردازد. امام خمینی با آیت‏ اللّه‏ حاج میرزا جواد ملکی تبریزی نیز مأنوس بود و از ایشان به نیکی یاد می ‏کرد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">ازدواج و خانواده امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی در سال 1308 ه. ش با خانم خدیجه ثقفی ملقب به قدس ایران ازدواج کرد. عقد آنان در ماه مبارک رمضان، در شاه عبدالعظیم منعقد ‌گردید. همسر امام خمینی دختر آیت‏ الله میرزا محمد ثقفی صاحب تفسیر روان جاوید، از علمای متجدد تهران و از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی حائری یزدی بود. ایشان از نعمت هوش و استعداد ذاتی، حافظه‌ای فوق العاده، پشتکار و علاقه وافری به تحصیل دانش برخوردار بود و تحصیلات کلاسیک علوم جدید را در دبیرستان‌های تازه تأسیس در آن دوره کسب کرده بود و زبان فرانسه را به خوبی در مدرسه و زبان عربی را نزد حضرت امام آموخته بود. بر شعر و ادب فارسی، مانند غزلیات حافظ و سعدی یا کتاب بوستان و گلستان سعدی و کلیله و دمنه و دیگر کتب ادبی تسلط داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">حاج سیدمحمد صادق لواسانی، دوست مشترک آیت الله ثقفی و امام خمینی مسبب آشنایی این دو خانواده بود. همسر امام خود می فرماید: آقای لواسانی ایشان را به امام معرفی می کند و خود مأموریت خواستگاری از این خانواده را بر عهده می گیرد، اما پاسخ دختر مورد نظر «نه» است. او از قم بدش می آمد و زندگی با طلبه را نمی پسندید؛ به هر حال 10 ماه طول می کشد تا خانم جواب مثبت دهند. پنج بار خواستگاری انجام می شود. او می گوید: «حین همین جلسات که آقای لواسانی می آیند و می روند، ایشان خواب می بیند: وارد اتاقی می شود که سه سید نورانی نشسته بودند. یک پیرزنی آمد و من از او پرسیدم که اینها چه کسانی هستند؟ او گفت: آن وسطی پیامبر اکرم (ص) است و آنکه سمت راست نشسته امیرالمؤمنین (ع) است و سمت چپی امام حسن (ع) است، اما تو که از اینها بدت می آید! من پاسخ دادم که از اینها بدم نمی آید، اینها ائمه من هستند. چرا باید بدم بیاید؟ خیلی هم دوستشان دارم. پیرزن بار دیگر اصرار کرد که نه، تو از اینها بدت می آید!» خواب را برای مادربزرگ نقل می کنند. او به ایشان گفت که چون این سید [امام] را رد می کنی، این خواب را دیده ای. در نهایت با توجه به این خواب و نظر مثبت پدر، جواب مثبت می دهد و ازدواجی پر برکت میان آن دو شخصیت ویژه که حقیقتاً هم کفو و هم تراز یکدیگر بودند در ماه مبارک رمضان، در شاه عبدالعظیم منعقد می گردد.<br />
امام خمینی، به شدت به همسر خود علاقه مند بودند و او را مورد تکریم قرار می دادند و همواره به فرزندان و خانواده خود احترام به مادر را توصیه می کردند و برخلاف رسم آن زمان در امور منزل به همسرشان کمک می کردند. همسر امام می گوید: امام(ره) همیشه احترام مرا داشتند. هیچ وقت با تندی صحبت نمی‌کردند. اگر لباس و حتی چای می‌خواستند، می‌گفتند: ممکن است بگویید فلان لباس را بیاورند؟ گاهی اوقات هم خودشان چای می‌ریختند. در اوج عصبانیت، هرگز بی‌احترامی و اسائه آداب نمی‌کردند. همیشه در اتاق، جای بهتر را به من تعارف می‌کردند. تا من نمی‌آمدم سر سفره، خوردن غذا را شروع نمی‌کردند. به بچه‌ها هم می‌گفتند صبر کنید تا خانم بیاید. ولی این طور نبود که بگویم زندگی مرا با رفاه اداره می‌کردند. طلبه بودند و نمی‌خواستند دست، پیش این و آن دراز کنند، همچنان که پدرم نمی‌خواست. دلشان می‌خواست با همان بودجه کمی که داشتند، زندگی کنند، ولی احترام مرا نگه می‌داشتند و حتی حاضر نبودند که من در خانه کار بکنم. همیشه به من می‌گفتند: جارو نکن. اگر می‌خواستم لب حوض روسری بچه را بشویم، می‌آمدند و می‌گفتند: بلند شو، تو نباید بشویی. من پشت سر ایشان اتاق را جارو می‌کردم و وقتی منزل نبودند، لباس بچه‌ها را می‌شستم.</p>
<p style="text-align: justify;">حاصل این ازدواج 3 پسر و 5 دختر بوده است که سه تن از فرزندان در دوران کودکی از دنیا رفتند و 5 فرزند دیگر که به کمال رسیده اند، به ترتیب سن عبارتند از: سید مصطفی خمینی، صدیقه مصطفوی، فریده مصطفوی، فهیمه مصطفوی و سید احمد خمینی. امام خمینی و همسرشان توجه خاصی به تربیت فرزندان داشتند و نامه های امام به خانواده بیانگر آن است که امام در سالهای تبعید نیز علیرغم سختی ها، به این مهم توجه داشته اند. این نامه ها را در جلد اول و دوم صحیفه امام با عنوان نامه های خانوادگی می توان مطالعه کرد. خانواده امام خمینی نیز در طول زندگی پر برکت ایشان، خالصانه در خدمت امام بوده و همواره از هدف ایشان دفاع می کرد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">ارتحال امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">سیر بیماری امام خمینی از روز اول خرداد ماه سال 1368 ه. ش. به طور جدی آغاز شد و تیم پزشکان تصمیم به جراحی دستگاه گوارش ایشان گرفتند. پس از عمل جراحی بیماری درمان نشد و سرانجام امام خمینی در ساعت 20/22 روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 به ملکوت اعلا پیوست.</p>
<p style="text-align: justify;">با ارتحال امام خمینی، گویی زلزله ‏ای عظیم رخ داده است، بغضها ترکید و سرتاسر ایران و همه کانون هایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند، یکپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند.</p>
<p style="text-align: justify;">بالگرد حامل پیکر امام برای تدفین</p>
<p style="text-align: justify;">هیچ قلم و بیانی قادر نیست ابعاد حادثه را و امواج احساسات غیرقابل کنترل مردم را در آن روزها توصیف کند. روز چهاردهم خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبری، تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینی توسط حضرت آیت ‏الله خامنه‏ ای که دو ساعت و نیم طول کشید، بحث و تبادل نظر برای تعیین جانشین امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد و پس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیت ‏الله‏ خامنه ‏ای (رئیس جمهور وقت) به اتفاق آرا برای این رسالت خطیر برگزیده شد.</p>
<p style="text-align: justify;">وداع مردم با امام خمینی در روز و شب پانزدهم خرداد 1368، با حضور میلیون ها نفر از مردم تهران و سوگوارانی که از شهرها و روستاها آمده بودند، در محل مصلای امام خمینی برگزار شد. هیچ اثری از تشریفات بی‏ روح مرسوم در مراسم رسمی نبود. همه چیز بسیجی و مردمی و عاشقانه بود. سرتاسر اتوبان و راه های منتهی به مصلی مملو از جمعیت سیاه پوش بود. پرچمهای عزا بر در و دیوار شهر آویخته و آوای قرآن از تمام مساجد و مراکز و ادارات و منازل به‏ گوش می‏ رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">در نخستین ساعت بامدادِ شانزده خرداد، میلیونها تن به امامت آیت‏ الله‏ العظمی گلپایگانی (ره) با چشمانی اشکبار بر پیکر امام نماز گزاردند. مراسم تشییع امام خمینی از مصلی تا مرقد امام خمینی در جنب بهشت زهرا ـ مزار شهیدان انقلاب اسلامی ـ که به حرم امام خمینی مشهور است، با احساسات غیر قابل کنترل مردم برگزار شد و پیکر مطهر امام خمینی به خاک سپرده شد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دوران مبارزات امام خمینی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">روحیه مبارزه و جهاد در راه خدا ریشه در بینش اعتقادی و تربیت خانوادگی و شرایط سیاسی- اجتماعی طول دوران زندگی حضرت امام خمینی(س) داشته است. مبارزات ایشان از نوجوانی آغاز، و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و سایر جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">کاپیتولاسیون</h2>
<p style="text-align: justify;"><strong> مصونیت مستشاران آمریکایی از پیگرد قضایی در ایران و مبارزه امام‌خمینی با آن</strong></p>
<p style="text-align: justify;">کاپیتولاسیون (Capitulation) واژه‌ای فرانسوی و به معنای انعقاد عهدنامه و قرارداد یا خود عهدنامه است و از نظر حقوقی به قراردادهایی گفته می‌شود که به موجب آن، اتباع یک کشور در قلمرو دولتی دیگر مشمول قوانین قضایی کشور خود باشند. در زبان فارسی از کاپیتولاسیون با تعبیر «امتیاز قضایی» یا «حق قضاوت کنسولی» یادشده است.</p>
<p style="text-align: justify;">پیشینه</p>
<p style="text-align: justify;">پیدایش کاپیتولاسیون به قرن چهارم تا ششم هجری (۹ تا ۱۱م) بازمی‌گردد که در «بیزانس» به برخی از شهرهای پیشرفته آن زمان ایتالیا مانند «ژن» و «پیزا» حقوق ویژه‌ای داده شده بود. کاپیتولاسیون در میانه قرن دوازدهم (هجدهم میلادی) شکل جدیدی به خود گرفت و کشورهای اروپایی به صورت یک‌جانبه، آن را بر کشورهای شرق تحمیل کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی تاریخ‌نگاران، نخستین کاپیتولاسیون را در سال ۱۴۵۳م/ ۸۵۶ش و زمان فتح قسطنطنیه به دست اروپاییان می‌دانند که اروپاییان طی آن موفق به کسب امتیاز حق قضاوت کنسولی از دولت عثمانی شدند. برخی دیگر منشأ آن را سال ۱۵۳۵م/ ۹۱۴ش و عقد معاهده‌ای میان فرانسوای دوم پادشاه فرانسه و سلیمان‌پاشا پادشاه عثمانی می‌دانند که بعداً دیگر پادشاهان عثمانی آن را به‌ویژه در سال ۱۷۴۰م/ ۱۱۱۹ش تکمیل کردند و به موجب آن برای نخستین بار فرانسویان در خاک عثمانی تابع احکام کنسول خود شدند. پس از آن پانزده دولت دیگر ازجمله انگلستان، روسیه و هلند این امتیاز را کسب کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">در ایران برای نخستین بار موضوع کاپیتولاسیون در عصر شاه‌عباس صفوی و پس از آن در دوران سلطان‌حسین مطرح شد و اتباع انگلستان و فرانسه ضمن قراردادهایی از چنین امتیازی برخوردار شدند که تحقق عینی پیدا نکرد یا جنبه رسمی نداشت. در دوره قاجاریه پس از شکست ایران از روسیه به موجب فصل ۷ و ۸ قرارداد ترکمنچای در ۱۰ فوریه ۱۸۲۸م/ ۱۲۰۲ش قانون مصونیت قضایی مستشاران روسیه به ایران تحمیل شد و زمینه‌های تحمیل قراردادهای مشابهی را بر ایران از سوی دولت انگلیس و فرانسه فراهم کرد. بریتانیا پس از تجاوز به جنوب ایران و انعقاد قرارداد پاریس ۱۸۵۷م/ ۱۲۳۵ش علاوه بر جداکردن افغانستان از ایران، امتیاز کاپیتولاسیون را نیز به دست آورد. کاپیتولاسیون علاوه بر آنکه امتیازی برای اتباع بیگانه بود، دستاویزی برای تضعیف دولت مرکزی ایران بود؛ زیرا کنسول‌های خارجی در ایران علاوه بر حمایت از حقوق اتباع خود، از اتباع داخلی ایران نیز پشتیبانی‌هایی هدفمند و مغرضانه می‌کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">در سال‌های پایانی قرن نوزدهم و آغازین قرن بیستم میلادی، کشورهای مختلف تحت تأثیر شرایط جدید جهانی حق قضاوت کنسولی را از میان برداشتند و ایران نیز با کمی تأخیر در سال ۱۹۱۷م/ ۱۲۹۵ش آن را لغو کرد. دولت صمصام‌السلطنه قانونی را به تصویب رساند که در آن قید شده بود معاهدات، مقاولات و امتیازاتی که طی یکصد سال اخیر، روسیه و اتباع آن از ایران زیر فشار و جبر و زور یا به وسیله عوامل غیر مشروع از قبیل تهدید و تطمیع بر خلاف صلاح و صرفه مملکت از ایران گرفته بودند، با استناد به قانون اساسی و حق مالکیت ایران الغا می‌شوند؛ ولی دولت‌های بیگانه و صاحب امتیاز به این کار اعتراض کردند و آن را نپذیرفتند. در این تصویب‌نامه سخنی از الغای کاپیتولاسیون انگلیس و آمریکا که دولت وقت ایران احساس خودباختگی و وابستگی به آنها داشت، دیده نمی‌شد. از سوی دیگر، پس از انقلاب روسیه و قدرت‌گیری بلشویک‌ها، نگاه روس‌ها به جهان تغییر کرد و در سال ۱۹۱۸م/ ۱۲۹۷ش طی اعلامیه‌ای همه معاهدات امپراتوری سابق علیه ایران را لغو کردند و شوروی در سال ۱۹۲۱م/ ۱۲۹۹ش عهدنامه‌ای معروف به عهدنامه مودت با ایران امضا کرد که به موجب آن همه امتیازات ازجمله کاپیتولاسیون تحمیلی روسیه تزاری بر ایران لغو شد.</p>
<p style="text-align: justify;">با وجود اینکه قانون کاپیتولاسیون لغو شده بود، رضاشاه پهلوی یک سال پس از تاجگذاری در اقدامی نمایشی و سیاسی در ششم اردیبهشت ۱۳۰۶ از مستوفی‌الممالک خواست که زمینه لغو کاپیتولاسیون را فراهم سازد. او نیز در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۶ در اعلامیه‌ای کاپیتولاسیون را لغو کرد. امام‌خمینی ضمن اشاره به این نکته یادآور شده‌است هرچند برای لغو آن جشن گرفتند و هیاهو کردند، لغو آن حرفی بیش نبود و کاپیتولاسیون در عمل اجرا می‌شد.</p>
<p style="text-align: justify;">احیای کاپیتولاسیون و علل آن</p>
<p style="text-align: justify;">محمدرضا پهلوی و کارگزاران او، شاهان قاجار را دربارهٔ اعطای حق قضاوت کنسولی به بیگانگان، سالیان دراز نکوهش می‌کردند و اعطای آن را نشانه بی‌لیاقتی آنان و الغای آن را نشانه میهن‌پرستی، غیرت ملی و آزادمنشی رژیم پهلوی نشان می‌دادند؛ ولی خود رژیم پهلوی که زیر سلطه آمریکا بود نتوانست در برابر درخواست آمریکا برای مصونیت قضایی نیروهایش در ایران در سال ۱۳۳۸ و پافشاری بر آن در سال‌های بعد، مقاومت کند و سرانجام در ۲۱ مهر ۱۳۴۳ خواسته آمریکا را عملی کرد. تشویق مستشاران آمریکایی به حضور در ایران و واداشتن مقامات ایران به نگهبانی از اتباع و اموال امریکایی‌ها از انگیزه‌های اصلی این قرارداد بود. تحقیر ملت ایران و چیره‌شدن امریکایی‌ها بر این کشورو نیز برتری‌جویی آمریکا بر رقبا به‌ویژه انگلستان از دیگر انگیزه‌های آن بود.</p>
<p style="text-align: justify;">روند احیا</p>
<p style="text-align: justify;">درخواست مصونیت اتباع آمریکا برای نخستین بار در سال ۱۳۳۸ مطرح شد که ایران آن را نپذیرفت. در سال ۱۳۳۹ امریکایی‌ها فشار خود را برای پذیرش ایران افزایش دادند که باز هم موفق نشدند. آنان بار دیگر در زمان نخست‌وزیری علی امینی در ۲۸ اسفند ۱۳۴۰ طی یادداشتی درخواست خود را تکرار کردند و با توجه به سرسپردگی امینی به آمریکا انتظار تصویب فوری آن را داشتند؛ ولی امینی از عواقب آن و واکنش مردم ترسید و از پاسخ مثبت به آن تا زمان سقوط دولتش در تیر ۱۳۴۱ طفره رفت با روی کارآمدن اسدالله علم در تیر ۱۳۴۱ وی در اسفندماه اعلام کرد درخواست آمریکا مبنی بر مصونیت مستشاران بررسی شد و دولت با بخشی از آن موافقت کرد و تنها به مستشاران عالی‌رتبه که دارای گذرنامه دیپلماتیک‌اند مصونیت داده می‌شود. با بازگشایی مجلس شورای ملی و مجلس سنا در مهر ۱۳۴۲، در زمان نخست‌وزیری عَلَم لایحه کاپیتولاسیون که در ۱۳ مهر ۱۳۴۲ از تصویب دولت گذشته بود تا پایان دولت وی برای تصویب مجلس ارائه نشد.</p>
<p style="text-align: justify;">امریکایی‌ها بار دیگر موضوع کاپیتولاسیون را در دولت حسنعلی منصور مطرح کردند. منصور در ۲۶ آبان ۱۳۴۲ در پاسخ به نامه ۲۸ اسفند ۱۳۴۰ ایالات متحده اعلام کرد که درخواست امریکایی‌ها در مهر ۱۳۴۲ در هیئت وزیران تصویب شده‌است و یادآور شد هنگام تقدیم لایحه قرارداد وین به دو مجلس سنا و ملی، پیشنهاد آنان نیز ضمیمه خواهد شد. «پیمان وین» مشتمل بر ۵۳ ماده و دو پروتکل، قراردادی بین‌المللی دربارهٔ روابط و مزایا و مصونیت‌های نمایندگان سیاسی (دیپلمات‌ها) در کشورهای مختلف است که به امضای همه کشورها و دولت‌های عضو سازمان ملل رسیده‌است. در ماده ۲۹ این قرارداد آمده‌است، شخص مأمور سیاسی مصون است و نمی‌توان او را به هیچ عنوان توقیف و بازداشت کرد و ماده ۳۱ آن صراحت دارد که مأمور سیاسی در کشور پذیرنده از مصونیت تعقیب جزایی برخوردار است و از مصونیت دعاوی مدنی و اداری نیز بهره‌مند است. افزون بر این در ماده ۳۶ آن آمده‌است مأموران سیاسی از حقوق گمرکی معاف‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">منصور لایحه قرارداد وین را در بهمن ۱۳۴۲ به مجلس سنا فرستاد و در جلسه ۲۵ خرداد ۱۳۴۳ به تصویب نمایندگان سنا رسید؛ اما ماده واحده مورد پیشنهاد آمریکا در آن جلسه مطرح نشد. در تعطیلات تابستانی مجلس سنا، منصور تقاضای تشکیل جلسه فوق‌العاده برای رسیدگی به لایحه تسهیل وصول مالیات‌ها و لایحه تأسیس مرکز آمار ایران و نیز تصویب دو فقره یادداشت‌های متبادله میان وزارت خارجه و سفارت آمریکا را کرد. در پی آن، مجلس سنا در ساعت نه و پانزده دقیقه صبح روز سه‌شنبه ۳ مرداد ۱۳۴۳ در شصت‌وهفتمین جلسه خود با حضور ۲۶ سناتور از ۶۰ سناتور، نخست‌وزیر، هیئت دولت و معاون وزارت امور خارجه تشکیل جلسه داد و تا ساعت یازده‌ونیم شب ادامه پیدا کرد. پس از تصویب لایحه‌های پیشنهادی، جعفر شریف‌امامی رئیس مجلس سنا متن نامه نخست‌وزیر، منصور را که خواستار رسیدگی به ماده واحده مربوط به دو فقره یادداشت متبادله میان وزارت امور خارجه ایران و سفارت ایالات متحده بود خواند. او و منصور از نمایندگان خواستند به جهت سادگی و عادی‌بودن دستور جلسه در همین نشست نهایی گردد. پس از قرائت متن نامه نخست‌وزیر و دفاع فنی احمد میرفندرسکی معاون وزیر خارجه مبنی بر پذیرش دولت‌های دیگری همچون ترکیه و یونان و بی‌ضرربودن برای دولت ایران و سودمندبودن آن در روابط ایران و آمریکا، سناتورها به فوریت لایحه رأی دادند و پس از بحث کوتاهی در ساعت دوازده همان شب لایحه را تصویب و برای تصویب نهایی به مجلس شورای ملی فرستادند.</p>
<p style="text-align: justify;">لایحه کاپیتولاسیون در روز سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۳۴۳ در ۱۰۴ جلسه از دوره ۲۱ مجلس شورای ملی و غیبت ۲۱ تا ۲۲ نفر از نمایندگان ازجمله عبدالله ریاضی رئیس مجلس، با ریاست حسین خطیبی نایب‌رئیس مجلس به بحث و مذاکره گذاشته شد و پس از بحث‌های زیاد و مخالفت تعدادی از نمایندگان که امام‌خمینی بعدها این مذاکرات را ظاهراً نمایشی و به دستور مقامات امنیتی خوانده‌است، سرانجام از ۱۳۶ رأی نمایندگان حاضر با ۷۴ رأی موافق و ۶۱ رأی مخالف ـ و احتمالاً یک ممتنع ـ به تصویب رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">امریکایی‌ها پس از تصویب مصونیت مستشاران نظامی خود بدان بسنده نکردند و خواهان گسترش این قانون به غیر نظامیان و بستگان آنان شدند. منصور برای برآورده‌کردن خواسته‌های آنان متن اظهارات خود را در مجلس سنا دستکاری کرد و آن را مطابق میل امریکاییان تغییر داد و خواسته آنان را بدون تصویب در دو مجلس با مبادله دو یادداشت از سوی وزارت خارجه ایران به سفارت آمریکا برآورده کرد. امریکایی‌ها برای برخورداری از امتیاز مصونیت و بازداشت‌نشدن در صورت ارتکاب کار خلاف، خواستار صدور کارت‌های مصونیت شدند که دولت ایران این خواسته را نیز برآورده کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">انتشار سر بسته تصویب لایحه</p>
<p style="text-align: justify;">ماجرای تصویب لایحه، مصونیت قضایی امریکایی‌ها در مجلس سنا و شورای ملی پنهان نگه داشته شد. مطبوعات کشور و حتی روزنامه رسمی مجلس شورای ملی که عین مذاکرات را نشر می‌داد، به بهانه نقص فنی و خرابی چاپخانه، آن را منتشر نکردند. تنها دولت خلاصه خبر و گزارش مبهمی را در روزنامه‌ها منتشر کرد. امام‌خمینی که در آغاز نخست‌وزیری حسنعلی منصور از حصر آزاد شده بود، در جریان تصویب لایحه کاپیتولاسیون نبود و پس از اطلاع، مبارزه با آن را آغاز کرد. در چگونگی اطلاع امام‌خمینی از لایحه اختلاف نظر وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">سیدمرتضی پسندیده برادر امام‌خمینی گفته‌است از طریق علی سهرابی ریحانی، امام‌خمینی و یکی از مراجع را در جریان گذاشته‌است. همچنین از سیدنورالدین هندی برادر کوچک امام‌خمینی، یکی از نمایندگان مجلس به نام طباطبایی،یا یکی از کارمندان مجلس به نام جواد عراقی و سیدمحمد حسینی بهشتی و مرتضی مطهری به عنوان منابع اطلاع امام‌خمینی از این لایحه یادشده است.</p>
<p style="text-align: justify;">مهدی عراقی نیز یادآور شده این قضیه را به امام‌خمینی اطلاع داده‌است؛ ولی ایشان خواستار مدرک و سند قطعی دراین‌باره شده‌است که عراقی کپی مذاکرات دو مجلس سنا و شورا را تهیه و زمان اقامت امام‌خمینی در روستای لنگرود در اطراف قم در اختیار ایشان قرار داده‌است. اکبر هاشمی رفسنجانی نیز ازجمله کسانی است که خبر تصویب لایحه، متن مذاکرات مجلس و جزوه کنوانسیون وین را تهیه کرده و اخباری را نیز از ابوالفضل تولیت گرفته و امام‌خمینی را در جریان قرار داده‌است.</p>
<h2 style="text-align: justify;">واکنش امام‌خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی پس از اطلاع کامل از متن لایحه از منابع گوناگون، مراجع و علمای قم را مجدداً به جلسه هفتگی فرا خواند. بنا به گزارش سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) این جلسه در روز دوم آبان با حضور امام‌خمینی، سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی، میرزاهاشم آملی، مرتضی حائری یزدی و سیدمحمدحسین طباطبایی تشکیل شد. در این جلسه ضمن گفتگو دربارهٔ چگونگی واکنش در برابر قانون کاپیتولاسیون، امام‌خمینی اعلام کرد در روز بیستم جمادی‌الثانی سالروز تولد حضرت زهرا(س) برابر با چهارم آبان در خانه خود سخنرانی خواهد کرد. بنا به گزارش ساواک با اینکه از سیدکاظم شریعتمداری نیز دعوت شده بود، وی از شرکت در این جلسه خودداری کرد؛ اما بر اساس گزارشی دیگر، او در آغاز جلسه حضور داشته‌است؛ ولی پس از مشاجره با امام‌خمینی جلسه را ترک کرده‌است. در گزارش ساواک به حضور سیدمحمدرضا گلپایگانی در جلسه یادشده اشاره‌ای نشده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">افزون بر این، امام‌خمینی با فرستادن افرادی همراه نامه، عالمان دیگر شهرها را از ماجرا آگاه کرد تا با متحدکردن عالمان سراسر کشور، مخالفت ایشان با این لایحه دارای تأثیر بیشتری باشد. برابر گزارش ساواک نامه‌هایی به علمای شهرستان‌ها ازجمله عبدالرسول قائمی در آبادان، سیدعلی بهبهانی در اهواز و محمدطاهر شبیره (شبیری) در خرمشهر فرستاده و از آنان دعوت شد علیه کاپیتولاسیون موضع‌گیری کنند. پس از آگاهی مردم، جمعیت زیادی از شهرستان‌ها برای شنیدن سخنان امام‌خمینی راهی قم شدند. ساواک جمعیت حاضر در این جلسه را شش تا ده هزار نفر گزارش کرده‌است از آنجاکه سخنرانی ایشان در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بود و محمدرضا پهلوی حساسیت ویژه‌ای به سخنان ایشان دربارهٔ آمریکا داشت، برای بازداشتن ایشان از سخنرانی یا دست‌کم از حمله به آمریکا، وی نماینده‌ای به قم فرستاد؛ اما امام‌خمینی او را نپذیرفت و او با سیدمصطفی فرزند امام‌خمینی دیدار کرد و خطرناک‌بودن حمله به آمریکا را یادآور شد.</p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی بی‌توجه به پیام و توصیه پهلوی طبق زمان اعلان‌شده، ساعت هشت و سی دقیقه چهارم آبان ۱۳۴۳، در بیت خود، واقع در یخچال قاضی، به سخنرانی پرداخت که بسیار مهم بود و در تاریخ ثبت شد. ایشان پس از نام خدا سخنان خود را با آیه استرجاع «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ» که قرائت آن نشان مصیبتی بزرگ بر اسلام و مسلمانان بود، آغاز کرد و تأثرات قلبی و ناراحتی شدید خود را ابراز و اعلام عزای عمومی کرد و با اشاره به مفهوم الحاق ایران به پیمان وین و کاپیتولاسیون که نشانگر مصونیت قضایی نظامیان و غیر نظامیان آمریکایی است، نتایج سیاسی و اجتماعی مصوبه را با ذکر مثال‌هایی برای مردم بازگو کرد و یادآور شد اگر یک آمریکایی یکی از مراجع تقلید یا شاه ایران را ترور کند یا زیر بگیرد، دولت و قوه قضاییه ایران حق بازخواست و محاکمه او را ندارد و اگر کسی یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست خواهد شد. رژیم پهلوی با تصویب چنین لایحه‌ای به انگیزه گرفتن وام دویست میلیون دلاری از آمریکا آن هم با بهره‌ای سنگین خودش و استقلال کشور را فروخت. ایشان عامل این ننگ و فضاحت را دولت و مجلسِ سر نیزه و آمریکایی دانست، نه نمایندگان مردم؛ زیرا آنان هیچ‌گونه ارتباطی با مردم ندارند. ایشان عمل نمایندگان مجلس سنا و مجلس شورا را خیانت به کشور و اسلام و مصوبات آن را غیرقانونی و همچنین وکالتشان را غیرشرعی و غیرقانونی خواند و آنان را از وکالت عزل کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی در این سخنرانی به‌شدت به آمریکا، اسرائیل، انگلیس و شوروی حمله کرد و همه گرفتاری‌های ایران را از آمریکا و اسرائیل و عوامل داخلی آن دو ازجمله نمایندگان و وزرای آمریکایی دانست و رئیس‌جمهور آمریکا را منفورترین افراد دنیا نزد مردم ایران و دشمن قرآن و ملت خواند و به علما و مراجع تقلید ایران و نجف، ارتش و رؤسای کشورهای اسلامی دربارهٔ ازدست‌رفتن حیثیت و استقلال ایران اعلام خطر کرد و بازگوکردن عمق فاجعه را تکلیف شرعی دانست و ضمن اعلام مجازنبودن سکوت در برابر چنین قانونی از علمای نجف، قم، ملت‌های مسلمان، رهبران اسلامی و رؤسای جمهورکشورهای اسلامی برای کمک به مردم ایران طلب کمک کرد و سکوت در برابر این مصوبه را گناه کبیره شمرد. یک پژوهشگر آمریکایی این سخنرانی تاریخی و پرشور را از مهم‌ترین و محرک‌ترین بیانات سیاسی در ایران دانست و یادآور شد امام‌خمینی در این سخنرانی با کمال قدرت و به‌طور مستقیم به پهلوی و آمریکا به دلیل تلاشِ آنان برای نابودکردن شأن، یکپارچگی و استقلال ایران حمله کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین امام‌خمینی همان روز در اعلامیه‌ای که با آیه کریمه «وَ لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» آغاز می‌شد، ضمن تشریح محتوای قرارداد کاپیتولاسیون امضای این قرارداد را به منزله سند بردگی ملت ایران، پایمال‌کردن حیثیت ارتش و دادگاه‌های ایران خواند و یادآور شد ایران با این کار خود را از همه ملت‌های جهان پست‌تر کرد و قرارداد ننگینی را که دولت پاکستان، اندونزی، ترکیه و آلمان غربی زیر بار آن نرفتند امضا کرد و مجلس با رأی مثبت خود به این قرارداد، ایران را در اسارت امریکایی‌ها درآورد. ایشان در ادامه آمریکا، انگلیس و اسرائیل را دشمنان ملت ایران خواند و کاپیتولاسیون را مخالف با اسلام و قرآن دانست و مردم و علما را به قیام علیه آن فرا خواند و از احزاب سیاسی، همه طبقات مردم، رجال سیاسی، مراجع و طلاب جوان خواست که از مناقشات جزئی دست بردارند و در برابر دشمن اصلی اتحاد و همبستگی خود را حفظ کنند. این اعلامیه پس از نگارش برای چاپ و توزیع تحویل مهدی عراقی شد. اعلامیه در بیش از ۲۵۰ هزار نسخه چاپ و در تهران و سراسر ایران پخش شد ساواک تعداد اعلامیه‌های پخش‌شده در تهران را شصت هزار نسخه گزارش کرده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">برابر گزارشی از شهربانی در ۱۳/۸/۱۳۴۳ چاپ و پخش این اعلامیه‌ها با برنامه منظمی صورت گرفت و بر اساس رهنمود امام‌خمینی در ساعتی معین در تهران و شهرستان‌ها منتشر گردید. شیوه منظم و گسترده توزیع و پخش اعلامیه موجب خشم دستگاه‌های امنیتی رژیم شد و رئیس شهربانی کل کشور از عدم مراقبت مأموران شهربانی و اطلاعاتی اصفهان انتقاد کرد و تأکید کرد با جدیت تمام باید چاپخانه‌هایی که مبادرت به چاپ اعلامیه‌ها کرده‌اند کشف و طبق مقررات تحت پیگرد قانونی قرار گیرند؛ اما با وجود سخت‌گیری‌های ساواک و شهربانی گزارش‌هایی از توزیع اعلامیه امام‌خمینی در طول آبان‌ماه وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین برابر گزارش ساواک امام‌خمینی با فرستادن پیام‌هایی به مراجع نجف از آنان خواست به تصویب این قانون واکنش نشان دهند. هم‌زمان با سخنرانی امام‌خمینی، حائری یزدی، مرعشی نجفی، شریعتمداری، سیدصادق روحانی، سیدابوالقاسم روحانی و ابوالفضل زاهدی نیز در اعتراض به لایحه یادشده سخنرانی کردند. امام‌خمینی افزون بر پیام و سخنان یادشده از شاگردان خود خواست که دربارهٔ ریشه‌های کاپیتولاسیون به تحقیق بپردازند که برخی از آنان به این کار اقدام کردند و مورد تأیید ایشان قرار گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی پس از این سخنرانی تاریخی بازداشت و به ترکیه تبعید شد. ایشان پس از تبعید نیز همواره موضوع کاپیتولاسیون را در سخنرانی و نامه‌های خود پیگیری می‌کرد؛ ازجمله در نامه‌ای سرگشاده به نخست‌وزیر وقت، امیرعباس هویدا در ۲۶ فروردین ۱۳۴۶، ضمن برشمردن مفاسد و خیانت‌های شاه و دولت هویدا، تبعید طولانی‌مدت خود را تنها به جرم مخالفت با مصونیت امریکایی‌ها، بر خلاف قانون شرع و قانون اساسی دانست و دادن مصونیت به بیگانگان را سند بزرگ عقب‌افتادگی و بی‌حیثیتی و تسلیم بی‌قید و شرط و خیانت به کشور و به اسلام و خلاف استقلال کشور شمرد. از نگاه ایشان مصونیت‌دادن به نظامیان آمریکایی یعنی خردکردن حیثیت کشور، بربادرفتن استقلال قضایی و مسلط‌کردن غارتگران آمریکایی ـ صهیونیستی در همه شئون نظامی، سیاسی، تجاری، صنعتی، زراعی و بازارها بود؛ چنان‌که این مصونیت‌دادن مایه ذلت و ننگ ایرانو سقوط حیثیت کشور و به شکل مستعمره و عقب‌افتاده درآمدن کشور و مخالفت با مشروطه و قانون اساسیبود. امام‌خمینی بعدها نیز که سیدحمید روحانی در دهمین سالگرد تصویب کاپیتولاسیون پیشنهاد انتشار نطق نمایندگان مخالف و نیز سخنرانی چهارم آبان ۱۳۴۳ امام‌خمینی را به ایشان داد، ایشان با انتشار مذاکرات مخالفان به صورت جدی مخالفت کرد؛ به این دلیل که همه آن مذاکرات ظاهراً صحنه‌سازی و به دستور مقامات امنیتی بوده‌است و اگر جز این بود، جرئت آن را نداشتند و بعداً نیز سالم نمی‌ماندند؛ چنان‌که نشر آن به معنای وجود آزادی نطق و مخالفت آنان است و آن نمایندگان شایسته ستایش نیستند.</p>
<p style="text-align: justify;">واکنش علما، مردم و جریان‌های سیاسی</p>
<p style="text-align: justify;">با سخنان و اطلاعیه امام‌خمینی علیه کاپیتولاسیون موج جدیدی از خشم و نفرت و اعتراض علیه رژیم پهلوی پدید آمد. علما و روحانیان شهرستان‌ها با همراهی مردم طی نامه‌ها و طومارها، خواستار الغای فوری کاپیتولاسیون شدند. سخنرانان نیز به دولت و مصونیت مستشاران آمریکایی به‌شدت اعتراض کردند. برخی از شاعران نیز علیه آن اشعاری سرودند. روحانیان و سخنرانان تهران با تشکیل جلسه‌ای تصمیم گرفتند به قانون کاپیتولاسیون و پیامدهای منفی آن اعتراض کنند. پس از تصویب قانون کاپیتولاسیون در نهم آبان ۱۳۴۳ اجازه گرفتن وام دویست میلیون دلاری ایران از آمریکا تصویب شد و مردم آن را پاداش تصویب لایحه یادشده دانستند و اعتراض و خشم آنان علیه رژیم گسترش یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">ساواک در گزارشی از نارضایتی و مخالفت روحانیان با تصویب لایحه و اقدام به تحریک افکار عمومی سخن گفته‌است. شماری از روحانیان و سخنرانان به همین جرم زندانی شدند. ساواک در ۹/۸/۱۳۴۳ گزارش کرده‌است طلاب طرفدار امام‌خمینی نامه‌هایی با حدود پنجاه امضا و خطاب به نخست‌وزیر در اعتراض به قانون مصونیت مستشاران آمریکایی تهیه کردند. بنا به گزارشی سیدمحمدهادی میلانی از مراجع مشهد ضمن تلگرامی به قم، آمادگی اهالی مشهد را برای هر گونه اقدام و فداکاری اعلام کرد. مردم انقلابی ایران با تلفن و نامه و راه‌های دیگر از مقامات دولتی و نمایندگان مجلس دراین‌باره توضیح خواستند. به گزارش ساواک پس از تصویب قانون مصونیت مستشاران آمریکایی برخی از افراد با تلفن‌کردن به خانه‌های برخی از شخصیت‌های سیاسی کشور از آنان انتقاد کردند و متذکر شدند با تصویب این قانون، حیثیت ایرانی بر باد رفته و کشور ایران به امریکایی‌ها فروخته شده‌است.</p>
<p style="text-align: justify;">احزاب و گروه‌های سیاسی آن روز ایران واکنشی در برابر احیای کاپیتولاسیون نشان ندادند. پس از گذشت یک ماه، در جریان اعتصاب و اعتراض رانندگان تاکسی به گرانی بنزین، نهضت آزادی اطلاعیه‌ای در قدردانی از اعتصاب رانندگان صادر کرد و در آن بدون محکوم‌کردن کاپیتولاسیون و لزوم مبارزه با آن، به تبعید امام‌خمینی و زندانی کردن محمد مصدق و مصونیت مستشاران خارجی اشاره کرد. جبهه ملی و افراد وابسته به آن نیز به موضع‌گیری امام‌خمینی واکنش منفی نشان دادند؛ اما در مهر ۱۳۵۸ حزب زحمتکشان اعلام کرد در سال ۱۳۴۳ جزوه‌ای را در اعتراض به کاپیتولاسیون با عنوان «هست یا نیست» منتشر کرده‌است. در این جزوه احیای کاپیتولاسیون محکوم نشده‌است، بلکه محور بحث آن است که مصوبه سنا و مجلس شورا کاپیتولاسیون بود یا نبود و در پایان نیز با توجیه رأی نمایندگان یادآور شده‌است مسئولان کشور و نمایندگان دو مجلس بدون آگاهی از ماهیت لایحه به آن رأی مثبت دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">واکنش رژیم به مخالفت امام‌خمینی</p>
<p style="text-align: justify;">حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت، در واکنش به سخنرانی و اعلامیه امام‌خمینی در نهم آبان ۱۳۴۳ ضمن تأیید و توجیه تصویب لایحه و سابقه‌داربودن این عمل در کشورهای همسایه، از مخالفت با آن اظهار تأسف کرد و مخالفت با آن را پایین‌آوردن شأن مملکت دانست و مخالفان را جزو ستون پنجم دشمن معرفی کرد. برخی از مجله‌های وابسته به رژیم نیز به توجیه لایحه پرداختند. رژیم پهلوی از ترس بازتاب افشاگری‌های امام‌خمینی، مصمم شد ایشان را بازداشت و از ایران تبعید کند و به دنبال آن در شب سیزدهم آبان ۱۳۴۳ با تعداد زیادی کماندو به خانه امام‌خمینی حمله و ایشان را بازداشت و سپس به ترکیه تبعید کرد. امام‌خمینی بعدها در ۱۴ آذر ۱۳۵۷ به شرح این واقعه و تبعید خود به ترکیه اشاره کرده‌است. ساواک صبح روز ۱۳ آبان ۱۳۴۳، طی اطلاعیه‌ای اقدامات امام‌خمینی را علیه امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور دانست و آن را دلیل تبعید ایشان خواند. شماری از روحانیان و سخنرانان ازجمله سیدکاظم قرشی نیز به جرم اعتراض به احیای کاپیتولاسیون و آگاه‌کردن مردم از پیامدهای آن بازداشت و شکنجه شدند. قرشی پس از آزادی از زندان به سبب شکنجه‌های سخت عمل جراحی شد و سرانجام به شهادت رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">پیامدها</p>
<p style="text-align: justify;">کاپیتولاسیون خدشه بر استقلال و ضربه بر حاکمیت قضایی ایران و ناقض اصل ۷۱ متمم قانون اساسی مشروطه بود که «دیوان عدالت و محاکم عدلیه را مرجع تظلمات عمومی» دانسته‌است. با گذشت چند ماه از تصویب لایحه کاپیتولاسیون در ایران سوء استفاده از آن آغاز شد. در ۱۲ اسفند ۱۳۴۳، یک درجه‌دار آمریکایی به نام چارلز. ال. گری در هنگام رانندگی با یک دختر جوان ایرانی به نام ایران سلیمی تصادف کرد و این دختر بر اثر جراحات فوت کرد. سفارت آمریکا از وزارت امور خارجه ایران خواست به مقامات صاحب صلاحیت ایران اطلاع دهد که گری مصونیت سیاسی و قضایی دارد. هتک حیثیت نوامیس مردم، توهین و بدزبانی مستشاران نظامی آمریکا به امیران ارتش شاهنشاهی و حتی کتک‌خوردن افسر شهربانی از مستشار نظامیِ مست آمریکایی به علت جلب وی به کلانتری به جرم تصادف با کارگر ساختمانی، از پیامدهای تصویب این لایحه بود. جرم و جنایت امریکایی‌ها به اندازه‌ای زیاد بود که در سال ۱۳۴۸ فرمانده وقت مستشاران نظامی آمریکا، ژنرال تویچل، از مقامات سفارت آمریکا خواست تا برای رسیدگی به تخلفات فزاینده نظامیان آمریکایی در ایران، شعبه‌ای از دادگاه نظامی آمریکا در ایران تأسیس شود. پس از تصویب لایحه، حضور امریکایی‌ها در ایران افزایش یافت و به دنبال آن نفوذ فرهنگ غربی آثار خود را در همه شئون اجتماعی ظاهر کرد و گزارش‌هایی مربوط به شرارت، میخواری و خشونتِ امریکایی‌ها در مطبوعات درج شد.</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر، احیای کاپیتولاسیون سبب افزایش خشم و نفرت مردم از رژیم پهلوی به‌ویژه احیاگران آن در آن مقطع و در درازمدت شد. منصور در اول بهمن ۱۳۴۳ به جرم به تصویب‌رساندن لایحه کاپیتولاسیون روبه‌روی در ورودی مجلس شورای ملی (محل احیای کاپیتولاسیون) با گلوله محمد بخارایی از اعضای هیئت‌های مؤتلفه اسلامی کشته شد. پس از قتل او با وجود کوشش‌هایی که برای حفظ امنیت مقامات کشور انجام شده بود، در روز ۲۱ فروردین ۱۳۴۴/ ۱۰ آوریل ۱۹۶۵م سرباز وظیفه رضا شمس‌آبادی از افراد گارد سلطنتی و مأمور نگهبانی از کاخ مرمر، محمدرضا پهلوی را روبه‌روی سرسرای کاخ به گلوله بست که وی جان سالم به در برد. امریکایی‌ها نیز به‌طور فزاینده‌ای هدف عملیات شناسایی و حمله قرار گرفتند. تنها میان سال‌های ۱۹۷۱–۱۹۷۵م/ ۱۳۴۹–۱۳۵۳ش ۳۱ مورد بمب‌گذاری و تهدید به انفجار بمب، علیه تأسیسات و سازمان‌های آمریکایی در ایران انجام شد. رئیس کلانتری ۳ قلهک در تماسی با پلیس تهران آرزو می‌کرد هر چه زودتر مستشاران آمریکایی از این مملکت بروند.</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از اعضای هیئت مستشاری آمریکایی به نام مارتین گزارش می‌کند ارتشی‌های ایران دربارهٔ هیئت مستشاری آمریکایی احساس بدی داشتند و نگاهشان به آنان همچون نگاه به میهمانان ناخوانده و مزاحم بود. برخی از دانش‌آموزان نیز با نگارش نامه و انداختن آن در خودروی مستشاران نظامی آمریکا، آنان را «دشمن خودخواه ایرانیان» می‌خواندند و از کشور، سیاست، رئیس‌جمهور آمریکا و از اقدامات و کارهای آنان در این مملکت اظهار تنفر می‌کردند و یادآور می‌شدند که مردم ایران امریکایی‌ها را از کشور خود بیرون خواهند کرد و از آنان انتقام خواهند گرفت. «یانکی به خانه‌ات برو، نه سگ می‌خواهیم، نه آمریکایی» شعاری بود که بر روی خودروی مستشاری نظامی آمریکا نوشته شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">لغو رسمی کاپیتولاسیون</p>
<p style="text-align: justify;">با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، خروج مستشاران آمریکایی از ایران آغاز شد و با آتش‌زدن چند مؤسسه آمریکایی در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۷ به دست مردم، خروج آنان شدت گرفت و مدرسه‌های امریکاییان در ایران برای اینکه خانواده‌های آنان بتوانند به مسافرت بروند، پس از کریسمس تعطیل شد در آغازین روزهای دی ۱۳۵۷ مری سولیوان، همسر سفیر آمریکا نیز ایران را ترک کرد. میان روزهای ۱۱ تا ۲۲ بهمن حدود دوازده هزار آمریکایی از تهران خارج شدند.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بنا به پیشنهاد دولت موقت جمهوری اسلامی ایران به ریاست مهدی بازرگان و تصویب شورای انقلاب اسلامی، قانون مصوب ۲۱ مهر ۱۳۴۳/ ۱۳ اکتبر ۱۹۶۴م کاپیتولاسیون در ۲۳/۲/۱۳۵۸ به‌طور رسمی لغو شد. شش ماه بعد در سالروز تبعید امام‌خمینی به ترکیه دانشجویان مسلمانِ پیرو خط امام سفارتخانه آمریکا را تصرف کردند. این رویداد که با پشتیبانی امام‌خمینی از آن، انقلاب دوم و انقلاب بزرگ‌تر از انقلاب اول نام گرفت، ابهت آمریکا را در جهان در هم شکست.</p>
<h2 style="text-align: justify;">آغاز مبارزات امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">روحیه مبارزه و جهاد در راه خدا ریشه در بینش اعتقادی و تربیت و محیط خانوادگی و شرایط سیاسی و اجتماعی طول دوران زندگی آن حضرت داشته است. مبارزات ایشان از نوجوانی آغاز، و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یک سو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است.<br />
بعد از آنکه در شهریور 1320 کشور ایران در جریان جنگ جهانی دوم به اشغال متفقین درآمد و نهایتاً رضاخان با همه ادعاهایش ذلیلانه از تخت سلطنت به زیر کشیده شد و از کشور اخراج گردید فرمان سلطنت از سفارت انگلیس و با چراغ سبز یکی دیگر از دول عضو جبهه متفقین یعنی روسها به نام محمدرضا پهلوی صادر گردید.<br />
امام خمینی اینک فرصت را مغتنم شمرد و با تدوین و انتشار کتاب کشف اسرار (1322 ه.ش.) فجایع سلطنت بیست ساله پهلوی را افشا کرد و با دفاع از اسلام و روحانیت به پاسخگویی به شبهات و هجمه های منحرفین پرداخت و در همین کتاب ایده حکومت اسلامی و ضرورت قیام برای تشکیل آن را مطرح ساخت. سال بعد (اردیبهشت 1323 ه.ش.) نخستین بیانیه سیاسی امام خمینی پیام به ملت ایران &#8211; دعوت به قیام برای خدا که در آن آشکارا علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فرا خوانده بود، صادر کرد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">مرجعیت امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">پس از رحلت آیت الله العظمی حائری (10 بهمن 1315 ه. ش.) مدت هشت سال سرپرستی حوزه علمیه قم را آیات عظام: سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمدتقی خوانساری بر عهده گرفتند. در این فاصله و بخصوص پس از سقوط رضاخان، شرایط برای تحقق مرجعیت عظمی فراهم گردید. آیت الله العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته ای بود که می توانست جانشین مناسبی برای مرحوم حائری و حفظ کیان حوزه باشد. این پیشنهاد از سوی شاگردان آیت الله حائری و از جمله امام خمینی به سرعت تعقیب شد. شخص امام در دعوت از آیت الله بروجردی برای هجرت به قم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حوزه مجدانه تلاش کرد. در زمان هجرت آیت الله بروجردی به قم، امام خمینی که خود از مجتهدین و مدرسین بنام حوزه قم بود برای تحکیم موقعیت زعامت و مرجعیت آیت الله بروجردی کوشش فراوان به کار برد و به گفته شاگردان امام برای همین منظور نیز در جلسات درس اصول مرحوم آیت الله بروجردی شرکت می کرد.<br />
آیت اللّه العظمی بروجردی در دهم فروردین 1340 رحلت کرد. خدمات ارزنده و شخصیت علمی ایشان بار دیگر مرجعیت را به عنوان مهمترین پناهگاه مذهبی مردم در صحنه حیات اجتماعی ایران مطرح ساخته و این موقعیت فی نفسه مانعی عمده بر سر راه هدف های رژیم شاه بود. فقدان ایشان ضایعه ای جبران ناپذیر به حساب می آمد. در اسفند همین سال نیز روحانی مبارز آیت الله کاشانی که روزگاری نامش لرزه بر اندام شاه می انداخت، دار فانی را وداع گفت. امام خمینی بعد از رحلت آیت اللّه بروجردی علیرغم استقبال حوزۀ علمیه و مردم، همچون ادوار گذشتۀ زندگی خویش کوچکترین قدمی برای مرجعیت خود برنداشت و حتی در مقابل پیشنهادات و اقدامات دوستان خویش در این مسیر سرسختانه مقاومت می کرد و این در حالی بود که تحریر فتاوای امام خمینی برتمام ابواب کتاب عروة الوثقی پنج سال قبل از رحلت آیت اللّه بروجردی پایان یافته بود و در همین سالها نیز حاشیه امام خمینی بر کتاب وسیلة النجاة به عنوان رسالۀ عملیه ـ نگارش یافته بود. پس از رحلت آیت الله بروجردی و تجزیه مرجعیت عظمی، رژیم شاه کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایران منتقل نماید ولی شخصیت علمی، نگاه زهدگرایانه و تلاشهای امام برای افشاگری خیانت ها و جنایت های شاه موجب شد مرجعیت امام در میان روحانیت و مردم گسترش یابد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی</h2>
<p style="text-align: justify;">شاه که توسط دولت انگلیس روی کار آمد پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 ه. ش به طور کامل در اختیار امریکا قرار گرفت و دولت انگلیس جای خود را به امریکا داد. تشکیل ساواک در سال 1336 و قلع و قمع شدید مخالفین و تشدید حکومت اختناق به منظور فراهم نمودن شرایط اجتماعی برای اصلاحات امریکایی به سرعت پیگیری شد. سیل لوایح و طرحهای پیشنهادی برای تغییر شرایط ایران به مجلسین سنا و شورا سرازیر شد. به موجب اعترافات بعدی و صریح سران رژیم و همچنین اسناد و مدارک جاسوس خانه امریکا در ایران، طراحی محتوای بسیاری از این لوایح در امریکا و یا سفارت این کشور در ایران صورت می گرفت. لایحۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی یکی از این لوایح است که به موجب آن شـرط «مسلمان بـودن، سوگند بـه قرآن کریـم و مرد بودن انتخاب کنندگان و کاندیداها» تغییر می یافت.این لایحه در 14 مهر 1341 ه.ش. بـه تصویب کابینـه اسدالله علم رسیـد. در این لایحه، حذف و تغییر دو شرط نخسـت به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهایی در مصادر امـور کشور طراحی شـده بود. پشتیبانـی شاه از رژیم صهیونیستی در توسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایت های امریکا از شاه بود. نفوذ پیروان مسلک استعماری بهاییت در قـوای سه گانه ایـران این شرط را تحقـق می بخشید. امام خمینی به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر تصویب لایحۀ مزبور پس از تبادل نظر دست به اعتراضات همه جانبه زدند.<br />
نقش حضرت امام در روشن ساختن اهداف واقعی رژیم شاه و گوشزد کردن رسالت خطیر علما و حوزه های علمیه در این شرایط بسیار مؤثر و کارساز بود. تلگرافها و نامه های سرگشادۀ اعتراض آمیز علما به شاه و اسداللّه علم موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت.<br />
رژیم شاه ابتدا دست به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت زد. با وجود این، دامنه قیام رو به فزونی نهاد. در تهران، قم و برخی شهرهای دیگر بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یک ماه و نیم پس از آغاز، سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت، مصوبه قبلی را لغو کرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد. امام خمینی در نشست با علمای قم مجدداً بر مواضع خویش پای فشرد و لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و اعلام کرد تا زمانی که لغو آن در رسانه ها پخش نشود، قیام ادامه خواهد داشت. فردای آن روز خبر لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی بزرگ خویش را پس از نهضت ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">مخالفت با رفراندوم لوایح ششگانه</h2>
<p style="text-align: justify;">با وجود شکست شاه در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، فشار امریکا برای انجام اصلاحاتِ مورد نظر ادامه یافت. شاه در دی ماه 1341 ه. ش اصول ششگانه اصلاحات خویش را برشمرد و خواستار رفراندوم شد. امام خمینی بار دیگر مراجع و علمای قم را به نشست و چاره جویی و قیامی دوباره فرا خواند. با آنکه هدف های پشت پردۀ رژیم از اصلاحات و رفراندوم برای شخص امام آشکار، و رویارویی غیرقابل اجتناب بود، اما در این نشست تصمیم جمعی بر این شد که با شاه مذاکره و انگیزۀ او را جویا شوند. پیغامهای طرفین به وسیله اعزام نمایندگانی برای مذاکره در چند مرحله رد و بدل شد. شاه در ملاقات با آیت اللّه کمالوند تهدید کرده بود که اصلاحات به هر قیمتی ولو با خونریزی انجام خواهد شد.<br />
بر اثر اصرار و مقاومت امام خمینی قرار شد مراجع و علما مخالفت با رفراندوم را صریحاً اعلام و شرکت در آن را تحریم کنند. حضرت امام بیانیه ای کوبنده در دوم بهمن 1341 پیام به جمعی از متدینین تهران جهت افشای ماهیت رفراندم شاه صادر کرد.<br />
متعاقب آن بازار تهران تعطیل شد و مأمورین پلیس به تجمع مردم حمله بردند. در آستانۀ رفراندوم تحمیلی، ابعاد مخالفت مردم فزونی گرفت. شاه ناگزیر برای کاهش دامنۀ مخالفت ها در چهارم بهمن عازم قم گردید. امام خمینی از قبل با پیشنهاد استقبال مقامات روحانی از شاه بشدت مخالفت نمود، و حتی خروج از منازل و مدارس را در روز ورود شاه به قم تحریم کرد. تأثیر این تحریم چنان بود که نه تنها روحانیون و مردم قم بلکه تولیت آستانۀ مقدسه حضرت معصومه در این شهر ـ که مهمترین منصب حکومتی تلقی می شد ـ نیز به استقبال شاه نرفت و همین امر سبب عزل او گردید. شاه در سخنرانی خود در جمع تعدادی از کارگزاران رژیم و عواملی که به همراه او از تهران به قم آورده بودند، خشم خود را با رکیک ترین عبارات علیه روحانیت و مردم ابراز نمود. دو روز بعد رفراندوم غیرقانونی در شرایطی که بجز کارگزاران رژیم کسی دیگر در آن شرکت نداشت، برگزار شد. رسانه های رژیم با پخش مکرر تلگراف های تبریک مقامات امریکا و دول اروپایی سعی داشتند تا رسوایی عدم مشارکت مردم در رفراندوم را مخفی نگاه دارند. امام خمینی با سخنرانی ها و بیانیه های خویش همچنان به افشاگری دست می زد. از آن جمله اعلامیه ای بسیار تند و در عین حال مستدل تنظیم نمود که به اعلامیه 9 امضایی معروف و منتشر گردید و در آن ضمن برشماری اقدامات خلاف قانون اساسی شاه و دولت دست نشانده وی، سقوط کشاورزی و استقلال کشور و ترویج فساد و فحشا به عنوان نتایج قطعی اصلاحات شاهانه پیش بینی شده بود.<br />
با پیشنهاد امام خمینی عید باستانی نوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه حضرت امام پیام به علما و روحانیون &#8211; اعلام عزای عمومی در نوروز از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسویی شاه با اهداف امریکا و اسرائیل افشا شده بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;">واقعه مدرسه فیضیه</h2>
<p style="text-align: justify;">شاه در مورد آمادگی جامعه ایران برای انجام اصلاحات امریکا به مقامات واشنگتن اطمینان داده بود و نام اصلاحات را انقلاب سفید نهاده بود. مخالفت علما برای وی بسیار گران می آمد.تبلیغات وسیعی علیه روحانیت و امام خمینی آغاز شد. شاه تصمیم به سرکوبی قیام داشت. روز دوم فروردین 1342 که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) بود مأمورین مسلح رژیم با لباس مبدل اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را بر هم زدند و متعاقب آن نیروهای پلیس با سلاح گرم، وحشیانه به مدرسه فیضیه یورش بردند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند. همزمان مدرسه دینی طالبیه تبریز نیز مورد هجوم مأمورین دولتی قرار گرفت. در پی این حوادث، منزل امام خمینی در قم هر روز شاهد حضور گروه های زیادی از نیروهای انقلابی و مردم خشمگینی بود که برای ابراز همدردی و حمایت علما و دیدن آثار جنایت رژیم به قم می آمدند.<br />
حضرت امام در روز 13 فروردین 1342 اعلامیه معروف خود راتحت عنوان «شاه دوستی یعنی غارتگری» منتشر ساخت. در این اعلامیه که یکی از تندترین بیانیه های سیاسی امام خمینی است، رژیم شاه به محاکمه کشیده شده و در پایان آن تأکید شده بود که در این شرایط تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب (ولو بلغ ما بلغ).</p>
<p style="text-align: justify;">پیام به علمای تهران (استیضاح اسداللّه عَلم)<br />
شاه بر انجام اصلاحات مورد نظر امریکا اصرار می ورزید و امام خمینی بر آگاه کردن مردم و قیام آنان در برابر دخالت های امریکا و خیانت های شاه پافشاری داشت.</p>
<h2 style="text-align: justify;">دستگیر امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">سال 1342 با تحریم مراسم عید نوروز آغاز و با خون مظلومین فیضیه خونرنگ شد. شاه بر انجام اصلاحات مورد نظر امریکا اصرارمی ورزید و امام خمینی بر آگاه کردن مردم و قیام آنان در برابر دخالت های امریکا و خیانت های شاه پافشاری داشت. در چهارده فروردین 1342 آیت اللّه العظمی حکیم از نجف طی تلگرافهایی به علما و مراجع ایران خواستار آن شد که همگی به طور دسته جمعی به نجف هجرت کنند.این پیشنهاد برای حفظ جان علما و کیان حوزه ها مطرح شده بود. رژیم شاه با دست زدن به اقداماتی خشم خود را از جانبداری علمای نجف وکربلا و آیت اللّه حکیم در حمایت از قیام علمای ایران ابراز نمود. رژیم شاه برای ایجاد رعب و جلوگیری از پاسخگویی علما به تلگراف آیت اللّه حکیم، نیروهای نظامی را به قم گسیل داشت و همزمان هیأتی را برای ابلاغ پیام تهدیدآمیز شاه به منزل مراجع تقلید فرستاد. امام خمینی از پذیرش این هیأت امتناع ورزید. و بدون اعتنا به این تهدیدها، پاسخ تلگراف آیت اللّه العظمی حکیم را ارسال نموده و در آن تأکید کرده بود که هجرت دسته جمعی علما و خالی کردن حوزۀ علمیۀ قم به مصلحت نیست سندهای صحیفه امام شامل سخنرانی در جمع بازاریان تهران &#8211; لزوم لغو لایحۀ انجمن‏های ایالتی و ولایتی<br />
امام خمینی در پیامی (به تاریخ 12/2/1342) به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه بر همراهی علما و ملت ایران در رویارویی سران ممالک اسلامی و دول عربی با اسرائیل غاصب تأکید ورزید و پیمانهای شاه واسرائیل را محکوم کرد و در سخنرانی خود در اجتماع مردم، با اشاره به همین قضیه از شاه به عنوان«مردک»! یاد کرد و با شجاعت از شخص شاه به عنوان عامل اصلی جنایات و هم پیمان با اسرائیل یاد کرد و مردم را به قیام فرا خواند. و شدیداً ازسکوت علمای قم و نجف و دیگر بلاد اسلامی در مقابل جنایات تازۀ رژیم انتقاد کرد. سندهای صحیفه امام شامل سخنرانی در جمع روحانیون قم -ارزیابی قیام ملت<br />
ماه محرّم 1342 که مصادف با خرداد بود فرا رسید. امام خمینی این فرصت را برای دعوت مردم به قیام علیه رژیم مستبد شاه غنیمت شمرد. روز عاشورا جمعیت صدهزار نفری در تهران با داشتن عکس هایی از امام به تظاهرات پرداختند و در مقابل کاخ مرمر محل استقرار شاه- برای اوّلین بار در پایتخت شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند. روزهای بعد نیز در دانشگاه و بازار و مقابل سفارت انگلیس تظاهرات گسترده ای در حمایت از قیام امام برپا بود.<br />
امام خمینی عصر عاشورای سال 1383 هجری قمری (13 خرداد 1342 شمسی) در مدرسه فیضیه نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">سخنرانی در جمع روحانیون و اهالی قم &#8211; شاه و اسرائیل، اساس گرفتاریها<br />
سخنان امام خمینی همچون پتکی بر روح شاه که جنون قدرت و تکبر فرعونی او زبانزد خاص و عام بود فرود آمد. شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه 14 خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد 42) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و سراسیمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند. امام خمینی پس از نوزده روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد.<br />
امام خمینی در حبس از پاسخ گفتن به سؤالات بازجویان، با شهامت و اعلام اینکه هیأت حاکمه ایران و قوه قضاییه آن را غیر قانونی و فاقد صلاحیت می داند، اجتناب ورزید. حضرت امام در سلول انفرادی پادگان عشرت آباد نیز فرصت را از دست نداد و به مطالعه کتب تاریخ معاصر و از آن جمله تاریخ مشروطیت ایران و کتابی از آثار جواهر لعل نهرو پرداخت. پس از دستگیری امام خمینی اعتراضات گسترده ای از سوی روحانیت و اقشار مختلف مردم از سراسر کشور آغاز و خواستار آزادی رهبر خویش شدند. جمعی از علمای برجسته کشور به نشانه اعتراض به تهران هجرت کردند. بیم سوء قصد به جان رهبر انقلاب واکنش گسترده ای در مردم برانگیخته بود. تعدادی از علمای مهاجر در جریان یورش مأمورین ساواک دستگیر و برای مدتی زندانی شدند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">واقعه 15 خرداد 1342</h2>
<p style="text-align: justify;">خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید. زن و مرد از روستاها و منازل خویش در شهر به سوی منزل قائد خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت «یا مرگ یا خمینی» بود که از تمام فضای قم به گوش می رسید. خشم مردم آنچنان بود که ابتدا مأمورین پلیس پا به فرار گذاشتند. آنها پس از تجهیز قوا به میدان آمدند.<br />
نیروهای کمکی نظامی نیز از پادگان های اطراف به شهر قم گسیل شدند. هنگامی که سیل جمعیت از حرم حضرت معصومه بیرون آمدند، رگبار مسلسلها گشوده شد و تا ساعتی چند درگیری شدید ادامه داشت. حمام خون به راه افتاده بود. هواپیماهای نظامی از تهران به پرواز درآمدند و در فضای شهر قم برای ایجاد رعب بیشتر دیوار صوتی را شکستند. قیام با سرکوبی شدید کنترل شد. کامیون های نظامی، اجساد شهدا و مجروحین را به سرعت از خیابانها و کوچه ها به نقاط نامعلومی بردند. غروب آن روز شهر قم حالتی جنگ زده و غمگینانه داشت.<br />
صبحگاه پانزده خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرک های اطراف به سوی تهران سرازیر شدند. تانک ها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند. جمعیت انبوهی در حوالی بازار تهران و مرکز شهر نیز گرد آمده و با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی کاخ شاه به حرکت درآمدند. از جنوب شهر تهران نیز سیل جمعیت به سمت مرکز راه افتاده بود و در پیشاپیش آنها طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی، دو تن از جوانمردان جنوب شهر تهران، با گروه خود در حرکت بودند. این دو تن بعد از چندی دستگیر و در 11 آبان 1342 تیرباران شده و هوادارانشان به بندرعباس تبعید گردیدند.<br />
نزدیکترین ندیم همیشگی شاه، تیمسار حسین فردوست در خاطراتش از به کارگیری تجربیات و همکاری زبده ترین مأمورین سیاسی و امنیتی امریکا برای سرکوب قیام و همچنین از سراسیمگی شاه و دربار و امرای ارتش و ساواک در این ساعات پرده برداشته و توضیح داده است که چگونه شاه و ژنرالهایش دیوانه وار فرمان سرکوب صادر می کردند. ارتشبد فردوست در توضیح وخامت اوضاع می نویسد: به اویسی (فرمانده لشکر گارد ویژه) گفتم «تنها راه این است که هر چه آشپز و نظافتکار و اسلحه دار و غیره در لشکرداری مسلح کنی» .سرانجام مأمورین نظامی و پلیس شاه با تیراندازی های گسترده و مستقیم و به کارگیری هرچه در توان داشتند بر قیام مردم فائق آمدند.<br />
علم، نخست وزیر شاه در خاطراتش از این روز خطاب به شاه می نویسد:<br />
اگر ما عقب نشینی کرده بودیم ناآرامی به چهار گوشه ایران سرایت می کرد و رژیم ما با تسلیم ننگ آوری سقوط می کرد. در آن موقع حتی این را به شما [شاه ] عرض کردم که اگر خود من هم از مسند قدرت به زیر کشانده شوم شما همیشه می توانید با محکوم کردن و اعدام من به عنوان مسبب آنچه واقع شده خود را نجات دهید! (گفتگوهای من با شاه: خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم.)<br />
روز 15 خرداد در تهران و قم حکومت نظامی برقرار شد اما علیرغم آن، روزهای بعد نیز تظاهرات وسیعی برپا بود که در هر مورد به درگیری خونین انجامید.<br />
پانزده خرداد 42 مبدأ انقلاب اسلامی مردم ایران بود. شاه دو روز بعد از نهضت 15 خرداد، قیام مردم را بلوا و اقدامی وحشیانه، و نتیجه اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه نامید و سعی کرد تا آن را به خارج از مرزها و کسانی همچون جمال عبدالناصر نسبت دهد.<br />
سستی ادعاهای شاه بر هیچ کس پوشیده نبود. برخلاف ادعاهای مکرر شاه، عناصر چپ و کمونیستها نه تنها هیچ گونه مشارکتی در این قیام نداشتند بلکه حزب توده و دیگر کمونیستهای ایران در نوشته ها و مواضع خویش به تکرار تفسیر رادیو مسکو و روزنامه های شوروی از وقایع پانزده خرداد می پرداختند. حزب کمونیست شوروی، قیام 15 خرداد را حرکتی کور و ارتجاعی بر ضد اصلاحات مترقّیانه شاه می دانست. ادعای کذب دیگر شاه (در مورد دخالت دولت مصر) نیز علیرغم تلاش و دسیسه ساواک هیچ گاه از سوی احدی باور نشد. استقلال تمام عیار قیام پانزده خرداد آنچنان برملا و فاحش بود که اینگونه اَنگها نمی توانست کمترین لطمه ای بدان وارد سازد.<br />
با دستگیری رهبر نهضت و کشتار وحشیانه مردم در روز پانزده خرداد 42، قیام ظاهراً سرکوب شد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">آزادی از زندان امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">شاه که وقایع پانزده خرداد را لطمه ای به ثبات و تضمین های داده شده به امریکا می دید، درصدد بود تا این وقایع را کم بها و اوضاع را کنترل شده و عادی جلوه دهد. از سوی دیگر خشم مردم از ادامه بازداشت امام رو به فزونی بود. از این رو رژیم ناگزیر شد در تاریخ 11 مرداد 1342 حضرت امام را از بازداشتگاه به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی در منطقه داوودیه تهران منتقل نماید. مردم تهران به محض اطلاع از انتقال رهبر، به سمت داوودیه سرازیر شدند. ساعاتی از ازدحام جمعیت نگذشت که رژیم ناگزیر از پراکندن جمعیت و محاصره علنی منزل، توسط نیروهای نظامی گردید.<br />
عصر 13 مرداد، روزنامه های رژیم شاه خبری جعلی را مبنی بر تفاهم مراجع تقلید با مقامات دولتی منتشر ساختند. اطلاع از خبر و تکذیب آن خبر برای امام خمینی ممکن نبود. اما علمای وقت با انتشار بیانیه هایی هر گونه تفاهم را تکذیب کردند. در این میان اطلاعیه آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره) بسیار تند و افشاگرانه و مؤثر بود. پس از این وقایع، امام خمینی تحت الحفظ مأموران رژیم به منزلی واقع در محله قیطریه تهران منتقل شد و تا روز آزادی و بازگشت به قم در 15 فروردین سال 43 در همین محل محاصره شده اقامت داشت.<br />
رژیم شاه در آغاز سال 1343 با این تصور که شدت عمل در ماجرای قیام پانزده خرداد مردم را متنبه و مبارزین را وادار به سکوت کرده است، کوشش داشت تا وقایع سال گذشته را فراموش شده جلوه دهد. در شامگاه 16 فروردین 43 بدون اطلاع قبلی، امام خمینی آزاد و به قم منتقل می شود.<br />
به محض اطلاع مردم، شادمانی سراسر شهر را فرا می گیرد و جشنهای باشکوهی در مدرسه فیضیه و شهر به مدت چند روز برپا می شود. سه روز از آزادی امام نمی گذرد که نطق انقلابی آن حضرت در تفصیل قیام پانزده خرداد مهر بطلانی بر همه تصورات و تبلیغات رژیم می زند.</p>
<p style="text-align: justify;">سخنرانی در جمع دانشجویان و طلاب &#8211; مخالفت روحانیت با انقلاب سفید<br />
رهبر انقلاب در نطق دیگر خویش گزارش روزنامه ها مبنی بر تفاهم ایشان با رژیم را انکار می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">تحلیل بردن نیروهای مبارز در حوزه علمیه از طریق ایجاد اختلاف بین علما و مراجع، ترفندی بود که ساواک پس از آزادی امام خمینی در پی آن بود. امام با آگاهی از این توطئه در نطق تاریخی خود در مسجد اعظم قم این توطئه را افشا کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">سخنرانی در جمع اقشار مردم &#8211; خرداد، عملکرد دولت و رسالت علما<br />
اولین سالگرد قیام پانزده خرداد در سال 1343 با صدور بیانیه مشترک امام خمینی و دیگر مراجع تقلید اعلامیه مشترک آیات عظام به مناسبت سالگرد قیام خرداد و بیانیه های جداگانه حوزه های علمیه، گرامی داشته شد و به عنوان روز عزای عمومی معرفی شد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تبعید امام به ترکیه</h2>
<p style="text-align: justify;">پرتال امام خمینی(س): سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ ه. ش. دوباره کماندوهای مسلح اعزامی از تهران، منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند. شگفت آنکه وقتِ بازداشت، همانند سال قبل مصادف با نیایش شبانه امام خمینی بود. حضرت امام بازداشت و به همراه نیروهای امنیتی مستقیماً به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با یک فروند هواپیمای نظامی که از قبل آماده شده بود، تحت الحفظ مأمورین امنیتی و نظامی به آنکارا پرواز کرد. عصر آن روز ساواک خبر تبعید امام را به اتهام اقدام علیه امنیت کشور در روزنامه ها منتشر ساخت. علی رغم فضای خفقان، موجی از اعتراض ها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه ها و ارسال تومارها و نامه ها به سازمان های بین المللی و مراجع تقلید جلوه گر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">چکیده</p>
<p style="text-align: justify;">آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی نیز در روز تبعید امام بازداشت و زندانی شد و پس از چندی در ۱۳ دیماه ۱۳۴۳ به ترکیه نزد پدر تبعید گردید. دوران تبعید امام در ترکیه بسیار سخت و طاقت فرسا بود. حضرت امام حتی از پوشیدن لباس روحانیت در آنجا ممنوع شده بود. اما هیچ یک از فشارهای روانی و جسمی نتوانست آن حضرت را وادار به سازش کند. محل اقامت اولیه امام، هتل بولوار پالاس آنکارا (اتاق ۵۱۴ ـ طبقه ۴) بود. فردای آن روز برای مخفی نگاه داشتن محل اقامت، امام را به محلی واقع در خیابان آتاتورک منتقل کردند. چند روز بعد (۲۱ آبان ۱۳۴۳) برای منزوی تر ساختن ایشان و قطع هرگونه ارتباطی، محل تبعید را به شهر بورسا واقع در ۴۶۰ کیلومتری غرب آنکارا نقل مکان دادند.<br />
در این مدت امکان هرگونه اقدام سیاسی از امام خمینی سلب شده و ایشان تحت مراقبت مستقیم مأمورین اعزامی ایران و نیروهای امنیتی دولت ترکیه قرار داشت.<br />
اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید. در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بی سابقه ای بقایای مقاومت را در ایران در هم شکست و در غیاب امام خمینی به سرعت دست به اصلاحات امریکاپسند زد. رژیم در چند مورد بر اثر فشار مردم و علما ناگزیر شد با اعزام نمایندگانی از سوی آنان برای کسب خبر از حال امام و اطمینان از سلامت وی موافقت نماید. در این مدت امام خمینی طی چند نامه به منسوبین خویش و علمای حوزه به صورت رمز و اشاره و در قالب دعا، استواری خود در مبارزه را یادآور شده و همچنین خواستار ارسال کتابهای دعا و کتب فقهی شدند. اقامت اجباری در ترکیه فرصتی مغتنم برای امام بود تا تدوین کتاب تحریرالوسیله &#8211; جلد اول را آغاز کند. در این کتاب که حاوی فتاوای فقهی امام خمینی است، برای نخستین بار در آن روزها، احکام مربوط به جهاد و دفاع و امر به معروف و نهی از منکر و مسائل روز به عنوان تکالیف شرعیِ فراموش شده مطرح گردیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">بورسا، از شهرهای بزرگ ترکیه و نخستین تبعیدگاه امام‌خمینی، آبان ۱۳۴۳.</p>
<p style="text-align: justify;">چگونگی و چرایی تبعید امام به ترکیه</p>
<p style="text-align: justify;">در پی تصویب لایحه مصونیت قضایی نظامیان و مستشاران آمریکایی مشهور به کاپیتولاسیون، امام‌خمینی در آبان ۱۳۴۳ طی اطلاعیه‌ای تصویب آن لایحه را محکوم کرد و آن را مخالف اسلام و قرآن و قانون اساسی شمرد.ایشان بیگانگان به‌ویژه آمریکا را عامل بدبختی ملت ایران و همه ملت‌های مسلمان جهان دانست و از مردم، علما و همه رهبران دینی جهان خواست که در برابر این اعمال سکوت نکنند.ایشان برای افشای خیانت محمدرضا پهلوی اعلام کرد در روز چهارم آبان سخنرانی خواهد کرد. مقامات دولتی وقتی از این تصمیم ایشان باخبر شدند، شخصی به نام حسن مستوفی را به قم فرستادند که امام‌خمینی را از این کار بازدارد، اما ایشان حاضر به دیدار با او نشد. مستوفی در دیدار با سیدمصطفی خمینی درخواست کرد امام‌خمینی از حمله به آمریکا خودداری کند و وی در پاسخ او خاطرنشان کرد ایشان طبق وظیفه عمل می‌کند.امام‌خمینی در روز چهارم آبان در جمع طلاب، دانشگاهیان و دیگر اقشار مردم سخنرانی مفصلی در خانه خود در محله یخچال قاضی کرد و به تشریح لایحه و تبیین محتوای آن پرداخت که سبب شور و تحرک حوزه‌های علمیه و مردم شد.</p>
<p style="text-align: justify;">رژیم پهلوی که تجربه واقعه پانزده خرداد ۱۳۴۲ را داشت و می‌دانست با زندان و شکنجه نمی‌تواند از اعتراض‌های مردم بکاهد، تصمیم گرفت رهبری این اعتراض‌ها را از مردم جدا و تبعید کند. در پی این تصمیم در شب سیزدهم آبان ۱۳۴۳ کماندوهای مسلح، خانه امام‌خمینی را در قم محاصره و ایشان را به فرودگاه مهرآباد منتقل کردند و از آنجا با هواپیمای نیروی هوایی ارتش همراه با دو نیروی امنیتی به ترکیه فرستادند و این در روز سیزدهم آبان خبر آن از مطبوعات و رادیو به آگاهی مردم رسید. سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) نیز طی بیانیه‌ای رسمی تبعید امام‌خمینی را به ترکیه تأیید و علت آن را اقدام ایشان علیه منافع و امنیت ملی اعلام کرد، اما امام‌خمینی در داخل هواپیما خطاب به سرهنگ افضلی که ایشان را همراهی می‌کرد، علت تبعیدش را دفاع از استقلال وطن برشمرد. این تبعید واکنش‌هایی را در پی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">شهر بورسا</p>
<p style="text-align: justify;">جمهوری ترکیه دو قاره اروپا و آسیا را به هم پیوند می‌دهد و در جنوب شرقی اروپا و جنوب غربی آسیا واقع شده است. ترکیه با مساحت ۷۷۹۴۵۴ کیلومتر مربع شامل دو جزیره است: شبه‌جزیره آناتولی که ۹۷ درصد خاک ترکیه را تشکیل می‌دهد (آسیای صغیر) و در قاره آسیا واقع شده و شبه‌جزیره دوم به نام تراس شرقی که سه‌درصد از خاک ترکیه را در قسمت اروپایی این کشور تشکیل می‌دهد. این دو شبه‌جزیره با دریای مرمره از یکدیگر جدا شده‌اند. این دریا از سمت شمال با تنگه بسفر به دریای سیاه و از سمت جنوب از طریق تنگه داردانل به دریای اژه متصل می‌شود. این دو تنگه دارای اهمیت راهبردی‌اند. ترکیه با کشورهای بلغارستان، یونان، روسیه، قبرس، ایران، سوریه، عراق، گرجستان و ارمنستان همسایه است. این کشور ۷۶ میلیون جمعیت دارد و دارای موقعیت راهبردی خوبی است. ۷۵ درصد از مردم آن اهل سنت و پانزده درصد هم علوی‌اند. برخی از علوی‌ها جمعیت خود را بیست‌میلیون نفر می‌دانند. جمعیت شیعیان ترکیه نیز بیش از سه‌میلیون نفر گزارش شده است (اوزگوندوز) زبان رسمی ترکیه «ترکی» است. در گذشته خط آنان عربی بوده که پس از اعلام جمهوری در سال ۱۹۲۳م/ ۱۳۰۲ش به خط لاتین تغییر یافته است.<br />
بورسا شهری قدیمی و نخستین پایتخت امپراتوری عثمانی است و امپراتوران این سلسله مجموعه‌ای از مدارس، مساجد، آرامگاه‌ها و یادمان‌های تاریخی را در آن بر جای گذاشته‌اند. این شهر در بخش جنوب منطقه مرمره ترکیه و در ۴۶۰ کیلومتری آنکارا واقع شده است و چهارمین‌شهر بزرگ ترکیه است. بورسای امروزی شهری مدرن و مرکز عمده سرمایه‌گذاری صنعتی، تجاری، فرهنگی و توریستی است؛ با این حال بورسا تا حدودی فضا و روحیه قدیمی خود را حفظ کرده و موقعیتی ممتاز در میان شهرهای ترکیه دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">تبعید به ترکیه</p>
<p style="text-align: justify;">با ورود امام‌خمینی به آنکارا مأموران امنیتی ترکیه ایشان را به هتل بلوار پالاس در ۳۵ کیلومتری آنکارا بردند و پس از آن در روز بعد به یکی از ساختمان‌های فرعی خیابان آتاترک به نام «فتوتم» منتقل کردند. علت این تغییر، کنجکاوی خبرنگاران داخلی و خارجی برای کشف ساختمان محل سکونت ایشان بود. مقامات ترکیه پس از تغییرهای پیاپی محل اقامت امام‌خمینی، سرانجام در ۲۱ آبان ایشان را به شهر بورسا منتقل کردند و در جنوب آن شهر اسکان دادند. امام‌خمینی در مدت اقامت در بورسا در خانه یکی از رؤسای امنیتی آن شهر به نام علی‌بیگ زندگی می‌کرد. خود علی‌بیگ نیز در کنار محل مسکونی امام‌خمینی اقامت داشت و همیشه و همه جا ایشان را همراهی می‌کرد. در این مدت امکان هر گونه اقدام سیاسی از امام‌خمینی سلب شده و محل سکونت ایشان سری بود و به هیچ‌کس اجازه دیدار با ایشان را نمی‌دادند. ایشان در مدت اقامت در بورسا تحت مراقبت مستقیم مأموران اعزامی از ایران و نیروهای امنیتی ترکیه قرار داشت.[۲۱] ایشان از پوشیدن لباس روحانیت در ترکیه محروم بود و عکس‌هایی تاریخی از ایشان و فرزندشان سیدمصطفی بدون لباس روحانیت در ترکیه وجود دارد. انتخاب ترکیه برای تبعید امام‌خمینی تصادفی نبوده و برای آن علت‌هایی ذکر شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">اقدامات امام‌خمینی در بورسا</p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی یازده ماه در ترکیه، بیشتر آن در شهر بورسا، تبعید بود (از سیزدهم آبان ۱۳۴۳ تا سیزدهم مهر ۱۳۴۴) و سپس به عراق منتقل شد. در مدت اقامت ایشان برخی از نکات قابل ملاحظه است:</p>
<p style="text-align: justify;">نامه‌ها</p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی با ورود به آنکارا، طی تلگرامی خبر سلامتی خود را به فرزند خود سیدمصطفی مخابره کرد. ایشان در نامه‌ای دیگر به وی، اقوام و خویشان را به صبر جمیل و بی‌تابی‌نکردن سفارش و فرزند خود را به خوش‌رفتاری با مادر، خواهران، برادر و بستگان توصیه کرد و یادآور شد با اینکه مقامات امنیتی اجازه داده‌اند که خانواده نیز به ترکیه بیاید، ولی مصلحت نیست. ایشان در این نامه دربارهٔ وضعیت سوخت زمستان مردم و طلبه‌ها تأکید کرد و متذکر شد زغال تهیه و میان آنان تقسیم کنند. ایشان کتاب مفاتیح الجنان، صحیفه سجادیه، مکاسب و حواشی آن و مقداری لوازم شخصی خواسته بود که فرستاده شود.<br />
امام‌خمینی در نوزدهم آبان در نامه‌ای مشابه سیدمصطفی را وکیل تام‌الاختیار و وصی خود قرار داد و در ۲۳ همان ماه دو روز پس از استقرار در بورسا نامه دیگری به وی نوشت و در آن کتاب‌ها و برخی از لوازم را از او خواست و تأکید کرد برای نجات ایشان به کسی متوسل نشوند. ایشان در زمان اقامت در آنکارا و بورسا، پانزده نامه برای بستگان، دوستان و در پاسخِ برخی از نامه‌های علما فرستاد در دی ۱۳۴۳ در پاسخ به تلگرام سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی و حسینعلی منتظری، خبر سلامتی خود را از ترکیه اعلام و دربارهٔ غیبت خود در میان حوزه علمیه و مردم ایران، ابراز نگرانی کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">دیدارها</p>
<p style="text-align: justify;">پس از تبعید امام‌خمینی، علمای قم و تهران در صدد برآمدند از محل زندگی و سلامتی ایشان با خبر شوند. در ۲۱ آبان ۱۳۴۳ سیداحمد خوانساری از مراجع تهران، حسین تنکابنی و میرزااحمد آشتیانی از علمای برجسته تهران در خانه آشتیانی گردهم آمدند. قدس نخعی وزیر دربار نیز به درخواست آنان در این جلسه شرکت کرد. در این جلسه پیشنهاد شد نماینده‌ای از سوی علما به ترکیه برود و محل زندگی امام‌خمینی را از نزدیک ببیند و مشکلات ایشان را برطرف کند. برای انجام‌دادن این مأموریت پیشنهاد کردند سیدمرتضی پسندیده، برادر امام‌خمینی، به ترکیه برود. دربار که با اعتراض‌های گوناگون روبه‌رو بود با اصل پیشنهاد موافقت، ولی با اعزام پسندیده مخالفت کرد؛ با این بهانه که ممکن است امام‌خمینی به واسطه برادرش پیامی به ایران، بفرستد؛ از این‌رو پیشنهاد شد سیدفضل‌الله خوانساری داماد سیداحمد خوانساری به ترکیه برود که پذیرفته شد. خوانساری در ۲۹ آذر ۱۳۴۳ وارد استانبول شد و در «پارک هتل» اسکان یافت. فردای آن روز امام‌خمینی را از بورسا به استانبول آوردند؛ زیرا ساواک نمی‌خواست ایشان در بورسا شخصیتی برجسته جلوه کند و عده‌ای به دیدن ایشان بیایند. امام‌خمینی و خوانساری چند جلسه با هم دیدار کردند و هر دو متوجه بودند که سخنان آنان ضبط می‌شود. در این دیدار امام‌خمینی از بازداشت سیدمصطفی آگاه شد. پس از آن امام‌خمینی و خوانساری از مساجد معروف استانبول ازجمله مسجد ایاصوفیا دیدن کردند.<br />
سیدفضل‌الله خوانساری در بیستم شعبان برابر با چهارم دی نامه‌ای به نصرالله خلخالی در نجف فرستاد و سلامتی امام‌خمینی را به ایشان اطلاع داد.[۳۳] امام‌خمینی نیز نامه‌ای در ۲۸ شعبان برابر با دوازدهم دی برای خلخالی فرستاد. سیدجعفر خوانساری نیز به نمایندگی از پدرش سیداحمد خوانساری با امام‌خمینی دیدار کرد. در ۲۲ خرداد سال ۱۳۴۴ نیز محمدعلی صفایی و سیدمهدی گلپایگانی بنا به دستور سیدمحمدرضا گلپایگانی، در استانبول با امام‌خمینی دیدار کردند. ایشان در این دیدار با لباس محلی روحانیان ترکیه حاضر شد که صفایی با دیدن این صحنه بسیار متأثر شد. با گذشت ده ماه از تبعید امام‌خمینی عبدالجلیل جلیلی و مصطفی جلیلی نیز به نمایندگی سیدکاظم شریعتمداری، در استانبول با امام‌خمینی دیدار کردند. احمد صابری همدانی به هنگام تبعید امام‌خمینی به ترکیه، در استانبول امام جماعت مسجد ایرانیان بود. صابری نامه‌ای به ایشان نگاشت و اجازه خواست به دیدار ایشان برود. امام‌خمینی ضمن دعا یادآور شد ممکن است این دیدار برای صابری مشکلاتی داشته باشد و مردم را از خدمات و تبلیغات او محروم کند؛ بنابراین اجازه نداد.<br />
در مدت تبعید امام‌خمینی در ترکیه، علما و دوستداران و مقلدان نامه‌های زیادی برای ایشان فرستادند. ازجمله آنها نامه جالب توجه سیدمحمدرضا سعیدی است که از تحویل آن به امام‌خمینی خودداری شد. سیدمحمدصادق لواسانی از دوستان نزدیک امام‌خمینی نیز از نجف به ترکیه رفت تا با ایشان دیدار کند که اجازه ندادند.</p>
<p style="text-align: justify;">برنامه‌ها</p>
<p style="text-align: justify;">سرهنگ افضلی در آغاز ورود امام‌خمینی به ترکیه ضمن گزارش برنامه روزانه ایشان، از آموختن زبان ترکی یاد کرده است. امام‌خمینی در مدت اقامت در آنکارا از مأموران خواست که ایشان را به جاهای دیدنی و مراکز دینی شهر ببرند. طبق گزارش افضلی، امام‌خمینی در شانزدهم آبان حدود چهل دقیقه با اتومبیل از بخش‌های قدیمی شهر آنکارا دیدن کرد و چند روز بعد هم به دیدن بلوار آتاترک رفت. ایشان بر مزار چهل نفر از علمایی که به مخالفت با آتاترک پرداخته و شهید شده بودند حضور یافت. همچنین روزهای جمعه به مسجدی در نزدیکی محل اقامتش برای شرکت در نماز جمعه می‌رفته و از سکوت و آرامش هزاران شرکت‌کننده در نماز به عظمت یاد کرده و لزوم تکریم مساجد را یادآور شده است. ایشان همچنین هر چندگاهی با ماشین به داخل شهر بورسا می‌رفت و از نزدیک با فرهنگ، آداب و رسوم این شهر آشنا می‌شد؛ ازجمله در یک نوبت از موزه تاریخی این شهر دیدن کرد و چنان‌که خود خاطرنشان کرده، نامه تاریخی پیامبر اکرم(ص)، به پادشاه حبشه را در آن موزه مشاهده کرده است.<br />
امام‌خمینی که در سال‌های ۱۳۶۵–۱۳۶۷ق/ ۱۳۲۴–۱۳۲۶ بر وسیلة النجاة سیدابوالحسن اصفهانی حاشیه زده بود. در بورسا با حفظ متن کتاب وسیله، نگارش تحریر الوسیله را با واردکردن این حواشی در متن آغاز کرد.[۴۸] ایشان این کتاب را در نجف اشرف به پایان برد. پس از آنکه سختگیری‌ها تا حدودی کاهش یافت، ارتباط با مردم نیز جزو برنامه‌های امام‌خمینی قرار گرفت. پذیرش دعوت اهالی منطقه و برخی از شیعیان برای صرف شام در یکی از جزایر از آن جمله بود. امام‌خمینی ضمن نامه‌ای یادآور شده است دولت ایران می‌خواست ایشان را در تنگنا و فشار قرار دهد؛ ولی چنین نشد و مردم ترکیه محبت و احترام زیادی گذاشتند. با اینکه عوامل آمریکا در روزنامه‌های ترکیه علیه امام‌خمینی و قیام ایشان مطالبی می‌نوشتند، شخصیت‌های علمی و فرهنگی ترکیه، مراتب علمی و اخلاقی و پاکی امام‌خمینی را می‌ستودند. میزبان ایشان نیز در ترکیه در مصاحبه‌ای با مجله‌ای دربارهٔ نظم و اخلاق و مواظبت ایشان بر ادای به‌موقعِ نماز و پاکی و ارتباطات بسیار خوب ایشان حتی با کودکان مطالب زیادی بیان کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>تبعید سیدمصطفی خمینی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">سیدمصطفی خمینی فرزند ارشد امام‌خمینی پس از تبعید ایشان، بازداشت و به زندان منتقل شد. رژیم پهلوی در هفتم دی ۱۳۴۳ پس از ۵۷ روز برای کاهش اعتراضات مردمی وی را از زندان آزاد کرد و سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به او پیشنهاد کرد به ترکیه برود و از پدرش دیدن کند. وی که با این سفر موافق بود، آن را به پس از دیدار با خانواده در قم موکول کرد؛ اما در قم با مشورت با علما به این نتیجه رسید که رژیم در صدد تبعید ایشان به ترکیه است؛ بنابراین از سفر داوطلبانه منصرف شد تا رژیم پهلوی او را به اجبار تبعید کند. ساواک هرچه کوشش کرد او را راضی به این سفر کند، نتیجه نگرفت؛ بنابراین در ۲۹ شعبان/ سیزدهم دی ۱۳۴۳ رئیس ساواک قم با مأموران خود در ساعت ۱۱/۴۵ سیدمصطفی را دستگیر و به ترکیه تبعید کردند. امام‌خمینی در نخستین دیدار خاطرنشان کرد که اگر سیدمصطفی به خواست خود به ترکیه آمده بود او را برگرداند.<br />
سیدمصطفی با ورود به اقامت‌گاه امام‌خمینی پرده‌ها و پنجره‌هایی که تا آن زمان باز نشده بود را باز کرد و در وضعیت غذایی ایشان نیز تغییراتی داد. وی در بورسا یار و همراه امام‌خمینی بود و در نگارش تحریر الوسیله با ایشان بحث می‌کرد و گاه سروصدای بحث‌ها در بیرون از اتاق نیز شنیده می‌شد. وی در ۲۹ اسفند نامه‌ای به سرهنگ علی چتنر از مأموران امنیتی ترکیه نوشت و خواهان بازگشت به ایران شد. هدف او منسجم‌کردن نیروهای انقلابی پیرو امام‌خمینی بود که احتمال از هم‌پاشیدن آن می‌رفت. رژیم پهلوی از سیدمصطفی خمینی خواست شرایطی را بپذیرد؛ ازجمله اینکه در سیاست دخالت نکند. وی نیز برای امکان ورود به ایران آن را پذیرفت؛ ولی با این حال، اجازه بازگشت به او داده نشد.<br />
فشارهای داخلی و خارجی، تظاهرات و تلاش‌های دانشجویان خارج کشور برای آزادی امام‌خمینی، مشکلات امنیتی و روانی دولت ترکیه و افزایش فشارهای جامعه مذهبی ترکیه و از همه مهم‌تر تصور رژیم پهلوی از اینکه فضای ساکت و سیاست‌ستیز آن روزها در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد خود عاملی بزرگ برای محدودکردن فعالیت‌های امام‌خمینی خواهد بود و سبب شد در روز سیزدهم مهر ۱۳۴۴ امام‌خمینی به همراه فرزندش سیدمصطفی از ترکیه به عراق تبعیدگاه دوم‌شان اعزام شوند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تبعید امام خمینی به عراق</h2>
<p style="text-align: justify;">روز 13 مهر ماه 1344 حضرت امام به همراه فرزندشان آیت الله حاج آقا مصطفی از ترکیه به تبعیدگاه دوم یعنی کشور عراق، اعزام شدند. علل و انگیزه ها از تغییر محل تبعید امام، عمدتاً عبارت بودند از: فشارهای مداوم جامعه مذهبی و حوزه های علمیه داخل و خارج و تلاشها و تظاهرات دانشجویان مسلمان خارج کشور برای آزادی امام، تلاش رژیم شاه برای عادی جلوه دادن اوضاع و اقتدار و ثبات خویش به منظور جلب حمایت بیشتر امریکا، مشکلات امنیتی و روانی دولت ترکیه و افزایش فشارهای داخلی جامعه مذهبی ترکیه، و از همه مهمتر تصور رژیم شاه از اینکه فضای ساکت و سیاست ستیزِ آن ایام در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد خود مانعی بزرگ برای محدود نمودن فعالیتهای امام خمینی خواهد بود.<br />
امام خمینی پس از ورود به بغداد برای زیارت مرقد ائمه اطهار (ع) به شهرهای کاظمین، سامرا و کربلا شتافت و یک هفته بعد به محل اصلی اقامت خود یعنی نجف عزیمت کرد. استقبال پر شور طلاب و مردم از ایشان در شهرهای مذکور، خود بیانگر آن بود که برخلاف تصور رژیم شاه پیام نهضت پانزده خرداد در عراق و نجف نیز هوادارانی یافته است. گفتگوی کوتاه امام با نماینده اعزامی عبدالسلام عارف، رئیس جمهور عراق، و ردّ پیشنهاد مصاحبه رادیو ـ تلویزیونی از سوی امام، از همان آغاز ثابت کرد که او شخصیتی نیست تا اصالت مبارزه الهی خویش را وجه المصالحه رژیم های حاکم بر بغداد و تهران قرار دهد. این مشی استوار در تمام دوران اقامت امام در عراق باقی بود و از این جهت نیز امام خمینی یکی از نادر رهبران سیاسی جهان است که در اوج مشکلات و فشارها نیز حاضر به وارد شدن در زد و بندهای سیاسی معمول و مصالحه بر سر آرمانهای خویش نشد.<br />
حضرت امام از قبل واقف بود که سخن گفتن از مبارزه و دعوت به قیام در آن فضا، کاری بی نتیجه است. او می بایست از نقطه ای آغاز کند که سالها قبل از قیام پانزده خرداد در ایران و حوزه قم کرده بود؛ یعنی اصلاح و تغییر تدریجی شرایط و تربیت و آموزش نسلی که پیام و آرمان او را دریابد.</p>
<p style="text-align: justify;">نامه تشکر به آقای سید محمد علی دامغانی &#8211; ورود به نجف</p>
<p style="text-align: justify;">از این رو امام خمینی سلسله درسهای خارج فقه خویش را با همه مخالفتها و کارشکنی های عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز کرد، که تا زمان هجرت از عراق به پاریس ادامه داشت.<br />
مبانی متقن امام در فقه و اصول و تسلط ایشان بر رشته های معارف اسلامی بدان پایه بود که پس از اندک زمانی علی رغم کارشکنی های مرتجعین،حوزه درسی ایشان به عنوان یکی ازبرجسته ترین حوزه های درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیت شاگردان شناخته شد. جمع زیادی از طلاب ایرانی، پاکستانی، عراقی، افغانی، هندی و کشورهای حوزه خلیج فارس همه روزه از محضر درسی ایشان بهره می بردند. علاقه مندان به امام در حوزه های علمیه ایران قصد هجرت دسته جمعی به نجف را داشتند که با توصیه امام خمینی دایر بر لزوم پایداری و حفظ حوزه های ایران عملی نشد.<br />
اما بسیاری از شیفتگان آن حضرت خود را به نجف رسانده بودند و بتدریج کانونی از تجمع انقلابیون معتقد به راه امام در نجف پدید آمد که همین جمع مسئولیت ابلاغ پیام های مبارزاتی امام را در آن سالهای خفقان برعهده داشت.<br />
امام خمینی از بدو ورود به نجف با ارسال نامه ها و پیک هایی به ایران، ارتباط خویش را با مبارزین حفظ نموده و آنان را در هر مناسبتی به پایداری در پیگیری اهداف قیام پانزده خرداد فرا می خواند.</p>
<p style="text-align: justify;">پیام به حوزه های علمیه قم، مشهد و تهران &#8211; مقابله با رژیم شاه<br />
با تبعید امام خمینی سیاه ترین دوران حکومت پلیسی شاه آغاز شد. ساواک ابزار قدرت مطلقه بود، بدان حد که حتی استخدام جزءترین کارمندان در مناطق دورافتاده نیز می بایست از تأیید سازمان امنیت بگذرد. اعترافات شاه در آخرین کتاب و مصاحبه هایش و نوشته های منسوبین دودمان پهلوی و امرای ارتش و سران رژیم که پس از سقوط سلطنت در ایران منتشر شد و همچنین اسنادی که از سفارت امریکا در ایران به دست آمد، جای هیچ گونه تردیدی باقی نمی گذارند که شاه و دربار نیز آلت دست و عامل بلااراده ای بیش نبوده و هدایت جریانات و فعل و انفعالات داخل دربار و رژیم شاه و حتی تعیین وزرا و امرای ارتش و تنظیم لوایح حساس نیز در سفارت امریکا و در مواردی، سفارت انگلیس صورت می گرفته است.<br />
شاه چهار اسبه به سوی تمدن بزرگ خیالبافانه اش می تاخت. ترویج فرهنگ بیگانه، رواج هرزگی و بی بندوباری، غارت منابع ملی به وسیله صدها شرکت امریکایی و اروپایی در ایران، تخریب بنیانهای کشاورزی نسبتاً مستقل ایران، کوچاندن نیروهای مولد ایران به سمت حاشیه شهرها و تبدیل آنها به نیروهای بیکار و مصرف کننده، توسعه صنایع مونتاژ و وابسته و غیرضروری، تجهیز پایگاه های استراق سمع و جاسوسی و نظامی امریکا در ایران و در منطقه خلیج فارس، افزایش روابط تجاری و نظامی با امریکا و اسرائیل، تشکیل حزب درباری «رستاخیز»، برگزاری جشنهای افسانه ای دو هزار و پانصدمین سال سلطنت شاهان ایران، تغییر تاریخ رسمی کشور از مبدأ هجرت پیامبر اسلام به مبدأ سلطنت شاهان هخامنشی از آثار این تمدن بود.<br />
با روی کار آمدن حزب بعث (26 تیرماه 1347) در عراق و دشمنی این حزب با حرکت های اسلامی، دشواریهای بیشتری فراروی نهضت امام خمینی پدید آمد، اما حضرت امام دست از مبارزه نکشید. اقامت ایشان در نجف و خیزش جهان اسلام در ماجرای نبرد اعراب و اسرائیل فرصتی را پدید آورد تا امام آرمانهای خویش را در سطحی وسیعتر مطرح سازد که همان احیای دین باوری در عصر دین ستیزی و بازیابی هویت و مجد و وحدت امت اسلامی بود و محدود به مبارزه با شاه در ایران نمی شد.</p>
<p style="text-align: justify;">پیام به سران دولتهای اسلامی و ملل مسلمان &#8211; جنگ سوم اعراب واسرائیل<br />
با اختلافات بین رژیم شاه و حزب بعث عراق در سال 1348 ه.ش. حزب بعث بسیار کوشید تا از دشمنی امام خمینی با رژیم ایران در آن شرایط بهره گیرد. از سوی دیگر شاه نیز مترصد کوچکترین بهانه ای بود تا استقلال نهضت امام را مخدوش جلوه دهد؛ اما امام خمینی با هوشمندی در مقابل دسیسه های هر دو رژیم ایستاد.</p>
<p style="text-align: justify;">بیانات خطاب به فرماندار نجف &#8211; اقدامات رژیم عراق علیه انقلابیون<br />
پس از امضای موافقت نامه 1975 در الجزایر بین شاه و صدام حسین (معاون وقت رئیس جمهور عراق) و پایان خصومتهای دو رژیم، شرایطی به مراتب دشوارتر از گذشته در مسیر مبارزات امام خمینی پدید می آورد؛ اما این موانع نمی توانستند امام را از ادامه جهادی که آغاز کرده است منصرف سازند. در همین زمان سفیر ایران در عراق طی گزارشی خطاب به سران رژیم شاه نوشته بود:<br />
آیت الله خمینی در عراق ساکت ننشسته و شدیداً علیه رژیم فعالیت می کند. خواهشمند است دستوری در این زمینه صادر تا تکلیف روشن شود.<br />
شاه در پاسخ به این گزارش با خشم نوشته بود: «برای چندمین بار گفتم این صدا را خفه کنید.»</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی که به دقت تحولات جاری جهان و ایران را زیر نظر داشت، از فرصت های به دست آمده نهایت بهره برداری را می کرد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">هجرت امام به فرانسه</h2>
<p style="text-align: justify;">نوفل لوشاتو، دهکده‌ای در حومه پاریس و محل اقامت امام‌خمینی از ۱۷ مهر تا ۱۲ بهمن ۱۳۵۷.</p>
<p style="text-align: justify;">معرفی</p>
<p style="text-align: justify;">نوفل لوشاتو دهکده‌ای ییلاقی در پانزده کیلومتری جنوب شهر ورسای فرانسه، در جاده ۶۸، حدود چهل‌کیلومتری پاریس قرار دارد و محلی آرام، خلوت، خوش‌منظر و زیباست.</p>
<p style="text-align: justify;">با اوج‌گیری مبارزات مردم ایران در سال ۱۳۵۷ و جلوگیری دولت عراق از فعالیت‌های سیاسی امام‌خمینی و منع دولت کویت از ورود ایشان به کویت علی‌رغم داشتن ویزا، امام‌خمینی با مشورت فرزند خود سیداحمد خمینی تصمیم گرفت به پاریس برود که نیاز به ویزا نداشت. ایشان در جمعه ۱۴/۷/۱۳۵۷ با یک هواپیمای جمبوجت از بغداد به سوی پاریس حرکت کرد و در ساعت ۱۴:۲۰ به وقت محلی(۱۶:۵۰ به وقت تهران) در فرودگاه اورلی پاریس فرود آمد .سفر امام‌خمینی به پاریس بدون اطلاع دولت فرانسه و به صورت غیرمنتظره بود. والری ژیسکاردستن، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، پس از بازگشت از برزیل، در ۱۷ مهر ۱۳۵۷ حکم اخراج امام‌خمینی را صادر کرد؛ ولی به دلیل ترس دولت ایران از شورش مردم اجرا نشد؛ با این حال، دولت فرانسه، محدودیت‌هایی برای ایشان در نظر گرفت. با توجه به این محدودیت‌ها، امام‌خمینی در ۲۴ مهر در پیامی به جلال‌الدین فارسی اقامت در سوریه را مطرح کرد. پس از اقامت امام‌خمینی در فرانسه، در گزارش‌های سازمان اطلاعات و امنیت کشور ایران (ساواک) برخی گزارش‌ها وجود دارد، از جمله درخواست ویزا از سوی ایشان از سفارت آمریکا که درست نیست و خود ساواک نیز در گزارش‌های دیگر خود آن را تکذیب کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر، در ۱۶ مهر تعدادی از شخصیت‌های روحانی و سازمان‌ها و انجمن‌ها با فرستادن تلگرام‌هایی به رئیس‌جمهور فرانسه، خواستار مهمان‌نوازی از امام‌خمینی شدند که مهم‌ترین آنها، تلگرام سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی بود.] در ۲۴ مهر، ۳۴۰ نفر از استادان دانشگاه‌های تهران و اصفهان و شیراز طی تلگرامی به رئیس‌جمهور فرانسه خواهان آزادی بیان برای امام‌خمینی شدند. محبوبیت امام‌خمینی و فشار افکار عمومی سبب شد مسئولان فرانسوی بدون اعلام رسمی، از محدودیت‌های خود بکاهند. چهارصد ژاندارم، قوی‌ترین پلیس فرانسه، شبانه‌روز از محل اقامت امام‌خمینی حفاظت می‌کردند و در پی تهدیدهای گروه‌های طرفدار محمدرضا پهلوی موسوم به جبهه شاهی و کمیته دفاع از شاه، گارد امنیتی در اطراف خانه امام‌خمینی دوبرابر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">سخنگوی وزارت خارجه فرانسه در هفدهم آبان اعلام کرد شرایط اقامت امام‌خمینی در فرانسه (نوفل لوشاتو) نسبت به هنگام ورود تغییری نکرده و ایشان پناهنده سیاسی نیست. فرانسوا میتران، رهبر حزب سوسیالیست فرانسه در هجدهم آبان آزادی بیان امام‌خمینی را متناقض با قانون پناهندگان ندانست. محمدرضا پهلوی در دیدار با الکساندر دومرانش، رئیس سازمان جاسوسی فرانسه، در سی‌ام آبان، عزیمت امام‌خمینی به لیبی یا سوریه را خطرناک خواند و ترجیح داد ایشان در پاریس بماند. وزارت کشور فرانسه در هشتم دی ۱۳۵۷ اعلام کرد امام‌خمینی پس از پایان دوره سه‌ماهه اقامت توریستی در پاریس، اجازه اقامت در فرانسه را خواهد داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>انتخاب نوفل لوشاتو</strong></p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی پس از ورود به پاریس در محله کشان واقع در جنوب پاریس، ساختمان شماره ۲۴ خیابان پون رویال، در طبقه چهارم، در آپارتمانی که در اجاره احمد غضنفرپور بود و هنوز در آن ساکن نشده بود، اقامت گزید. روز دوم ورود ایشان به فرانسه عده‌ای از ایرانیان و دانشجویان ایرانی از سراسر اروپا برای دیدار با ایشان به پاریس آمدند؛ ولی به علت نبود مکان مناسب موفق به دیدار نشدند. امام‌خمینی در روز بعد، ۱۷ مهر در دیدار با آنان در پاریس، به علت یادشده تصریح کرد. در روز دوم اقامت، پس از مشورت با امام‌خمینی خانه همسر علی عسگری (یکی از دانشجویان مقیم پاریس) در دهکده نوفل لوشاتو برای اقامت ایشان در نظر گرفته شد. ساواک با اجاره خانه‌ای در نزدیکی خانه امام‌خمینی در نوفل لوشاتو، به مراقبت‌های خود از محل اقامت و فعالیت‌های ایشان و اطرافیان تا حضورشان در فرانسه ادامه داد.</p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی حدود ده روز در خانه همسر علی عسگری سکونت کرد. به سبب تنگی جا خانه دیگری اجاره شد که به علت ظواهر اشرافی امام‌خمینی با آن موافقت نکرد و خانه‌ای در مقابل خانه همسر عسگری اجاره شد و خانواده امام‌خمینی به آن منتقل شدند. پس از انتقال خانواده ایشان از نجف به پاریس، در نوفل لوشاتو سه خانه در اختیار امام‌خمینی و همراهان قرار گرفت. در خانه کوچک شماره یک، ایشان با اعضای خانواده زندگی می‌کردند. خانه شماره دو (خانه همسر عسگری) که روبه‌روی خانه اول بود، مخصوص اجتماعات و اعضای دفتر بود و در آنجا نماز جماعت، دیدارها و سخنرانی‌ها انجام می‌شد. خانه شماره سه جهت استراحت و خواب دانشجویان و دیگر مهمانان امام‌خمینی بود که برای دیدار ایشان می‌آمدند و اجازه داشتند ۴۸ ساعت در آنجا بمانند. به دلیل زیادی دیدارکنندگانِ و کمبود مکان استراحت در شب، هتلی نیز برای اسکان مهمانان اجاره شد. امام‌خمینی در نوفل لوشاتو نمازهای خود را شکسته می‌خواند؛ زیرا قصد ده روز نکرده و تصمیم داشت در نخستین فرصت ممکن به ایران برگردد؛ از این‌رو از نوفل لوشاتو به سفر دست‌کم ۲۴ کیلومتر می‌رفت. ازجمله مکان‌هایی که برای این کار در نظر گرفته شده بود، شهر ورسای بود که کاخ قدیمی شاهان فرانسه در آنجا به پارک عمومی زیبایی تبدیل شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>همراهان امام‌خمینی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">افراد بسیاری در فرانسه همراه و مرتبط با امام‌خمینی بودند؛ ازجمله سیداحمد خمینی، شهاب‌الدین اشراقی، اسماعیل فردوسی‌پور، ابوالفضل توکلی‌بینا، مهدی عراقی، سیدمحمد غرضی، ابراهیم یزدی، سیدابوالحسن بنی‌صدر، محسن سازگارا، صادق قطب‌زاده، سیدصادق طباطبایی، سیدحسین خمینی، سیدمحمود دعایی، جعفر شجونی، حسن حبیبی، محمدحسین املایی، سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور، هادی غفاری، سیدحمید روحانی، محمدعلی صدوقی، محمدعلی هادی نجف‌آبادی، سیدمحمود محتشمی، مصطفی کفاش‌زاده، حسن عابدی جعفری، محمد منتظری، سیدسراج‌الدین موسوی، مرضیه حدیدچی دباغ و سیدصادق موسوی.</p>
<p style="text-align: justify;">شب دوم ورود امام‌خمینی به پاریس در جلسه‌ای با حضور سیداحمد خمینی، فردوسی‌پور، یزدی، بنی‌صدر، قطب‌زاده، حبیبی و املایی، ایجاد «کمیته تصمیم‌گیری» تصویب شد تا دربارهٔ محل اقامت، ترجمه اعلامیه‌ها، پیام‌ها، سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها، ارتباطات تلفنی تقسیم کار کند و دربارهٔ چگونگی سفر امام‌خمینی اطلاعیه صادر کند. پس از تهیه نخستین اطلاعیه، دربارهٔ عنوان تشکیلات صادرکننده اطلاعیه اختلاف شد. امام‌خمینی پس از اطلاع از چنین تشکیلاتی، با آن مخالفت کرد و وجود طلبه‌ای را پای تلفن کافی دانست. با اعلام سخنگوییِ برخی افراد از امام‌خمینی، ایشان اعلام کرد سخنگویی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">ابوالفضل توکلی‌بینا و مهدی عراقی مدیریت امور داخلی، کنترل رفت و آمدها، پذیرایی از مهمانان و تهیه غذا را بر عهده داشتند. مدیریت همراهان امام‌خمینی در بازگشت به ایران نیز بر عهده عراقی بود. محتشمی‌پور و فردوسی‌پور مسئول امور تلفن‌خانه بودند. امام‌خمینی پس از پیروزی انقلاب در دو دیدار با گروهی از کارکنان شرکت مخابرات، با اشاره به نقشی که کارکنان مخابرات در فراهم‌ساختن امکان ارتباط ایشان با داخل ایران، به‌رغم اعتصاب‌ها داشتند، از آنان تشکر کرده و کار آنان را خدمت بزرگی به پیشرفت نهضت شمرده است. اداره امور داخلی خانه امام‌خمینی بر عهده حدیدچی دباغ بود. وظیفه اصلی وی رعایت مسائل امنیتی و تهیه غذای امام‌خمینی بود. تعیین وقت دیدار شخصیت‌ها با امام‌خمینی بر عهده ابراهیم یزدی بود. یک گروه پانزده تا شانزده نفره از دانشجویان ایرانی خارج از کشور، تمام روزنامه‌های معتبر و خبرگزاری‌ها را مطالعه و اخبار مربوط به ایران را جمع‌آوری و گزارشی سیاسی تهیه می‌کردند که در ساعت نه صبح در اختیار امام‌خمینی قرار می‌گرفت. محمد منتظری چاپ و تکثیر مصاحبه‌ها و پیام‌های امام‌خمینی را بر عهده داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>برنامه‌ها و فعالیت‌ها</strong></p>
<p style="text-align: justify;">برنامه‌های امام‌خمینی در نوفل لوشاتو، افزون بر نماز جماعت و تهجد شبانه و یک ساعت قدم‌زدن، سخنرانی، مصاحبه با رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری، پیام، نامه، دیدار و مذاکره با شخصیت‌های ایرانی و غیر ایرانی بود. ایشان که در پاسخ به یک خبرنگار خاطرنشان کرده است که روزی شانزده ساعت در نوفل لوشاتو کار می‌کند، ازجمله مصاحبه، مذاکره، سخنرانی، خواندن گزارش‌های آماده‌شده، بررسی نامه‌ها و تلگرام‌ها و گاه پاسخ‌دادن به آنها، با همین برنامه‌ها انقلاب را هدایت می‌کرد. تعیینشورای انقلاب، کمیته سوخت و کمیته تنظیم اعتصاب‌ها از اقدام‌های ایشان بود. حجم دیدارها و گفتگوها آن‌قدر زیاد بود که جلدهای چهارم و پنجم و بخشی از جلدهای سوم و ششم صحیفه امام به گزارش محتوای این دیدارها اختصاص یافته است. امام‌خمینی صبح‌ها به‌تنهایی مدتی قدم می‌زد و اینکه ابراهیم یزدی گفته است با ایشان قدم می‌زده، خلاف واقع است. در وقت مناسب‌بودن هوا نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا در حیاط خانه در زیر چادر برپا می‌شد و امام‌خمینی چند دقیقه زودتر می‌آمد و در کنار درخت سیب به سؤال‌های مردم پاسخ می‌داد و پس از مدتی نماز مغرب و عشا را در اتاق فوقانی برگزار می‌کرد و پس از آن سخنرانی داشت. ایشان در نوفل لوشاتو ۶۵ سخنرانی، ۱۱۷ مصاحبه با رسانه‌ها، ۴۱ پیام، دیدارها و گفتگوهای بسیاری با رجال سیاسی و روحانی ایرانی و مقامات یا نمایندگان کشورهای خارجی و رهبران نهضت‌های اسلامی جهان و ۲۷ نامه به افراد حقیقی و حقوقی داشت.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سخنرانی</strong></p>
<p style="text-align: justify;">نخستین سخنرانی امام‌خمینی در هفدهم مهر در جمع عده‌ای از ایرانیان و دانشجویان ایرانی در نخستین محل سکونت امام‌خمینی در پاریس (محله کشان) بود. دیگر سخنرانی‌های ایشان در نوفل لوشاتو در زیر چادری نصب‌شده در حیاط برگزار می‌شد و آخرین سخنرانی ایشان در هشتم بهمن بود. ایشان در آغاز، هر شب سخنرانی می‌کرد، سپس هفته‌ای دو شب و سپس شب‌های جمعه و بعد از ظهرهای یکشنبه. در آغاز ورود ایشان به نوفل لوشاتو طرفداران نهضت آزادی سخنان ایشان را از نوار پیاده می‌کردند و با امضای نهضت آزادی به چاپ می‌رساندند. با ورود توکلی‌بینا و عراقی به نوفل لوشاتو و به دست گرفتن مدیریت آنجا، گروهی از دانشجویان ایرانی در آمریکا که به پاریس آمده بودند، مسئول تکثیر نوارها شدند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>مصاحبه‌ها</strong></p>
<p style="text-align: justify;">در آغاز ورود امام‌خمینی به پاریس، دولت فرانسه ایشان را از فعالیت‌های سیاسی منع کرد و ایشان مصاحبه‌ای با رسانه‌های خبری نداشت تا اینکه با پیگیری صادق قطب‌زاده روزنامه فیگارو، از روزنامه‌های نزدیک به دولت ژیسکاردستن و مؤثر در حکومت فرانسه، نخستین مصاحبه با امام‌خمینی را با عنوان مذاکره در ۲۲/۷/۱۳۵۷ منتشر کرد و این موجب شد در عمل مصاحبه آزاد شود در این مصاحبه ایشان اسلام را موافق پیشرفت و ترقی خواند و مخالفت خود را با رژیم سلطنتی اعلام کرد و جایگزین آن را جمهوری اسلامی نامید و در پی آن، مصاحبه‌های متعدد با خبرگزاری‌ها، رادیو تلویزیون‌ها، روزنامه‌ها و مجلات کشور فرانسه و آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی، آسیایی و آفریقایی انجام شد در این روزها ساواک از طریق همکاری با سرویس‌های جاسوسی خارجی سعی داشت با استفاده از پوشش خبرنگاران خارجی به اهداف و برنامه‌های امام‌خمینی پی ببرد و این امر از نگاه تیزبین ایشان دور نماند و چنانچه مورد مشکوکی را تشخیص می‌داد از مصاحبه خودداری می‌کرد؛ چنان‌که به این نکته از قول سرویس اطلاعاتی فرانسه اشاره شده است. در برخی اسناد ساواک با اشاره به مصاحبه امام‌خمینی در ۲۶/۷/۱۳۵۷ با خبرگزاری آسوشیتدپرس ادعا شده چون آمریکا به ایشان اجازه ورود به آن کشور را نداده به کارتر رئیس‌جمهور آمریکا بد و بیراه گفته است. این موضوع با اینکه چند بار در اسناد ساواک تکرار شده ولی درست نیست؛ زیرا امام‌خمینی پس از مصاحبه با روزنامه فیگارو در ۲۲/۷/۱۳۵۷ که در ۲۶ همان ماه منتشر شد تا پایان مهر مصاحبه دیگری نداشته است. افزون بر این ساواک نیز این موضوع را در گزارش‌های دیگر خود تکذیب کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>دیدارها و گفتگوها</strong></p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی افزون بر دیدار عمومی در هر شب، دیدارهایی خصوصی نیز با شخصیت‌های مذهبی و سیاسی از ایران و دیگر کشورها داشت. برخی شخصیت‌های مذهبی ـ سیاسی ایرانی که با ایشان دیدار کردند عبارت‌اند از: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، سیدمحمد حسینی بهشتی، محمد صدوقی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، حسینعلی منتظری، محی‌الدین انواری، ناصر میناچی، مهدی بازرگان، کریم سنجابی، داریوش فروهر، عزت‌الله سحابی، حسن نزیه و سیدجلال تهرانی،ابراهیم امینی،حسن روحانی و سیدمحمد خاتمی.</p>
<p style="text-align: justify;">مهدی بازرگان و ناصر میناچی در ۲۹ مهر عازم پاریس شدند. موضع بازرگان در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، حفظ قانون اساسی مشروطه در سال ۱۲۸۵ و متمم آن با عنوان ضامن اجرای اصول و احکام اسلامی و مبارزه با استبداد نه استعمار، و سیاستگام‌به‌گام بود. امام‌خمینی پس از دیدار بازرگان در سخنرانی دوم آبان، نظر وی مبنی بر باقی‌ماندن اصل رژیم و رفتن محمدرضا پهلوی و همچنین سیاست گام‌به‌گام در مبارزه با رژیم پهلوی را اشتباه دانست. همچنین در سخنرانی یازدهم آبان و پانزدهم اسفند با اشاره به دیدار بازرگان با ایشان در پاریس، سیاست گام‌به‌گام در مبارزه با رژیم را نقد و نفی کرد. پس از دو یا سه روز بازرگان و همراهان برای خداحافظی تقاضای دیدار کردند که امام‌خمینی پذیرش دیدار را مشروط به نفی محمدرضا پهلوی و پذیرش مواضع ملت و پخش آن از رسانه‌ها کرد؛ ولی بازرگان راضی به این کار نشد و بدون خداحافظی نوفل لوشاتو را ترک کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">کریم سنجابی رئیس جبهه ملی در نهم و دهم آبان به همراه گروهی با امام‌خمینی دیدار داشت. سنجابی پس از این دیدار، خواسته امام‌خمینی را بر نفی پهلوی و غیرقانونی‌بودن سلطنت در اطلاعیه‌ای در چهاردهم آبان در نوفل لوشاتو اعلام کرد. اهمیت دیدار بازرگان و سنجابی با امام‌خمینی برای خبرنگاران و خبرگزاری‌ها موجب شد تا در مصاحبه‌های متعدد با امام‌خمینی از محتوای این دیدارها بپرسند. امام‌خمینی شایعه نقش میانجی‌گری آنان میان ایشان و محمدرضا پهلوی را در مصاحبه دهم آبان تکذیب و وجود مذاکرات به معنای حصول توافق را رد و اعلام کرد مسائلی که مورد نظرش بود، مطرح شد و آنان پذیرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">سیدجلال تهرانی رئیس شورای سلطنت، برای دیدار و گفتگو با امام‌خمینی به پاریس آمد؛ اما شرط ایشان برای دیدار با سران رژیم پهلوی استعفا و اعلام موضع در نفی رژیم سلطنتی و تأیید نهضت ملت ایران به صورت کتبی بود؛ پذیرش تهرانی نیز مشروط به استعفا شد. وی متن استفعای خود را برای امام‌خمینی فرستاد. از آنجاکه در متن استعفا غیرقانونی‌بودن شورای سلطنت نیامده بود، ایشان با آن موافقت نکرد. تهرانی پس از اصلاح متن استعفا، در سوم بهمن موفق به دیدار با امام‌خمینی شد. ایشان استعفای وی را خدمت بزرگی به ملت خواند.</p>
<p style="text-align: justify;">اردشیر زاهدی سفیر ایران در آمریکا و علی امینی نخست‌وزیر اسبق پهلوی نیز خواستار دیدار و گفتگو با امام‌خمینی بودند که ایشان نپذیرفت. همچنین ایشان در هفتم بهمن پذیرش درخواست دیدار شاپور بختیار را به استعفای وی از نخست‌وزیری مشروط کرد که انجام نشد. در برخی از اسناد ساواک به دیدار و ارتباطات امام‌خمینی با معمر قذافی رهبر لیبی اشاره شده که درست نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی مقام‌های سیاسی و کارشناسان خارجی که در نوفل لوشاتو با امام‌خمینی دیدار و گفتگو کردند، عبارت‌اند از: آقاشاهی مشاور ضیاءالحق رئیس‌جمهور پاکستان در امور خارجی، راسل کر نماینده پارلمان انگلستان و عضو حزب کارگر و از منتقدان سیاست‌های پهلوی در نقض حقوق بشر، ریچارد کاتم استاد دانشگاه و کارشناس آمریکایی، کلود شایه نماینده مخصوص کاخ الیزه، ژاک ژوبر مدیرکل سیاسی و مسئول امور خاورمیانه و ایران در فرانسه، محمد حسنین هیکل از متفکران و نویسندگان جهان عرب و نویسنده چند کتاب دربارهٔ امام‌خمینی و انقلاب اسلامی (ببینید: محمد حسنین هیکل)، خورشید احمد عضو شورای مرکزی جماعت اسلامی پاکستان، نمایندگان حرکةالمحرومین لبنان، عده‌ای از ارمنیان مقیم فرانسه، هیئت نمایندگی دولت هند، سه تن از شخصیت‌های آمریکایی: رمزی کلارک (دادستان سابق و وزیر اسبق دادگستری) ریچارد فالک (استاد دانشگاه) و دان لویی (نماینده سازمان‌های مذهبی). رمزی کلارک که به صورت یک فرد مستقل با امام‌خمینی دیدار کرد، پس از دیدار، ایشان را مردی بسیار باهوش، خردمند و فرزانه معرفی کرد و کلید حل مشکلات ایران را در دست ایشان دانست.</p>
<p style="text-align: justify;">نمایندگان دولت فرانسه در شب نخست ورود امام‌خمینی به پاریس و کلود شایه نماینده وزارت امور خارجه فرانسه با عنوان مدیرکل امور کنسولی در نوفل لوشاتو در بیستم آذر با ایشان دیدار داشتند که برخی آن را چهاردهم آذر گفته‌اند و در دهم دی نیز نمایندگان دولت فرانسه با ایشان دیدار کردند. در هجدهم دی نمایندگان رئیس‌جمهور فرانسه در دیدار با امام‌خمینی، پیام رئیس‌جمهور آمریکا را به ایشان رساندند. کارتر در این پیام ضمن حمایت از بختیار از امام‌خمینی خواسته بود با دولت بختیار موافقت یا دست‌کم سکوت کند تا آرامش برقرار شود؛ در غیر این صورت احتمال کودتای نظامی و کشتار وسیع مردم رخ خواهد داد. امام‌خمینی در پاسخ، موافقت و سکوت در برابر دولت بختیار را برخلاف قوانین دانست و یادآور شد بر فرض چنین خطایی شود، ملت نخواهد پذیرفت و وجود آرامش با وجود محمدرضا پهلوی امکان‌پذیر نیست. کارتر نیز اگر خواهان آرامش و ریخته‌نشدن خون‌هاست، او را ببرد و از دولت بختیار نیز پشتیبانی نکند و به خواسته مردم توجه داشته باشد. ایشان با اشاره به اطلاع از کودتا، بیان کرد این تهدید را با تحریم کالاهای آمریکایی و حکم جهاد پاسخ خواهد داد و یادآور شد چنان‌چه کودتایی در ایران صورت پذیرد، مردم آن را آمریکایی می‌دانند و این نه به مصلحت مردم ایران و نه امریکاست؛ افزون بر آن، بسیاری از ارتشیان به انقلاب پیوسته‌اند و با کودتا مقابله خواهند کرد. ایشان سپس به آمریکا توصیه کرد آنان از کودتا جلوگیری کنند؛ زیرا کودتا به زیان آنان است. در ۲۴ دی شهردار نوفل لوشاتو با امام‌خمینی در محل اقامت ایشان دیدار کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">دولت آمریکا تمایل داشت مستقیم با امام‌خمینی گفتگو کند که موفق نشد؛ ولی گری سیک در تماس تلفنی با نوفل لوشاتو ابراز کرد دولت آمریکا مفید می‌داند نماینده رسمی دولت آمریکا با نماینده امام‌خمینی ارتباط مستقیم داشته باشد که مورد تأیید امام‌خمینی قرار گرفت و در نتیجه در پنج نوبت مذاکراتی میان وارن زیمرمن، دیپلمات آمریکایی و ابراهیم یزدی به نمایندگی از امام‌خمینی در ۲۶ دی تا هفتم بهمن در هتلی در نوفل لوشاتو صورت گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">محورهای اصلی و مورد تأکید امام‌خمینی در سخنرانی‌ها، پیام‌ها و مصاحبه‌ها در مدت اقامت در نوفل لوشاتو، عبارت‌اند از: مبارزه با استبداد داخلی، نابودی رژیم پهلوی، برقراری جمهوری اسلامی بر اساس رأی مردم، آزادی و استقلال فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ملت ایران،رعایت حقوق زنان، عدالت، کرامت انسان، مبارزه با استعمارگران خارجی و حامیان شاه و رژیم پهلوی که در رأس آنها دولت آمریکا و شخص رئیس‌جمهور این کشور قرار داشت،نیز محکوم‌کردن سیاست‌های استعماری اتحاد جماهیر شوروی و انگلستان و حمایت‌های دولت چین و فرانسه از محمدرضا پهلوی.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>رفتار با همسایگان</strong></p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی مقید بود قوانین فرانسه را رعایت کند و از مخالفت با قوانین فرانسه، مانند ذبح گوسفند در خانه منع می‌کرد. شب سال نو مسیحی، ایشان به همسایه‌ها نامه تبریک همراه با گل هدیه کرد. برخورد امام‌خمینی بر اهالی بسیار تأثیرگذار بود، به گونه‌ای که درخواست دیدار کردند و با شاخه‌های گل به دیدار ایشان آمدند. امام‌خمینی در آخرین روزهای ترک نوفل لوشاتو برای اهالی آن دهکده هدیه فرستاد و از اینکه برای اهالی آن دهکده مزاحمتی ایجاد شده، عذرخواهی کرد.اهالی دهکده نیز با دسته‌های گل در حالی‌که زنان روسری به سر داشتند و برخی از آنان گریه می‌کردند، ایشان را بدرقه کردند.برخی از اهالی نیز مقداری از خاک فرانسه، نفیس‌ترین هدیه مردم فرانسه به هنگام خداحافظی مسافران را در شیشه‌ای که درِ آن لاک و مهر شده بود، به امام‌خمینی هدیه دادند و عکس امام‌خمینی را با امضای ایشان به یادگار گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>سرانجام محل اقامت</strong></p>
<p style="text-align: justify;">امام‌خمینی که ۱۳ آبان ۱۳۴۳ از ایران تبعید شده بود، سرانجام در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و از فرودگاه مهرآباد تهران تا بهشت زهرا (س) میلیون‌ها تن از او استقبال کردند. پس از بازگشت ایشان، چند سرمایه‌دار عرب و ایرانی قصد داشتند در نوفل لوشاتو خانه‌های شماره یک و دو را بخرند که موفق نشدند. مالک خانه شماره یک قصد فروش نداشت و خانه شماره دو نیز متعلق به همسر علی عسگری بود که آن را برای همیشه در اختیار امام‌خمینی قرار داده بود تا پس از بازگشت ایشان به ایران طبق صلاحدید ایشان، از آن استفاده شود. این خانه با گذشت زمان، با خطر فرسودگی و تخریب تدریجی روبه‌رو و بخشی از آن در مقطعی به دست مخالفان منفجر شد و پس از آن، تلاشی برای بازسازی آن صورت نگرفت، اما در سال‌های اخیر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی آن را به تملک خود درآورده و در صدد بازسازی و احیای آن می‌باشد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">بازگشت امام خمینی به ایران</h2>
<p style="text-align: justify;">اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به کشور منتشر شد. مردم و دوستان امام نگران جان ایشان بودند چرا که هنوز دولت دست نشانده شاه سرِ پا و حکومت نظامی برقرار بود. از این رو دوستان امام نیز توصیه به تعویق سفر تا تأمین شرایط داشتند. از سوی دیگر حضور امام در این شرایط در جمع میلیون ها مردم به پاخاسته از دید امریکا به معنای پایان حتمی کار رژیم شاه بود. اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع کودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت. حتی رئیس جمهور فرانسه واسطه شد؛ (پاورقی: قدرت و زندگی: خاطرات رئیس جمهور فرانسه؛ ترجمه محمود طلوعی؛ ص 545) اما امام خمینی تصمیم خویش را گرفته و طی پیام هایی به مردم ایران گفته بود می خواهد در این روزهای سرنوشت ساز و خطیر در کنار مردمش باشد. دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاه های کشور را به روی پروازهای خارجی بست. جمعیتی انبوه از سراسر کشور به سوی تهران سرازیر شدند و در تظاهرات میلیونها تن از مردم تهران شرکت کرده و خواستار باز شدن فرودگاه ها بودند. جمعی از روحانیون و شخصیت های سیاسی در مسجد دانشگاه تهران تا باز شدن فرودگاه دست به تحصن زدند. دولت بختیار پس از چند روز، تاب مقاومت نیاورد و ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد.</p>
<p style="text-align: justify;">سرانجام امام خمینی بامداد 12 بهمن 1357 پس از چهارده سال دوری از وطن وارد کشور شد.<br />
استقبال بی سابقه مردم ایران چنان عظیم و غیرقابل انکار بود که خبرگزاری های غربی نیز ناگزیر از اعتراف شده و مستقبلین را چهار تا شش میلیون نفر برآورد کردند. سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا (س)، مزار شهیدان انقلاب اسلامی، روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود. در همین نطق بود که امام خمینی تعیین دولت با پشتیبانی مردم را اعلام کردند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پیروزی انقلاب اسلامی ایران</h2>
<p style="text-align: justify;">امام در 15 بهمن 57 دولت موقت انقلاب را تعیین نمود. آقای مهندس مهدی بازرگان که چهره ای متدین و با سابقه مبارزاتی و دارای تجربه در نهضت ملی شدن صنعت نفت را داشت و از سوی شورای انقلاب برای نخست وزیری معرفی و پیشنهاد شده بود، با حکم امام به این سمت منصوب شد. امام خمینی در متن حکم به انتصاب وی تصریح کرده بود که او را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی مأمور تشکیل کابینه برای تهیه مقدمات رفراندوم و برگزاری انتخابات نموده است. حضرت امام از مردم ایران درخواست کرد تا نظر خود را در مورد این انتخاب اعلام کنند. سراسر کشور با برگزاری راهپیمایی های گسترده به حمایت از تصمیم امام پرداختند.<br />
روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوایی در محل اقامت امام خمینی (مدرسه علوی تهران) با ایشان بیعت کردند. ارتش شاه در آستانه سقوط کامل قرار گرفته بود، پیش از این بسیاری از سربازان و درجه داران مؤمن ارتش با فتوای امام خمینی پادگان ها را ترک گفته و به صفوف ملت پیوسته بودند.<br />
روز 20 بهمن همافران در مهمترین پایگاه هوایی تهران دست به قیام زدند. گارد شاهنشاهی برای سرکوب آنان گسیل شد. مردم به حمایت از نیروهای انقلابی وارد صحنه شدند. روز 21 بهمن پایگاه های پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کردند. فرماندار نظامی تهران طی اطلاعیه ای ساعات منع عبور و مرور را به ساعت چهار بعد از ظهر افزایش داد. همزمان با آن بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشکیل داد و فرمان اجرای کودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر کرد. از سوی دیگر امام خمینی طی پیامی از مردم تهران خواست تا برای جلوگیری از توطئه در شرف وقوع، به خیابانها بریزند و حکومت نظامی را عملاً لغو کنند. سیل جمعیت زن و مرد و کودک و بزرگ به خیابانها ریخته و مشغول سنگربندی شدند. اولین تانک ها و تیپ های زرهی کودتاچیان به محض حرکت از پایگاه هایشان به وسیله مردم از کار افتادند. کودتا در همان آغاز با شکست مواجه شد. بدین ترتیب آخرین مقاومت های رژیم شاه در هم شکسته شد و صبحدم 22 بهمن خورشید پیروزی نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی و پایانی بر دوران دیرپای سلطنت شاهان ستمگر در ایران طلوع کرد. ( پاورقی: کوثر؛ ج3، ص 261 الی 351 )</p>
<h2 style="text-align: justify;">دوران رهبری امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی با پشتیبانی مردم ایران که فداکارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند به دفاع از انقلاب نوپا پرداخت و کمتر از دو ماه با برگزاری رفراندوم و آرای 98 درصدی مردم نظام جمهوری اسلامی را تشکیل داد و با وجود دشمنی های جبهه متحد غرب و شرق به سرکردگی امریکا و شوروی در ایجاد کارشکنی و فتنه انگیزی توسط نیروهای ضد انقلاب، تجهیز صدام و حمایت از او در جنگ با جمهورى اسلامى ایران و فشارهای سیاسی و اقتصادی مانند تحریم های اقتصادی، رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران با همان منطقى که سالها پیش و در زمان تنهایى، نهضت خویش را آغاز کرده بود؛ یعنی جلب رضای خدا در تمامى رفتارها و حرکت ها و عمل به تکلیف، این نظام را سر بلند و پیروز هدایت کرد.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>حمایت قدرت های بزرگ از صدام در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران</strong></p>
<p style="text-align: justify;">حمایت های قدرت های بزرگ از صدام در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در روند شرایط جبهه‏ های جنگ که به سرعت به نفع سپاه اسلام جریان داشت تغییری ایجاد نکرد. همزمان با تشدید بمباران مناطق مسکونی و شلیک موشک ها، امریکا ناگزیر از دخالت مستقیم شد. ناوهای جنگی فرانسه، انگلیس، امریکا و روسیه به آب های خلیج فارس وارد شدند. امریکا که تنها راه باقیمانده را بین ‏المللی کردن بحران جنگ و درگیر ساختن مستقیم کشورهای دیگر می‏ دانست، جنگ موسوم به جنگ نفتکشها را آغاز کردند. مأموریت نیروهای اعزامی، جلوگیری از صدور نفت ایران و توقف و بازرسی کشتی های تجاری و جلوگیری از صدور کالاهای اساسی به جمهوری اسلامی بود. در این ماجرا کشتی های متعدد تجاری و حامل نفت ایران مورد حملۀ موشک ها و بمباران های هوایی قرار گرفت و چاه های نفت متعلق به ایران در آب های ساحلی خلیج فارس به آتش کشیده شد. امریکا در آخرین اقدام تجاوزکارانه‏ اش دست به جنایتی هولناک زد و هواپیمای مسافربری ‏ایرباس جمهوری اسلامی (پرواز 655) حامل 290 زن و کودک و مرد مسافر را در 12 تیرماه 1367 بر فراز خلیج فارس با شلیک دو فروند موشک از ناو هواپیمابر وینسنس سرنگون و کلیۀ مسافرین آن را قتل عام کرد و دنیای زور و بیگانه از حقیقت و راستی بر این جنایت چشم پوشید چرا که در مورد مردمی اتفاق افتاده بود که اسلام را فریاد می‏ کردند و این در نگاه غربیه ای متمدن گناهی است نابخشودنی!<br />
تصویری از جنایت صدام در حلبچه</p>
<p style="text-align: justify;">صدام کارنامه جرایمش را در جنگ تحمیلی با جنایتی هولناک تر که در تاریخ بشر با چنین ابعادی سابقه ندارد به پایان رسانید: بمباران شیمیایی شهر عراقی حلبچه و خفه ‏شدن دردناک بیش از پنج هزار شهروند بی‏ دفاع که اکثر آنها را کودکان و سالخوردگان تشکیل می‏ دادند. سازمان ملل و شورای امنیت در مقابل این فاجعه نیز مسئولیتی احساس نکردند! لشکرکشی غربی ها به خلیج فارس و آنچه که در ماه های آخر جنگ هشت ساله اتفاق افتاد همه به خاطر آن بود که اینک سپاه اسلام در موضعی کاملاً برتر قرار گرفته و دشمن را در اکثریت مناطق اشغال‏ شده به پشت مرزهایش فراری داده بود و می ‏رفت تا اساس فتنه را از منطقه برکند.<br />
سقوط صدام به دست سپاه اسلام کوس شکست چندین قدرت بزرگ جهان را در مقابله با انقلاب اسلامی به صدا درمی‏ آورد. اینک برخلاف گذشته همۀ تلاش های امریکا و شورای امنیت بر مسدود کردن راه پیشروی رزمندگان ایرانی و جلوگیری از سقوط صدام متمرکز شده بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;">اشغال لانه جاسوسی</h2>
<p style="text-align: justify;">برگزاری موفقیت‏ آمیز انتخابات مربوط به تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران و مشارکت گسترده مردم، امیدهای امریکا را در سرنگونی قریب‏ الوقوع نظام اسلامی، بر باد داد. جبهه دشمنی ها علیه انقلاب اسلامی با رهبری امریکا و مشارکت دول استکباری دیگر فعال‌ تر شد. امریکا درصدد بود تا با استفاده از ستون پنجم خویش نظام اسلامی را درگیر مشکلات داخلی کند. گروهک های ضد انقلاب با استفاده از کمک های خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد کاووس و کردستان و دیگر مناطق دست به تشنج‏ آفرینی زدند. گروهک تروریستی فرقان، اندیشمند برجسته و عضو شورای انقلاب، علامه مرتضی مطهری را در تاریخ 12 / 2 / 58، آیت ‏الله‏ قاضی طباطبائی را در تاریخ 10 / 8 / 58، و دکتر محمد مفتح را در تاریخ 27 /9 / 58، حاج مهدی عراقی و پسرش را در تاریخ 4 / 6/ 58 و تیمسار قرنی رئیس ستاد ارتش را در تاریخ 3 / 2 / 58 ترور کردند و در ترور آقایان هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی ناکام ماندند. تحریکات و دشمنی های کاخ سفید خشم ملت ایران را برانگیخته بود. در سال 1358 ه. ش در آستانه سالگرد تبعید امام خمینی به ترکیه (13 آبان) گروهی از نیروهای مسلمان دانشگاهی با نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام » سفارت امریکا در تهران را اشغال کرده و پس از شکستن مقاومت تفنگداران امریکاییِ نگهبانِ سفارت، جاسوسان امریکایی را بازداشت کردند. سندهای به ‏دست آمده از سفارت بتدریج در بیش از پنجاه جلد کتاب تحت عنوان اسناد لانه جاسوسی امریکا در ایران منتشر گردید. این اسناد غیرقابل خدشه، از اسرار‏ جاسوسی ها و دخالت های بیشمار امریکا در ایران و کشورهای مختلف جهان پرده برمی‏ داشت و اسامی بسیاری از عوامل و رابطها و جاسوس های امریکا و انواع شیوه‏ های جاسوسی و تحرکات سیاسی این کشور را در مناطق مختلف جهان افشا می ‏کرد. اشغال سفارت این کشور که در فرهنگ انقلاب اسلامی به نام «اشغال لانه جاسوسی» معروف گردیده است، رسوایی بزرگی برای هیأت حاکمه امریکا بود.</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی از حرکت انقلابی دانشجویان حمایت کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید.</p>
<p style="text-align: justify;">مرگ شاه در تاریخ 5 مرداد 1359 در مصر عملاً یکی از شرایط ایران را که استرداد او به‏ عنوان جنایتکار اصلی در کشتارهای مردم بود، منتفی ساخت. سرانجام پس از 444 روز با وساطت الجزایر و بنا به رأی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بر طبق توافقنامه الجزیره بین ایران و امریکا جاسوسان آزاد شدند و امریکا متعهد به عدم دخالت در امور داخلی ایران و باز پس دادن اموال و دارایی های بلوکه شده ایران شد که هیچ‏ گاه بدان عمل نکرد. مهمترین دستاورد اشغال جاسوسخانه امریکا علاوه بر تضمین ادامۀ انقلاب اسلامی، شکست ابهت فرعونی امریکا و امیدوار ساختن ملت های جهان سوم به امکان ایستادگی در برابر قدرت های بزرگ بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تشکیل جمهوری انقلاب اسلامی</h2>
<p style="text-align: justify;">پس از جنگ جهانی دوم نظمی ظالمانه و ناعادلانه بر جهان حکم فرما بود. مناطق مختلف جهان بین دو قدرت غالب شرق و غرب تقسیم شده بودند و سازمان های نظامی ورشو و ناتو نگهبانان این نظم نفرت‏ انگیز بودند. هیچ حرکت و تحولی در جهان سوم خارج از این چهارچوب و بدون وابستگی به یکی از دو قطب حاکم امکان موفقیت نمی‏ یافت. در چنین شرایطی انقلاب اسلامی ایران ( جلد اول &#8211; جلد دوم ) با شعار «نه شرقی نه غربی» با امپریالیسم امریکا و دیگر مستکبرین درافتاد. و برای نخستین بار در عصر حاضر، دین را به‏ عنوان عاملی حرکت‏ زا در پهنه مبارزات ملت ها مطرح ‏ساخت.<br />
با وجود همه ناباوری ها و تمامی تلاش هایی که در سطح بین‏ المللی برای حفظ رژیم شاه و جلوگیری از موفقیت امام خمینی به عمل آمد، انقلاب اسلامی در مرحله نخست مبارزات خویش پیروز گردید و از این جهت، پیروزی آن بیشتر به یک معجزه می‏ ماند تا تحولی عادی. بجز امام خمینی و توده‏ های بی شمار مردم که خارج از تحلیل های معمول، به گفته‏ ها و وعده‏ های امام باور قلبی داشتند، عموم تحلیلگران سیاسی و همه کسانی که در رخدادها و حوادث ایران دخیل بودند، وقوع چنین پیروزی را، حتی تا روزهای واپسین عمر رژیم شاه ناممکن می‏ دانستند.<br />
و چنین بود که از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه‏ ای گسترده آغاز شد. امام خمینی با پشتیبانی مردم ایران که فداکارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند به دفاع از انقلاب نوپا پرداخت و کمتر از دو ماه از پیروزی انقلاب نمی‏ گذشت که مردم را به شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی ایران دعوت نمود. در این انتخابات که در 12 فروردین سال 1358 ه. ش برگزار شد و یکی از آزادترین انتخابات تاریخ ایران بود، مردم به تشکیل جمهوری اسلامی ایران با بیش از 98 درصد رأی موافق پاسخ مثبت دادند و از آرمانهای امام خمینی حمایت کردند.<br />
پس از این انتخابات، انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید. امام خمینی که استقرار ارکان نظام اسلامی را در حضور مردم در صحنه ‏ها و حمایت آنان می دانستند همه روزه در محل اقامت خود در دیدار با هزاران تن از مشتاقان خویش سخنرانی می‏ کردند و ضمن ارائه رهنمودهای لازم برای حفظ و تداوم آرمان های انقلاب، آنان را در جریان امور و مسائل کشور قرار می دادند.<br />
دیدار مردم با امام در مدرسه فیضیه قم</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی پس از پیروزی انقلاب در تاریخ دهم اسفند 1357 ه. ش از تهران به قم بازگشتند و تا زمان ابتلا به بیماری قلبی (2 بهمن 1358) در این شهر اقامت داشتند و پس از بیماری به بیمارستان قلب تهران منتقل شدند. پس از 39 روز مداوا در این بیمارستان، موقتاً در منزلی واقع در منطقه دربند تهران ساکن شدند و سپس در تاریخ 27 / 2 / 1359 بنا به تمایل خود به منزلی محقر متعلق به یکی از روحانیون (حجت‏ الاسلام سید مهدی امام جمارانی) در محله جماران نقل مکان کردند و تا زمان رحلت در همین منزل ماندند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">واقعه طبس</h2>
<p style="text-align: justify;">امریکاییان پس از اشغال لانه جاسوسی به انواع روش ها متوسل شدند تا ایران را وادار به تسلیم کنند. ایران اسلامی رسماً از سوی امریکا و اقمار این کشور تحریم اقتصادی و سیاسی شد. مردم ایران با الهام از رهنمودهای امام خمینی دوران سخت محاصره را آغاز کردند اما حاضر به تسلیم نشدند. طرح عملیات آزاد کردن جاسوسان بازداشت‏ شده با واقعه شگفت و معجزه ‏آسا در صحرای طبس ایران، با شکست مواجه شد. روز 4 اردیبهشت 59، شش فروند هواپیمای نظامی C130 در یکی از پایگاه های سابق نظامی امریکا در بیابانی واقع‏ در شرق ایران فرود آمدند. قرار بود هواپیماها پس از سوختگیری و رسیدن هشت فروند هلی‏کوپتر عملیاتی و نفربر، به تهران پرواز کنند و با همکاری عوامل نفوذی، بیت امام و مراکز حساس دیگر را بمباران کنند. ناگهان طوفانی سهمگین، شنهای روان را در صحرا به حرکت درآورد. تعدادی از هلیکوپترها ناگزیر به بازگشت به ناو نیمیتس شدند و چند فروند نیز در بیابان های اطراف به ناچار فرود اضطراری داشتند. یکی از آنها با هواپیمای فرود آمده برخورد کرد و هر دو منفجر شدند. در واقعه طبس هشت نفر از متجاوزین نظامی امریکا کشته شدند و جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت امریکا عملیات را شکست‏ خورده و ناتمام متوقف ساخت.</p>
<h2 style="text-align: justify;">سازمان منافقین در نظام جمهوری اسلامی ایران</h2>
<p style="text-align: justify;">سازمان مجاهدین خلق که بعدها به علت خیانت ها و جنایت ها به سازمان منافقین معروف شد، در سالهای 44 تا 46 با هدف مبارزۀ مسلحانه با رژیم شاه تشکیل شد. این سازمان به دلیل برداشت های سطحی رهبران آن از جمله مسعود رجوی آخرین رهبر این گروه، از اسلام به دام التقاط افتادند و علی‏رغم آنکه خود را تشکیلاتی اسلامی معرفی می ‏کردند، در خفا مطالب مارکسیستی را به ‏عنوان علم اقتصاد و مبارزه به اعضای خویش آموزش می‏ دادند. امام خمینی در شرایطی که هنوز انحرافات ایدئولوژیک سازمان منافقین برملا نشده بود از تأیید آن خودداری ورزید و در زمانی که نماینده سازمان برای جلب حمایت امام به نجف رفته بود، آن حضرت با یادآوری انحرافات فکری آنان مجدداً بر موضع عدم حمایت خویش تأکید کرده بود.<br />
اعضای این سازمان که به برکت قیام مردم و در آستانه پیروزی انقلاب از زندان های رژیم خلاصی یافته بودند، ادعای میراث‏ خواری از انقلاب و گرفتن سهم بیشتر داشتند و از همین روزها بود که صف‏ بندی علیه انقلاب اسلامی را در کنار گروهک های دیگر مانند طیفی از وابستگان رژیم شاه و ساواکیان و کمونیست ها آغاز کردند. سقوط بنی‏ صدر اعضا و هواداران سازمان منافقین، که بعد از پیروزی انقلاب از ضعف دولت موقت و حمایت های بنی‏ صدر کمال استفاده را برده و تشکیلات خود را گسترش داده بودند، در 30 خرداد 1360 دست به اغتشاشی خونین زدند. ساعاتی بعد مردمِ تهران، آشوبگران را سرکوب و جمعی را دستگیر کردند. از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیت های تروریستی زدند و سران و اعضای این گروه تروریسم، در خانه‏ های تیمی مخفی شدند و دهها تن از نقش ‏آفرینان نهضت امام خمینی را در سرتاسر ایران به شهادت رساندند و علاوه بر چهره‏ های سیاسی و مذهبی و مدیـران نظام اسلامی، افـراد زیادی از مردم کوچـه و بازار را نیز به جرم دفاع و پاسداری از انقلابشان در اقدامات تروریستی و انفجار بمب هایی که در اماکن عمومی کار می گذاشتند، ترور کردند. (که آخرین مورد آن قتل فجیع دو کشیش مسیحی و انفجار بمب در روز عاشورا و در جوار ضریح حضرت امام رضا (ع) در مشهد در سال 1373 بود.)<br />
عکس یکی از جنایات منافقین</p>
<p style="text-align: justify;">آیت‏ الله خامنه ‏ای روز 6 تیر ماه 1360 بر اثر انفجار بمبی که منافقین در مسجد اباذر تهران کار گذاشته بودند به هنگام‏ سخنرانی مجروح گردید. فردای آن روز فاجعه‏ ای عظیم به وقوع پیوست. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران با بمبی که یکی از عوامل نفوذی سازمان منافقین کار گذاشته بود سبب شد، 72 تن از کارآمدترین عناصر نظام اسلامی و یاران امام خمینی که در میان آنان رئیس دیوانعالی کشور (دکتر بهشتی)، قرار داشت شهید شوند.<br />
عکس انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی ایران</p>
<p style="text-align: justify;">دو ماه بعد در روز 8 شهریور 1360 بمب گذاری در دفتر نخست وزیری توسط این گروه تروریسم و انفجار آن، آقای محمدعلی رجایی چهرۀ محبوب مردم ایران که بعد از عزل بنی صدر از سوی مردم به ریاست جمهوری انتخاب شده بود، را به همراه حجت‏ الاسلام دکتر محمدجواد باهنر [نخست‏ وزیر] به شهادت رساند.<br />
تمبر یادبود شهدای دفتر حزب</p>
<p style="text-align: justify;">تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصبِ بلافاصله افراد به جای شهیدانی که در این حوادث از مدیریت نظام گرفته می ‏شدند، در سامان دادن به امور و مأیوس کردن دشمن نقشی بس مؤثر داشت و موجب حیرت محافل خبری و سیاسی جهان بود. اگر ایمان و صلابت اعجاب‏ انگیز امام خمینی و هوشیاری مردم مؤمن ایران نبود هر یک از این وقایع به تنهایی می‏ توانست نظام اسلامی را از پای درآورد. اما در پی هر حادثه‏ ای پیام ها و سخنرانی های تسکین ‏بخش امام خمینی بود که تحمل مصیبت ها را آسان و مردم را بر ادامه راهشان مصمم می ‏ساخت.<br />
پس از فاجعـه هفتم تیر 1360 ه. ش و شهادت دهها تن از یاران امام و مسئولین نظام جمهوری اسلامی، سرکردگان گروهک منافقیـن بـه همراه رئیس جمهـور معـزول با لباس و آرایش زنانه و به‏ وسیله عوامل نفوذی در فرودگاه تهران به پاریس گریختند. خلبـان هواپیمای آنـان، خلبان ویـژه و مـورد اعتماد شاه بود که هدایت هواپیمای شاه را در آخرین فرارش از کشور به عهده داشت. از آن پس منافقین فراری در کشورهای دیگر اروپایی و کشور امریکا تحت حمایت دولت های غربی قرار گرفتند و در جریان جنگ عراق با ایران، آنها پایگاه اصلی خویش را طی معامله‏ ای با صدام به عراق منتقل کردند و در تمام دوران جنگ رسماً به‏ عنوان مزدور و جاسوس، امکانات خویش را در اختیار ارتش بعثی گذاردند. کار اصلی آنها جمع‏ آوری اطلاعات از جبهه‏ های ایران به‏ وسیله عوامل نفوذی و دادن اطلاعات مربوط به موشک هایی که به‏ سوی مناطق مسکونی شهرهای ایران پرتاب می‏شد و بازجویی از اسرای ایرانی و شرکت در عملیات نظامی عراق بود.<br />
عکس انفجار دفتر نخست وزیری</p>
<p style="text-align: justify;">تلاش نظامی منافقین برای ورود به ایران در سال 1367 و پس از صلح ایران و عراق، در «عملیات مرصاد» به شدت سرکوب شد و مهاجمین مزدور با به جا گذاشتن بیش از هزار کشته به داخل خاک عراق فرار کردند. آنچه که در جهان به‏ وسیله سازمان های وابسته به امریکا تحت نام نقض حقوق بشر علیه جمهوری اسلامی تبلیغ می‏ شود؛ عمدتاً بازگویی ادعاهای همین گروهک و توجیهی برای پوشش حمایت های دول غربی از آنهاست.<br />
منافقین در نظر مردم ایران منفورترین مجرمینی هستند که هیچ‏ گاه جنایات جانیان مشهور تاریخ معاصر ایران به آنان نمی ‏رسد. ترور آیت ‏الله‏ قدوسی به همراه سرتیپ دستجردی (14 / 6 / 60)، ترور آیت الله مدنی، امام جمعه تبریز (20 / 6 / 60)، ترور حجت‏ الاسلام هاشمی ‏نژاد (7 / 7 / 60)، ترور آیت‏ الله دستغیب، امام جمعه شیراز (20 / 9 / 60)، ترور آیت ‏الله‏ صدوقی، امام جمعه یزد (11 / 4 / 61)، ترور آیت ‏الله اشرفی اصفهانی، امام جمعه کرمانشاه (23 / 7 / 61)، از دیگر جنایت های این گروه است. قابل توجه آنکه در برابر همه فجایعی که اتفاق افتاد، امریکا و دول‏ اروپایی و سازمان های بین ‏المللی نه تنها سکوت کردند بلکه به تروریست ها پناه و امکان ادامه حیات دادند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">علل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران</h2>
<p style="text-align: justify;">شکست طرح های براندازی نظام جمهوری اسلامی با استفاده از محاصرۀ اقتصادی و سیاسی که از سوی امریکا در جهان پیگیری می ‏شد و شکست این کشور در عملیات صحرای طبس پس از اشغال لانه جاسوسی امریکا و ناکامی در تجزیه کردستان، هیأت حاکمه این کشور را در سال 1359 به سمت تجربۀ راه حل نظامی تمام عیار سوق می‏ داد. شرایط آن روز جهان موازنه قدرت بین شرق و غرب بود که مانع از اقدام یک جانبه امریکا می‏ گردید. از سوی دیگر افکار عمومی جهانیان که با فعالیت های امام خمینی در فرانسه و حوادث پس از انقلاب، با مسائل ایران و مظلومیت و حقانیت این ملت آشنا شده بود، نوعی همدلی با مردم ایران داشت و از این جهت شرایط برای توجیه لشکرکشی مستقیم امریکا فراهم نبود و شرایط سیاسی و وضعیت متزلزل رژیم های حاکم بر حاشیه خلیج فارس نیز اجازه چنین اقدامی را نمی‏ داد. انتخاب عراق به‏ عنوان آغازگر جنگ، انتخابی بسیار حساب شده بود. این کشور متحد شوروی و بلوک شرق شناخته می ‏شد و درگیر شدن عراق با ایران به ‏طور طبیعی شوروی و کمونیست ها را در حمایت از صدام در کنار امریکا و اروپا قرار می‏ داد و تنش های احتمالی را منتفی می‏ ساخت. عراق دومین کشور از لحاظ نیرو و تجهیزات نظامی در منطقه، و کشوری ‏نفت خیز بود و در صورت لزوم می ‏توانست تا مدتها با ثروت ملی خود و کمک دولت های مرتجع عربی بدون تحمیل هزینه ‏ای مستقیم بر امریکا و بدون نیاز به حضور سربازان امریکایی و اروپایی جنگ علیه ایران را اداره کند، هر چند که در پیش ‏بینی های اولیه امریکا و صدام جنگ درازمدت مطرح نبود و قرار بر این بود که در روزهای اولیۀ هجوم عراق، تکلیف ایران و انقلاب یکسره شود.<br />
روحیه قدرت‏ طلبی صدام و خصومت های مرزیِ گذشتۀ دو کشور‏ نیز شرایطی ایده ‏آل برای امریکا پدید می‏ آورد تا به صدام برای ‏تجاوز و اشغال نظامی ایران چراغ سبز داده و فرمان عملیات‏ صادر کند. اگر در‏ سالهای نبرد، دنیا دلایل و اسناد ارائه‏ شده از‏ سوی ایران را بر اثبات این مدعا که امریکا همسو با اروپا و شوروی عامل اصلی جنگ بوده ‏اند، نمی ‏پذیرفت، بعدها در جریان جنگ نفت که امریکا رو در روی صدام قرار گرفت، اعترافات و اسناد منتشرشده پرده‏ ها را بالا زد و حقایق کتمان‏ شده را آشکار ساخت.<br />
اشتباه قدرت طلبان در فشارهای مختلف به ایران از جمله حمله نظامی به این دلیل بود که جامعه عصر خمینی را نشناخته اند. امام خمینی با افزایش شعور و آگاهی جمعی ملت و ایجاد حس مسئولیت و قدرت تحلیل آنان در مسائل سیاسی روز، نسل خمود و بی‏ تحرک دوران پنجاه ساله حکومت پهلوی را چنان بازسازی و تربیت کرد که قادر شدند در زمانی اندک عادات و روابط اجتماعی گذشته و ضد ارزشهای دیرپا و رسوخ کرده را با آرمانهای جدید منطبق نمایند و به همین دلیل صدها هزار جوان در جبهه‏ های نبرد هشت ساله با متجاوزین عراقی، داوطلبانه و در اوج معنویت و آگاهی جانبازی کردند و از منافع دینی و ملی خود دفاع نمودند و پدران و مادران این جوانان برومند که بعضاً چندین فرزند آنها به شهادت رسیده اند، آن را افتخاری بزرگ برای خانواده و نعمتی از سوی خدا می‏ دانند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران</h2>
<p style="text-align: justify;">آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در روز 31 شهریور 1359 با تجاوز گستردۀ نظامی در طول 1280 کیلومتر مرز مشترک از شمالی‏ ترین نقطۀ مرز مشترک با ایران تا بندر خرمشهر و آبادان در جنوب ایران بود.<br />
همزمان هواپیماهای نظامی عراق فرودگاه مهر آباد تهران و مناطق دیگر را (در ساعت دو بعد از ظهر آن روز) بمباران کردند. ماشین جنگی صدام که از مدتها قبل به کمک دولت فرانسه و کارتلهای اسلحه‏ سازی امریکایی و انگلیسی و تجهیزات نظامی روسی آماده این تجاوز شده بود به سرعت کیلومترها در خاک ایران پیشروی کرد و مناطقی وسیع از پنج استان ایران را اشغال کرد. دفاع مقدس مرزنشینان در مراحل اولیه جنگ به علت عدم اطلاع و آمادگی قبلی و نداشتن تجهیزات و نیروی نظامی با قساوت بعثی ها در هم شکسته شد. شهرها و روستاهای موجود در مناطق اشغالی به سرعت تخریب و به تَلی از خاک بدل شدند و صدها هزار تن از خانه و کاشانه خود آواره گردیدند. ارتش ایران که بر اثر حوادث انقلاب به شدت آسیب دیده و از هم گسیخته بود، دوران اولیه بازسازی خود را می ‏گذراند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به فرمان امام خمینی تازه تأسیس شده بود در آغاز راه بود و نیرو، تجهیزات و تجربه کافی را در روزهای نخست جنگ نداشت. صدام حسین نیز با اطلاعاتی که امریکا و فرانسه و عوامل ستون پنجم در اختیارش گذاشته بودند از این واقعیت ها و نقاط ضعف به خوبی آگاهی داشت و به همین جهت نیز حتی نقشه‏ های عراق بزرگ را آماده کرده بود که در آن، استان خوزستان به طور کامل و بخش هایی از استان های غربی ایران جزو خاک عراق دیده می ‏شدند. او مطمئن شده بود که نظام اسلامی توان مقابله در برابر این لشکرکشی را نداشته و به زودی ساقط خواهد شد و دنیای استکبار نیز از او حمایت خواهد کرد.<br />
عکس حمله هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد تهران</p>
<p style="text-align: justify;">پخش خبر آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با همه اهمیتش با سکوت مرگبار تمامی مجامع بین‏ المللی و قدرت های مطرح جهان همراه بود. این سکوت معنی‏ دار، و خصومت کینه‏ توزانۀ همان قدرت ها با جمهوری اسلامی ایران، و واقعیت های موجود در داخل کشور، و توان گسترده نظامیِ به کار گرفته‏ شده از سوی بعثی ها، شرایطی بس دشوار برای تصمیم‏ گیری پدید می‏ آورد. ایران در مقابل عمل انجام ‏شده قرار گرفته بود و دو راه بیشتر در پیش روی نبود: یا تصمیم به مقاومت در جنگی نابرابر با ابعاد و دورنمایی ـ به حسب ظاهر ـ تیره و مبهم و یا تسلیم شدن در برابر خواست های امریکا و پناه بردن به او برای واداشتن صدام به عقب ‏نشینی، و در نهایت دست کشیدن از انقلاب و اسلام.<br />
اما این شرایط با همه دشواری هایش کوچکتر از آن بودند که امام خمینی را در تشخیص وظیفه دچار دغدغه و تردید سازد. امام خمینی احکام جهاد و دفاع را در متن رسالۀ عملیه خویش به ‏عنوان تکالیف تخطی‏ ناپذیر الهی آورده بود. اگر کسی با گذشته زندگی و سیر تکامل شخصیت امام آشنایی داشته باشد از قبل می ‏تواند حدس بزند که او کدام مسیر را در این دو راهی و با چه دورنمایی انتخاب خواهد کرد.<br />
امام خمینی بی‏ درنگ فرمان مقاومت صادر کرد و طی سخنانی امریکا را عامل اصلی جنگ و حامی و تحریک‏ کننده صدام خواند و با صراحت به مردم اطمینان داد که اگر برای خدا به دفع تجاوز دشمن به ‏عنوان یک تکلیف شرعی بپا خیزید شکست دشمن قطعی است هرچند که همه عوامل ظاهری خلاف آن را ثابت کنند. فردای روز نخست تجاوز عراق، امام خمینی طی پیامی به ملت ایران خطوط اصلی نحوۀ ادارۀ امور جنگ و امور کشور در شرایط جنگی را در هفت بند کوتاه ولی بسیار دقیق و جامع ترسیم نمود و متعاقب آن طی چند پیام با ملت و ارتش عراق اتمام حجت کرد و از آن پس نظارت و هدایت امر دشوار دفاع طولانی و هشت ساله ملت را با مدیریتی کم‏ نظیر آغاز کرد.</p>
<h2 style="text-align: justify;">مقاومت مردم در جنگ تحمیلی با رهبری امام</h2>
<p style="text-align: justify;">مقاومت مردم در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران با رهبری امام خمینی وصف ناشدنی است. در اولین روزهای جنگ، دهها هزار تن از نیروهای مردمی و داوطلب با پیام های امام خمینی برای کمک به نیروهای نظامی عازم جبهه‏ ها شدند و در نخستین مرحله، پیشروی دشمن با جانبازی رزمندگان اسلام متوقف گردید. نبرد، بسیار نابرابر و باورنکردنی بود. امام خمینی مثل همیشه تکیه ‏گاهش خدا و مردم خداجو بود. او با یک سلسله سخنرانی ها و پیام های متوالی مردم را آماده نبردی سخت و طولانی مدت کرد. فرمان امام مبنی بر بسیج عمومی و تشکیل ارتش بیست میلیونی (بسیج مستضعفان) با استقبال جوانان انقلابی ایران مواجه و آموزش و اعزام بسیجیان به جبهه‏ ها فضای ایران را دگرگون ساخته بود. موفقیت های پیاپی رزمندگان سپاه اسلام آثار شکست را در جبهه بعثی ها نمایان می‌ ساخت. حضرت امام بر طبق آیات قرآنی معتقد به وجوب دفاع تا رفع تجاوز و تنبیه متجاوز بود.<br />
عکس تعدادی از داوطلبان مردمی در اعزام به جبهه ها</p>
<p style="text-align: justify;">صدام حسین به نیروهایش وعده فتح سه روزۀ مناطق تعیین ‏شده و یکسره کردن کار جنگ را داده بود و طبق محاسباتش نیازی ندیده بود تا خود را برای جنگ فرسایشی طولانی مدت آماده کند اما دفاع مقدس مردم ایران سبب زمین گیر شدن ارتش عراق شد. تلاش نظامیان بعثی برای شکستن خطوط دفاعی در چند مرحله با به جای گذاشتن تلفات سنگینی به شکست انجامید. این واقعیت های محاسبه ‏نشده و تلخ برای امریکا، دور تازه‏ ای از فشارهای سیاسی بر ایران با سردمداری کاخ سفید و از طریق مجامع بین‏ المللی و کشورهای عربی را در بر داشت. آنها به جای محکوم کردن این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشتند که آتش ‌بس پیشنهادی را بپذیرد. آتش‏ بس در آن شرایط جز جایزه دادن به صدام و نایل ساختن او و دشمنان انقلاب به آنچه که نتوانسته بودند به طور کامل از طریق حمله نظامی به‏ دست آورند، مفهوم دیگری نداشت. ایران جنگ را آغاز نکرده بود که اینک آن را متوقف سازد. ایران برای سد پیشروی دشمن، در سخت‏ ترین شرایط دفاع می‏ کرد و دشمن ده ها شهر و صدها روستا و مناطق گسترده نفت خیز غرب و جنوب کشور و چندین هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرده بود. صدام آتش ‌بس را برای تجدید قوا و حملۀ مجدد برای رسیدن به هدف های اصلی خود می‏ خواست و پذیرش آتش‌ بس از سوی ایران به معنای آن بود که عراقِ متجاوز در عمق خاک ایران باقی بماند و آنگاه جمهوری اسلامی برای هر متر مربع از خاک اشغال‏ شده‏ اش سالها امتیاز بدهد و از مجامع بین‏ المللی و دلال های سیاسی و در نهایت عامل اصلی جنگ یعنی امریکا، تخلیه خاک کشورش را گدایی کند.این منطقی نبود که هیچ آزادۀ غیرتمندی پذیرای آن باشد تا چه رسد به امام و مردمی که به تازگی از میدان قیام علیه دیکتاتورترین شاه منطقه، پیروز بیرون آمده بودند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">ادامه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران</h2>
<p style="text-align: justify;">صدام در هیچ یک از پیشنهادات برای آتش بس نه تنها تضمینی برای عقب‏ نشینی به مرزها نداده بود بلکه رسماً مدعی بود که مناطق وسیع اشغال شده و مناطق دیگری که هنوز به اشغال در نیامده‏ اند می‏ بایست به خاک عراق ملحق شوند! مشابه این ادعا را در تجاوز او به کویت نیز در سالهای بعد شاهد بودیم که کشور کویت را استان نوزدهم عراق می‏ نامید! واقعیت این است که هیچ یک از کشورهایی که بعد از آشکار شدن ناتوانی صدام در براندازی نظام جمهوری اسلامی دم از آتش بس می ‏زدند و بر ایران فشار می‏ آوردند، خواستار صلح نبودند بلکه آنان از قبل می‏ دانستند که هیچ ملت و کشوری در چنین شرایطی تن به تسلیم نمی‏ دهد. آنها شعار صلح‏ طلبی را به ‏عنوان اهرمی برای منزوی ساختن ایران به کار می بردند. امریکا و دولت های اروپایی و دول عربی در ادعای صلح ‏طلبی به هیچ وجه راست نمی‏ گفتند. بهترین دلیل که ما را از ارائه هر سندی بی ‏نیاز می‏ سازد این است که :صدام بعد از اولین سری عملیات پیروز ایران در سال دوم جنگ حتی برای مدت یک ماه نمی‏ توانست بدون کمک های مالی هنگفت شیوخ عرب و بدون دریافت تسلیحات مدرن غربی در برابر نیروهای ایرانی مقاومت کند. آنها اگر در ادعاهایشان صادق بودند کافی بود به جای تحریم تسلیحاتی و اقتصادی و نفتی جمهوری اسلامی ایران، کمک های خود را به صدام متوقف می‏ کردند. جرم ایران این بود که در برابر دشمنی که در خانه‏ اش لانه کرده و هزاران بیگناه را در روزهای اولیه جنگ به خاک و خون کشیده و صدها هزار نفر را آواره کرده است، دفاع می‏ کند.<br />
تصویر نمادین از فتح خرمشهر</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی به هیأت های اعزامی با اشاره به جنایات صدام و ضرورت مقابله با این جنایات پیشنهاد آتش بس را رد می کردند و عزم خویش و ملت را برای ادامه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و دفاع تا عقب نشینی متجاوز به مرزهای شناخته ‏شده و جبران خسارات وارده اعلام می‏ داشتند.<br />
اما هیاهوی تبلیغاتی غرب چنان گسترده بود که صدای حقانیت و مظلومیت مردم ایران به گوش کسی نمی‏ رسید. کم کم حقایق را آن چنان وارونه جلوه دادند که ایران چهره‏ ای جنگ‏ افروز، و صدام صلح‏ طلب معرفی می‏ شد. این فشارها و حق‏ کشی ها نیز در موضع استوار امام خمینی و مردم ایران تغییری نداد. پس از عزل بنی صدر و حاکمیت خط امام بر ارکان اجرایی کشور، سلسله عملیات آزادسازی مناطق اشغال‏ شده به‏ وسیله سپاه اسلام شتاب گرفت و علیرغم کمک های تسلیحاتی و مالی امریکا و دولتهای بزرگ جهان و کشورهای عربی به صدام و فشارهای مجامع بین المللی و تحریم تسلیحاتی ایران خرمشهر آزاد شد و فتح خرمشهر شکست فاحشی برای صدام بود.<br />
به هر حال با توجه به دلایل منطقی فوق و بر اثر حق‏ کشی مجامع بین ‏المللی و امتناع آنها از پذیرش شرایط منصفانۀ ایران برای پایان دادن به جنگ و استمرار تقویت ماشین جنگی صدام به‏ وسیلۀ قدرت های بزرگ، رهبری و ملت ایران چاره‏ ای جز ادامۀ دفاع مقدس خود نداشتند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت</h2>
<p style="text-align: justify;">قطعنامۀ 598 شورای امنیت از تصویب گذشت. این قطعنامه قسمت عمدۀ نقطه نظرات و شرایط قبلی ایران برای ترک نبرد را که از آغاز دفاع خویش بر آنها اصرار می‏ ورزید ولی سازمانهای بین‏ المللی به امید پیروزی صدام زیر بار نمی‏ رفتند، پذیرفته بود. تصویب این قطعنامه از یک سو و فجایع ضدانسانی که در ماه های آخر جنگ از ناحیۀ جنگ‏ افروزان پدید آمده بود سبب شد تا به فرمان امام هیأتی از کارشناسان نظامی و سیاسی و اقتصادی متعهد ایران ابعاد وضعیت تازه را بررسی نمایند. این گروه در پایان بررسی به اتفاق آرا، نظر خویش را مبنی بر آماده بودن شرایط برای اثبات حقانیت جمهوری اسلامی در دفاع مقدس هشت ساله و ترک مخاصمه بر اساس مفاد قطعنامه 598 اعلام کرد. پیام امام خمینی معروف در مورد پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از شاهکارهای رهبری و مدیریت امام خمینی است که در آن کارنامه جنگ تحمیلی و ابعاد آن به روشنی بازگویی شده و خطوط آینده نظام و انقلاب اسلامی در همۀ زمینه‏ ها و از آن جمله مواجهه با ابرقدرتها و پایداری بر آرمانها و اهداف انقلاب ترسیم شده است. قبول قطعنامه مسئلۀ بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً امام خمینی بود که آن را نوشیدن جام زهر تعبیر کردند و فرمودند: من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‏ دیدم؛ ولی به واسطۀ حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‏ کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‏ دانم. و خدا می‏ داند که اگر نبود انگیزه ه‏ای که همۀ ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‏ بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. (صحیفه امام؛ ج 21، ص 92.)</p>
<p style="text-align: justify;">همچنان که امام خمینی بارها هشدار داده بود که ادعاهای صلح‏ طلبی صدام فریبی برای افکار عمومی است، پس از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، صدام حسین دست به جنگ‏ افروزی و حماقت های تازه‏ ای زد و در جبهه‏ های جنوبی دوباره به اشغال بخش هایی از این منطقه پرداخت. انتشار پیام شورانگیز و عاطفی امام خمینی بار دیگر موجب بسیج عمومی در سراسر کشور شد و انقلابیون و رزمندگان از اقصی نقاط کشور سراسیمه به‏ سوی جبهه‏ های جنگ شتافتند و عوامل بعثی را با تحمل شکستی دیگر وادار به فرار ساختند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">بازنگری قانون اساسی</h2>
<p style="text-align: justify;">پس از برقراری صلح نسبی، امام خمینی در تاریخ 11 / 7 / 67 طی پیامی در نُه بند سیاست ها و خط مشی بازسازی کشور را برای مسئولین جمهوری اسلامی ترسیم نمود. مطالعه دقیق همین دستورالعمل برای دریافت عمق دوراندیشی امام و در عین حال، اصالت ارزش ها از نگاه او کافی است. ضمناً پس از ده سال تجربه نظام جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی در تاریخ 4 / 2 / 1368 به منظور اصلاح و تکمیل ارکان تشکیلات نظام اسلامی طی نامه‏ ای به رئیس جمهور وقت (حضرت آیت ‏اللّه‏ خامنه ‏ای) هیأتی از صاحب‏ نظران و کارشناسان را مسئول بررسی و تدوین متمم قانون اساسی بر اساس هشت محور تعیین‏ شده در همین نامه نمود. اصلاح مواد مربوط به شرایط رهبری، تمرکز در قوه مجریه و قضاییه و صدا و سیما و وظایف مجمع تشخیص مصلحت نظام از اهم این موارد بود. پس از بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی توسط کارشناسان، مواد اصلاح‏ شدۀ قانون اساسی در تاریخ 12 آذر 1368 (بعد از رحلت امام) به همه‏ پرسی گذاشته شد و با اکثریت مطلق آرا به تأیید مردم ایران رسید.</p>
<h2 style="text-align: justify;">پیام امام خمینی به گورباچف</h2>
<p style="text-align: justify;">گورباچف آخرین صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی دست به اصلاحات و تغییراتی در قطب کمونیستی جهان زده بود؛ هنوز تحلیلگران سیاسی و رهبران جهان غرب به این تحولات به دیده تردید و بدبینی می ‏نگریستند و هیچ یک باور نداشتند که این تحولات، موجب فرو پاشی نظام کمونیسم در شوروی خواهد شد. حداکثر چیزی که در آن شرایط پیش‏ بینی می ‏شد آن بود که رهبران کرملین در نهایت، برخی از پیوندهای مستقیم بین کشورهای عضو بلوک شرق با اتحاد شوروی را برای کاهش مشکلات اقتصادی داخلی نادیده بگیرند و نظام تازه‏ ای از اردوگاه کمونیسم با رهبریت محدودتر شوروی و مسئولیت‏ پذیری بیشتر اقمار این کشور پدید آورند. ولی امام خمینی با بصیرتی غیرقابل درک برای محاسبه گران مادی، در همان ایام در تاریخ 11 / 10 / 1367 نامه‏ ای به گورباچف نوشتند. در پیام امام خمینی به گورباچف سقوط رژیم کمونیستی پیش بینی شده است. امام خمینی در همین نامه ژرف‏ترین تحلیل ها را از تحولات جاری شوروی ارائه کرد و از آن به «صدای شکستن استخوانهای کمونیسم» تعبیر کرد. و شگفت آنکه در همین پیام پیش ‏بینی دیگری توأم با هشدارهای مستند وجود دارد که نشانگر تسلط امام خمینی بر ارزیابی شرایط سیاسی آن روز جهان است. حضرت امام به وضوح نسبت به در غلتیدن روس ها به سمت باغ ـ به ظاهر ـ سبز سرمایه ‏داری غرب و فریب خوردن از امریکا هشدار داده است. امام خمینی با پیش کشیدن مسائل عمیق فلسفی و عرفانی و با اشاره به ناکامی کمونیست ها در سیاست های مذهب‏ ستیز آنان، از گورباچف خواست که به جای امید بستن به ماده‏ پرستی غرب، به خدا و مذهب روی آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">جالب آنکه وقتی شوارد نادزه وزیر خارجه وقت شوروی برای ارائه پاسخ گورباچف به دیدار امام خمینی آمد؛ با شگفتی دید کسی که با آن صلابت و صراحت به دومین قدرت هسته‏ ای جهان هشدار و پیام داده است، در خانه ‏ای کوچک و گلین در جماران و در اتاقی دوازده متری با وسایلی در نهایت سادگی و بدون آنکه حتی اندک اثری از تشریفات معمول دیده شود، با طمأنینه و به استواری کوه نشسته است و در کنارش قرآن، جانماز و تسبیح، و تعدادی روزنامه و یک رادیوی معمولی قرار دارد. شگفتی شوارد نادزه زمانی بیشتر شد که متوجه گردید برای نشستن همراه بلندپایه روسی ‏اش صندلی چوبی دومی نیست و باید برای یک بار هم که شده بر‏ زمین بنشیند! شاید وقتی که پیرمرد مؤمنی که در خدمت امام بود، تنها وسیله پذیرایی این دیدار مهم، یعنی استکان چای را با دو حبه قند به دست وزیر خارجه قطب شرق جهان داد او تصور کرده باشد که آنچه می ‏بیند عمدی و استثنایی است؛ اما واقعیت خلاف این بود.</p>
<p style="text-align: justify;">عکس شوارد نادزه در دیدار با امام خمینی</p>
<p style="text-align: justify;">ساده زیستی امام خمینی در تمام ادوار حیاتش چه در زمان تنهایی و غربت و تبعید و چه در دوران زعامت دینی و رهبری سیاسی تا لحظه رحلت، زبانزد عام و خاص بود و امام هیچ گاه خود را در برابر مقامات اعتباری دنیا هر چند بس مهم و بزرگ، مقید به تغییر رویه نمی‏ دید. امام خمینی در این دیدار محور اصلی پیام به گورباچف را باز کردن دریچه ای به دنیای جاوید بعد از مرگ بیان می کنند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی</h2>
<p style="text-align: justify;">پس از جنگ عراق و ایران، رهبران سیاسی غرب تهاجم تازه‏ای علیه اسلام انقلابی آغاز کردند. آنان در سالهای قبل در جریان دفاع ایران و در جریان رویارویی با حزب اللّه‏ لبنان و جنبش اسلامی فلسطین و جهاد اسلامی افغانستان و ماجرای مرگ انور سادات به‏ وسیله انقلابیون مسلمان مصری (14 / 7 / 1360) دریافتند که بیداری اسلامیِ رو به رشد را نمی‏ توان با سلاح و از طریق نظامی متلاشی ساخت. جبهه جدید، جبهه جنگ روانی فرهنگی و ایدئولوژیک بود. ایجاد جنگ بین شیعه و سنی نیز قبلاً با هوشیاری امام خمینی و مسئولین نظام اسلامی رنگ باخته بود. باید به ریشه‏ ها و محرک های اصلی این جنبش یعنی مبانی عقیدتی و مقدساتی که عشق به آنها وحدت اهداف و روش های حرکت اسلامی اخیر را سبب شده است، حمله می ‏کردند. ماجرای تدوین و انتشار وسیع کتاب مبتذل آیات شیطانی نوشته سلمان‏ رشدی و حمایت رسمی دولت های غربی از آن، سرآغازی بر فصل تهاجم فرهنگی بود. اگر جامعه اسلامی در مقابل توهین های این کتاب به پیامبر عظیم‏ الشأن اسلام از خود مقاومت نشان نمی‏ داد، خاکریز اول به راحتی فتح شده بود و پس از آن مبانی دینی و مقدساتی که اعتقاد به ماوراء طبیعت و ارزش های معنوی را در جوامع اسلامی باعث شده‏ اند، با انواع شیوه‏ ها مورد هجوم قرار می‏ گرفت. هویت اندیشه دینی و هویت وحدت بخش امت اسلامی را همین مقدسات تشکیل می‏ دهند و با مورد تردید قرار دادن اینهاست که جهان اسلام و حرکت های اسلامی را از درون بی‏ هویت ساخته و در مقابل هجوم فرهنگ و ایدئولوژی غرب خلع سلاح می‏ کنند. امام خمینی با توجه به دلایل و واقعیت های فوق در تاریخ 25 / 11 / 1367 در ضمن چند سطر کوتاه با صدور حکم ارتداد و اعدام سلمان رشدی و ناشرین مطلع از محتوای کفرآمیز این کتاب، انقلابی دیگر برپا کرد. صفوف مسلمانان صرف نظر از مذاهب و زبان و کشورهایشان متحداً در برابر غرب ایستادند. پیامدهای این واقعه موجودیت جامعه اسلامی را به‏ عنوان یک امت واحده جلوه‏ گر ساخت و نشان داد که مسلمانان علیرغم اختلافات داخلی و مغایرتهای جانبی هرگاه بدرستی رهبری شوند می‏ توانند به ‏عنوان پیشتازان حرکت احیای ارزشهای دینی در آیندۀ جهان نقشی تعیین‏ کننده برعهده بگیرند. همچنین صدور این حکم تصور اشتباه غربی ها را در اینکه ایران با پذیرش قطعنامه از هدف های انقلابی اسلامی خود دست کشیده است، در هم ریخت.</p>
<h2 style="text-align: justify;">حوادث سالهای پایانی عمر امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">چند حادثه در این سالها اتفاق افتاد که اثر آن بر روح امام سنگینی می کرد. یکی از این حوادث، کشتار زائرین خانه خدا در مراسم حج سال 1366 بود. امام خمینی به استناد صدها آیه صریح قرآن و سیرۀ پیامبر اکرم (ص) و بزرگان دین و روایات بیشمار ائمه معصومین (ع) سخت معتقد بود که سیاست جزئی از دین است و تفکیک دین و سیاست در سده های اخیر به وسیله استعمارگران انجام گرفته و نتایج شوم این جدایی، در عالم اسلام و در بین پیروان دیگر ادیان الهی مشهود است. حضرت امام دین اسلام را آیین هدایت بشر در تمام مراحل و ابعاد و ادوار زندگی فردی و اجتماعی می دانست و از آنجا که روابط اجتماعی و سیاست جزئی تفکیک ناپذیر از حیات بشری است، از این رو در عقیدۀ امام خمینی اسلامی که صرفاً محدود در جنبه های عبادی و اخلاق فردی معرفی شود و مسلمانان را از دخالت در سرنوشت خویش و مسائل اجتماعی و سیاسی باز دارد، اسلامی تحریف شده و به تعبیر امام «اسلام امریکایی» است. او نهضت خویش را نیز بر مبنای اندیشۀ جدایی ناپذیر بودن دین و سیاست آغاز کرده و ادامه داده بود. یکی از برجسته ترین آثار امام خمینی احیای حج ابراهیمی است. بنابه نصّ آیۀ قرآن، حج کانون قیام مردم و بارزترین جلوۀ نمایش و اعلان برائت از مشرکین خوانده شده است، پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی با صدور پیام های سالانه در مراسم حج بر وجوب توجه مسلمین به مسائل سیاسی جهان اسلام و برائت از مشرکین به عنوان رکن حج، و بازگویی وظایف حجاج در این رابطه تأکید می کرد. بتدریج کنگرۀ عظیم حج شکل واقعی خویش را باز می یافت و همه ساله آیین برائت از مشرکین با حضور دهها هزار زائر ایرانی و شرکت مسلمانان انقلابی از کشورهای دیگر برگزار می شد و طی راهپیمایی باشکوهی شعارهایی دایر بر اعلان بیزاری از امریکا، شوروی و اسرائیل به عنوان نمونه های بارز شرک و کفر جهانی و دعوت مسلمانان به اتحاد سر داده می شد و همزمان در ایام حج، گردهمایی هایی برای تبادل نظر بین مسلمین و چاره جویی مشکلات آنان برگزار می گردید. تأثیر فوق العادۀ این اقدامات سبب شد تا امریکا فشار خویش را بر دولت سعودی برای جلوگیری از آن افزایش دهد. در روز جمعه، ششم ذیحجه سال 1407 ه. ق هنگامی که بیش از 150 هزار زائر در خیابان های مکه برای شرکت در مراسم برائت از مشرکین حرکت کردند، مأمورین مخفی و علنی دولت سعودی با آمادگی قبلی و مسدود نمودن محور اصلی حرکت جمعیت ناگهان با انواع سلاح های سرد و گرم به سرکوبی تظاهرکنندگان پرداختند. در این واقعه غم انگیز حدود چهار صد نفر از حجاج ایرانی، لبنانی، فلسطینی، پاکستانی، عراقی و دیگر کشورها به شهادت رسیده و حدود پنج هزار نفر مجروح و عده ای بیگناه دستگیر شدند. اکثریت شهیدان و مجروحین را زنان و سالخوردگانی تشکیل می دادند که قادر به فرار سریع از مهلکه نبودند. آنها در نهایت مظلومیت و بی دفاعی به اتهام اینکه تکبیرگویان برائت از مشرکین را اعلام می کردند به خاک و خون کشیده شده بودند و مهمتر از این، حرمت حرم امن الهی در روز جمعه در ایام مبارک حج، در ماه حرام شکسته شده بود. آثار خشم امام خمینی از این جسارت و اندوه عمیق ایشان از اینکه مصالح امت اسلامی و شرایط جهان اسلام مانع از اقدام عملی می شد، تا روزهای آخر عمر امام در کلام و پیامش آشکار بود.<br />
عکس کشتار زائزین خانه خدا</p>
<p style="text-align: justify;">جنایت بزرگ صدام در بمباران شیمیایی شهر حلبچه، کشتار بیگناهان در بمباران های وسیع مناطق مسکونی ایران و دعوت دولت های به ظاهر اسلامی از امریکا و اروپا برای گسیل ناوگانهای دریایی به خلیج فارس در حمایت از صدام، منفجر ساختن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس به وسیله نیروهای نظامی امریکا، بی تفاوتی کشورهای اسلامی در قبال تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و فجایع صهیونیست ها در این کشور، سرکوبی بیرحمانه مسلمانان به پاخاسته فلسطین در سرزمین های اشغالی و بدتر از آن رویکرد دولتهای عربی به سمت سازش با اسرائیل و دست کشیدن از هدف آزادسازی قدس و در پهنه مسائل داخلی، شرایطی که منجر به برکناری قائم مقام رهبری از سوی امام خمینی (در تاریخ 8 / 1 / 68) گردید؛ مسائل دردناکی برای امام خمینی بودند که همه عمرش را وقف خیر و صلاح امت اسلامی و قیام برای بازیابی مجد مسلمانان کرده بود.<br />
امام خمینی در سالهای آخر سعی نمود که مجموعه ارزش ها و آرمان ها و هدف هایی را که اساس نهضت برای تحقق آنها پایه ریزی شده بود، یادآوری کرده و اولویت های نظام جمهوری اسلامی و انقلاب جهانی اسلام را براساس این آرمان ها و ارزش ها ترسیم و بازگو نماید و سال قبل از رحلت خویش در تاریخ 26 بهمن 1361 وصیتنامه سیاسی ـ الهی مفصل خود را بر همین مبنا و با همین انگیزه نوشته است. این وصیتنامه پیام جاوید امام خمینی و حاوی اصول اندیشه و آرمانهای امام و راهنمای همیشگی پیروان او خواهد بود.</p>
<h2 style="text-align: justify;">مراتب علمی و تحصیلی امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی(س) به خاطر استعداد، شایستگی ها و موهبت های بی کران الهی به فراگیری بسیاری از معارف و علوم اسلامی معقول و منقول مانند فقه، اصول، فلسفه و عرفان پرداختند و در آن علوم از تخصص و مهارتهای ویژه برخوردار بودند. مراتب علمی ایشان موجب نگارش کتاب های ارزشمندی مانند تحریرالوسیله، کتاب البیع، مکاسب محرمه ، چهل حدیث، شرح دعای سحر و آداب نماز شد. علاوه بر این ایشان، استادی متبحر و توانا بودند که در حوزه علمیه قم و نجف تدریس می کردند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تدریس در حوزه علمیه قم</h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی طی سالهای طولانی به تدریس در حوزۀ علمیه قم پرداختند و چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و &#8230; تدریس کردند. شاگردان امام خمینی در حوزۀ علمیه قم به 1200 نفر هم رسیده بود که در میان آنان دهها تن از مجتهدین مسلّم و شناخته‏ شده حاضر بودند و از مکتب فقه و اصول امام خمینی بهره می‏ بردند. از برکات سالها تدریس امام خمینی تربیت صدها و بلکه هزاران عالم و فرزانه‏ ای بوده است که هر یک از آنها اینک روشنی‏ بخش حوزه ‏های دینیه ‏اند و مجتهدان و فقیهان و عرفای برجسته و مطرح امروز در حوزۀ علمیه قم و دیگر مراکز دینی در زمرۀ شاگردان مکتب آن حضرت می‏ باشند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">تدریس در حوزه علمیه نجف</h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی قریب سیزده سال به تدریس در حوزه علمیه نجف در مسجد شیخ انصاری (ره) پرداختند معارف اهل بیت و فقه را درعالی ترین سطوح تدریس نمود. سلسله درس های خارج فقه خویش را با همه مخالفت ها و کارشکنی های عناصر مغرض در آبان 1344 دراین مسجد آغاز کرد که تا زمان هجرت از عراق به پاریس ادامه داشت. مبانی متقن امام در فقه و اصول و تسلط ایشان بر رشته ‏های معارف اسلامی بدان پایه بود که پس از اندک زمانی علی‏رغم کارشکنی های مرتجعین، حوزۀ درسی ایشان به ‏عنوان یکی از برجسته ‏ترین حوزه‏ های درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیت شاگردان شناخته شد. جمع زیادی از طلاب علوم دینی ایرانی، پاکستانی، عراقی، افغانی، هندی و کشورهای حوزۀ خلیج فارس همه روزه از محضر درسی ایشان بهره می ‏بردند. علاقه ‏مندان به امام در حوزه ‏های علمیه ایران قصد هجرت دسته‏ جمعی به نجف را داشتند که با توصیه امام خمینی مبنی بر لزوم پایداری و حفظ حوزه‏ های ایران، عملی نشد. و در نجف بود که برای نخستین بار مبانی نظری ولایت فقیه را در چندین جلسه تدریس نمودند.</p>
<h2 style="text-align: justify;">فعالیت های علمی امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">پس از رحلت آیت الله العظمی حائری یزدی تلاش امام خمینی به همراه جمعی دیگر از مجتهدین حوزه علمیه قم به نتیجه رسید و آیت الله العظمی بروجردی (ره) به عنوان زعیم حوزۀ علمیه عازم قم شد. امام خمینی که حفظ کیان حوزه ها و اقتدار روحانیت و زعامت دینی را تنها پناهگاه مردم می دانست، همواره علم و فضل و تلاش خویش را در خدمت به تحکیم حوزۀ تازه تأسیس علمیه قم به کار گرفت و با وجود برخی اختلاف نظرها به عنوان مدافعی دلسوز در کنار آیات عظام حائری و بروجردی ـ اعلی الله مقاماتهما ـ باقی ماند.</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی در نجف نیز علیرغم مخالفت ها و کارشکنی ها و زخم زبانهای روحانی نمایان که امام با همه صبر و بردباریش از آن به تلخی تمام یاد کرده است به اصلاح و تغییر تدریجی حوزه علمیه نجف پرداخت تا شرایط تربیت و آموزش نسلی که پیام و آرمان او را درمی یابد، فراهم آورد.<br />
کتابخانه چندرسانه ای</p>
<p style="text-align: justify;">تالیفات امام<br />
تقریرات امام<br />
صحیفه امام</p>
<h2 style="text-align: justify;">مطالعات و فراگیری علوم غیر حوزوی امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی به رشته‏ های مختلف علاقه‏ مند بودند. اساتید امام خمینی در ریاضیات و هیئت و فلسفه مرحوم حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکمی یزدی بودند. عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شیخ محمدرضا مسجدشاهی اصفهانی و عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیت ‏الله آقا میرزا محمدعلی شاه‏ آبادی ـ اعلی ‏الله مقاماتهم ـ آموختند و با آیت ‏الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی نیز مأنوس بودند.</p>
<p style="text-align: justify;">امام خمینی به رشته‏ های مختلف علاقه‏ مند بودند. از این رو به فراگیری علوم مختلف پرداختند. اساتید امام خمینی در ریاضیات و هیئت و فلسفه مرحوم حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و ادامه همین دروس به اضافه علوم معنوی و عرفانی نزد مرحوم آقا میرزا علی اکبر حکمی یزدی بودند. عروض و قوافی و فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شیخ محمدرضا مسجد شاهی اصفهانی و عالی ترین سطوح عرفان نظری و عملی را به مدت شش سال نزد مرحوم آیت‏ الله آقا میرزا محمدعلی شاه‏ آبادی ـ اعلی‏ الله مقاماتهم ـ آموختند و با آیت‏ الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی نیز مأنوس بودند.<br />
کتابخانه چند رسانه ای</p>
<p style="text-align: justify;">حدیث بیداری</p>
<h2 style="text-align: justify;">آثار علمی امام خمینی</h2>
<p style="text-align: justify;">آثار علمی امام خمینی شامل ده ها کتاب و اثر گرانبها از امام خمینی در مباحث اخلاقی، عرفانی، فقهی، اصولی، فلسفی، سیاسی و اجتماعی است. برخی از تألیفات امام خمینی به زبان عربی نوشته شده و برخی نیز فارسی می‏ باشند.<br />
علاوه بر تألیفات علمی، مجموعه درس های ایشان که توسط شاگردانش گردآوری شده اند تحت عنوان تقریرات امام خمینی، آثار شفاهی و مکتوب سیاسی و اجتماعی ایشان شامل؛ نامه ها، اجازه نامه های شرعی، تلگراف ها و نامه های سیاسی و اجتماعی، احکام و فرامین، پیام ها، سخنرانی ها، مصاحبه ها و گفتگوها که در مجموعه 22 جلدی صحیفه امام گردآوری شده اند، مجموعه سروده ها شامل؛ غزلیات، رباعیات، قصاید، مسمط ها و دوبیتی های عرفانی که در کتابی با عنوان دیوان امام منتشر شده است و بازنویسی و استنساخ تعدادی از رساله‏ های علمی اندیشمندان ـ که نسخه‏ های منحصر به فرد داشته و هنوز چاپ نشده بودند ـ با خطی زیبا آثاری است که از ایشان به یادگار مانده است.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع : پرتال امام خمینی</p>
<p>نوشته <a href="https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/">زندگی نامه امام خمینی</a> اولین بار در <a href="https://deednews.ir">دید نیوز ندای مهدویت</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://deednews.ir/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران</title>
		<link>https://deednews.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://deednews.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[KaLAM-Hagh-110]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Mar 2023 14:16:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تاریخچه انقلاب اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ولایت]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب اسلامی ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ انقلاب اسلامی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://deednews.ir/?p=378</guid>

					<description><![CDATA[<div style="margin-bottom:20px;"><img width="650" height="262" src="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/تاریخچه-پیروزی-انقلاب-اسلامی-ایران.jpg" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="تاریخچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/تاریخچه-پیروزی-انقلاب-اسلامی-ایران.jpg 650w, https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/تاریخچه-پیروزی-انقلاب-اسلامی-ایران-300x121.jpg 300w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /></div>
<p>در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a href="https://deednews.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">تاریخچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران</a> اولین بار در <a href="https://deednews.ir">دید نیوز ندای مهدویت</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div style="margin-bottom:20px;"><img width="650" height="262" src="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/تاریخچه-پیروزی-انقلاب-اسلامی-ایران.jpg" class="attachment-post-thumbnail size-post-thumbnail wp-post-image" alt="تاریخچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران" decoding="async" loading="lazy" srcset="https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/تاریخچه-پیروزی-انقلاب-اسلامی-ایران.jpg 650w, https://deednews.ir/wp-content/uploads/2023/03/تاریخچه-پیروزی-انقلاب-اسلامی-ایران-300x121.jpg 300w" sizes="(max-width: 650px) 100vw, 650px" /></div><p style="text-align: justify;">در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.</p>
<p style="text-align: justify;">نهضت اسلامی ایران در سال 1341 با اعتراض شدید حضرت امام خمینی و روحانیت پیشرو به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و آنچه که محمدرضا شاه آن را انقلاب سفید شاه و ملت می‌خواند شروع شد. در این لایحه، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسمانی آورده شد و به زنان نیز حق رأی داده شد. پس از آن محمدرضا پهلوی، لوایح ششگانه‌ای را طرح و در یک رفراندوم نمایشی به تصویب رساند. امام خمینی و مراجع قم نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">در دوم فروردین 1342 مجلسی که به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) تشکیل شده بود با حمله مزدوران ساواک رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم به خاک و خون کشیده شد و عده‌ای از طلاب شهید و مجروح شدند. حادثه مدرسه فیضیه قم، روحانیت و مردم را مصمم‌تر نمود و حضرت امام در سخنرانی تاریخی خود در عاشورای همان سال به شاه و آمریکا و اسرائیل حمله شدیدی کردند.</p>
<p style="text-align: justify;">به دنبال این سخنرانی مهم و تاریخی، عوامل رژیم، حضرت امام را در شب 15 خرداد 1342 دستگیر و به تهران منتقل کردند. با اعلام این خبر در شهرهای مختلف، تظاهرات عظیمی بر پا شد و رژیم پهلوی دستور سرکوب این قیام را داد. در قیام تاریخی پانزده خرداد 1342 که نقطه عطفی در ابتدای نهضت اسلامی بود، هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.</p>
<p style="text-align: justify;">حضرت امام در 18 فروردین 1343 آزاد شدند و از همان ابتدای آزادی به سخنرانی و مبارزه علیه رژیم ادامه دادند. ایشان که از ابتدای جوانی شعار قرآن &#8221; قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی &#8221; را سرلوحه کار خویش قرار داده و تنها راه اصلاح در جهان را قیام لله می‌دانستند، در تاریخ 4 آبان 1343 در واکنش به تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) طی یک سخنرانی سرنوشت ساز در مسجد اعظم قم به افشاگری شدید اللحنی علیه رژیم پرداخته و کاپیتولاسیون را عامل بردگی ایرانیان و ناقص استقلال کشور و مایه ننگ رژیم پهلوی دانستند.</p>
<p style="text-align: justify;">وقایع و روند انقلاب مؤید آن است که می باید [به دنبال مرگ مشکوک آقا مصطفی&#8221;(ره)&#8221;] قیام 19 دی مردم قم در اعتراض به نگارش مقالۀ توهین آمیزی که در روزنامۀ اطلاعات 17 دی ماه 56 به چاپ رسید را نقطۀ آغاز انقلاب ذکر کرد و وقایع بعدی را می توان حلقه های اصلی این واقعه پنداشت. ماهیت سازمان دهندگان، مکانهای سازماندهی تظاهرات، شعارها و فاصلۀ زمانی خاص بین اعتراضات، همگی این موضوع را تأیید می کنند. مقالۀ مذکور که بعد از سفر کارتر به ایران و تأکیدات او مبنی بر حمایت از شاه و ابراز حق شناسی و دوستی عمیق با وی نگاشته شد. با دستور ساواک و با این هدف انتشار یافت که آیت الله خمینی را که همچنان در نجف علیه رژیم فعالیت می کرد، از صحنه خارج کند. لذا در این مقاله که تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» منتشر شد با بیانی بسیار تحقیر کننده از آیت الله خمینی با القابی نظیر «سمبل ارتجاع سیاه»، «عامل استعمار»، «غیر ایرانی» و «سید هندی مرتبط با انگلستان» یاد شده بود.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد علت نگارش چنین مقاله ای باید کمی به گذشته برگشت و تحولات سال قبل آن را مرور کرد. از اواسط سال 1355 شاه تحت فشار افکار عمومی جهان مبنی بر عدم رعایت حقوق بشر در ایران از شدت اختناق و سرکوب کاست و فضای سیاسی را باز نمود البته در ایجاد فضای باز سیاسی علاوه بر تحولات بین المللی (مانند پیروزی کارتر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا) تحولات اجتماعی سیاسی جامعه و وضعیت جسمانی خود شاه نیز مؤثر بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">هر چه شاه در تداوم سیاست جدید خود مبنی بر رعایت حدود فضای باز سیاسی پیشتر می رفت، مخالفان سیاسی رژیم اعم از: نیروهای مذهبی، ملی و چپگرا، میدان و فرصت بیشتری برای فعالیت پیدا می کردند. محافل، مساجد، تکایا و هسته های حزبی به کانونهای علنی مخالفان سیاسی رژیم تبدیل شد که برخی روحانیون و روشنفکران نیز جزء این مخالفان محسوب می شوند. در دوران اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم شاه، چند حادثه به گسترش دامنۀ مبارزات و تعمیق آن کمک مؤثری کرد. فوت مشکوک دکتر علی شریعتی، نامه های سرگشادۀ برخی رهبران سیاسی مخالف به شاه، اعلامیه های علما در مخالفت با عملکرد شاه، تظاهرات دانشجویان ایرانی در امریکا به هنگام مسافرت شاه به آن کشور و مهمتر از همه رحلت مشکوک آیت الله مصطفی خمینی در اول آبان 1356 از جمله عوامل مهمی بودند که شرایط ذهنی مناسبی را در جامعه ایجاد کردند. اما رحلت مشکوک فرزند امام خمینی در پیروان امام و تودۀ مردم مسلمان انزجار شدیدی از رژیم ایجاد کرد؛ زیرا آنان رژیم، در نهایت شاه و ساواک را مسئول اصلی قتل وی معرفی می کردند. البته چنین تحلیلی مبتنی بر عملکردهای نادرست ساواک در قتل مرموز چهره های مخالف در گذشته بوده است. چنین ذهنیتی با فوت مشکوک دکتر علی شریعتی در خرداد سال 1356 در مردم پیدا شد و با رحلت حاج مصطفی به قطعیت رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">مجلس ترحیم ایشان در شهرهای مختلف ایران بویژه تهران و قم، به مجلس تجلیل از امام خمینی و کانون مخالفت علنی با رژیم تبدیل شد این نوع مجالس ترحیم نه تنها از طرف روحانیون بلکه از جانب نیروهای روشنفکر مخالف نیز برگزار گردید. در واقع این مجالس ترحیم عامل وحدت بخش نیروهای مخالف در سراسر کشور شد و این مهم را به مخالفان سیاسی فهماند که کانونها و راهکارهای سنتی که رژیم تسلط بسیار کمی بر آنها دارد بهتر از احزاب سیاسی و قانونی می تواند به اهداف نزدیک کند. به علت کارآمد نبودن راهکارهای رسمی و نهادهای قانونی و سیاسی برای ابراز مخالفت، برخی نهادهای سنتی این وظیفه را انجام دادند. این امر سبب گسترش دامنۀ نفوذ دست اندرکاران و گردانندگان چنین نهادهایی شد. در یکی از مجالس ترحیم مصطفی خمینی در تهران، عنوان «امام» از جانب واعظ مجلس، حسن روحانی، برای اولین بار به رهبر در تبعید نهضت، داده شد. این عنوان اندکی بعد به بارزترین مشخصۀ رهبری امام خمینی تبدیل شد. رحلت آیت الله مصطفی خمینی نفوذ اجتماعی و سیاسی علما را بار دیگر به معرض نمایش گذاشت و تعلل در مبارزه با روحانیون را برای شاه جایز نساخت. احسان نراقی به نقل از یکی از مسئولان ساواک می گوید: که شاه به دنبال این وقایع دستور نگارش مقاله علیه خمینی را داد.</p>
<p style="text-align: justify;">بعد از گذشت چند ماه از واقعۀ رحلت فرزند امام، رژیم اشتباه سیاسی تاریخی خود را در نوشتن مقالۀ مذکور مرتکب شد که این اشتباه نقطه عطفی در تعمیق گسترش نهضت اسلامی گشت. مقاله با عنوان توهین آمیز «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم رشیدی مطلق و به مناسبت روز کشف حجاب و نزدیکی سالگشت انقلاب سفید در 17 دی ماه 1356 در روزنامۀ اطلاعات چاپ و منتشر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">در مورد نویسندۀ مقاله بین صاحبنظران اتفاق نظر وجود ندارد و با این همه بر سر اینکه احمد رشیدی مطلق، اسمی مستعار است تقریباً از همان روزهای اول وحدت نظر وجود داشت. در فهرست احتمالی نویسندگان، اسامی داریوش همایون (وزیر اطلاعات و جهانگردی کابینۀ جمشید آموزگار) فرهاد نیکوخواه، پرویز نیکخواه، امیر عباس هویدا در ساواک دیده شد. لازم به ذکر است که در این مقطع ساواک بر مطبوعات نظارت کامل داشت و بدون اجازۀ آن سازمان، مطالبی به این مهمی اجازه چاپ نداشت.</p>
<p style="text-align: justify;">با توزیع روزنامۀ اطلاعات در شهر قم خبر اهانت به امام و روحانیون به سرعت در محافل علمی و مذهبی حوزه پیچیده طلاب حوزۀ علمیه این خبر تازه را به اطلاع اساتید و فضلای حوزه رساندند. صبح روز هیجدهم دی ماه کلاس درس حوزه به طور هماهنگ تعطیل و حدود 200 نفر از طلاب با راهنمایی مدیران مراسم از جلوی مدرسه خان به سوی منازل آیات عظام راهپیمایی نمودند. به هر حال راهپیمایان حرکت به سوی بیت آیات عظام و اساتید حوزه را آغاز کردند. تظاهرات عصر روز نوزدهم به خشونت گرایید و تعدادی کشته و تعدادی دیگر نیز زخمی شدند. ظاهراً درگیری پراکنده و شلیک تیرهای هوایی تا پاسی از شب ادامه یافت اما رژیم به سرعت کنترل شهر را در دست گرفت. در مجموع در واقعۀ 19 دی، 7 نفر به شهادت رسید و حدود 16 &#8211; 13 نفر نیز زخمی شدند. این واقعه سرآغاز تظاهراتی بود که هر چهل روز یکبار به رسم شیعیان برای یادبود شهدای تظاهرات قبل برپا می شد و هر بار با کشته شدن عده ای دیگر مراسم یادبود آنها در چهل روز بعد حوادث تازه پدید می آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس از حادثۀ قم که خبر آن همان روز (18 دی ماه 1356) به نجف رسید، آیت الله خمینی در کوبنده ترین پیام خود پس از تبعید از کشور به رژیم هشدار داد و به طور آشکار آنها را به مبارزه طلبید. قیام 19 دی و تبعات آن نقش مهمی در رادیکالیزه و توده ای کردن فرایند بسیج و تسریع حضور مردم و روحانیت در عرصۀ کارزار سیاسی داشت. در مراسم چهلمین روز کشتار مردم در 29 بهمن 56 بازارهای اصلی و دانشگاهها بسته شد، روحانیون در شهرهای بزرگ مراسم یادبود برپا کردند و در دوازده شهر تظاهرات آرامی برگزار شد اما در تبریز به دنبال تیراندازی یک افسر پلیس به سوی یک نوجوان و کشته شدن او، تظاهرات به خشونت کشیده شد. در تبریز هزاران تن به خیابانها ریختند و با سر دادن شعارهایی علیه رژیم و به طرفداری از آیت الله خمینی، سینماها و مشروب فروشیها را در هم کوبیدند و به بانکها و ساختمانهای دولتی حمله کردند و خساراتی را بر آنها وارد ساختند، چند قرارگاه پلیس، محل حزب رستاخیز نیز مورد تهاجم قرار گرفت و در زدوخورد بین مردم و نیز نیروهای انتظامی عدۀ زیادی کشته و مجروح شدند.</p>
<p style="text-align: justify;">در 10 فروردین 57، بزرگداشت چهلم شهدای قیام تبریز در 15 شهر برگزار شد و در برخی شهرها همچون یزد حملۀ پلیس به کشته شدن تعدادی انجامید. مراسم چهلم بعدی در 20 اردیبهشت 57 منجر به تظاهرات خشونت آمیز در 24 شهرستان و لغو دیدار شاه از اروپای شرقی شد. شعار مشترک همه این تظاهرات «مرگ بر شاه»، «درود بر خمینی»، و «زنده باد شهدای قم و تبریز» بود. سولیوان سفیر امریکا در ایران در مورد این وقایع می نویسد:</p>
<p style="text-align: justify;">مراسم چهلم شهیدان و تظاهراتی که هر چهل روز یکبار به این مناسبت بر پا می شد در آغاز کاملاً رنگ مذهبی داشت و گروههای سیاسی مخالف اعم از لیبرالها و سوسیالیستها و دموکراتها یا کمونیستها در آن نقش نداشتند برخی از این گروهها چنان تحت مراقبت و کنترل ساواک بودند که فعالیت علنی آنها امکانپذیر نبود به همین جهت و با توجه به رنگ مذهبی تظاهرات ضد رژیم بسیاری از ناظران سیاسی آن را خطری جدی برای رژیم تلقی نمی کردند و به طور کلی کمتر کسی رژیم شاه را در معرض یک خطر جدی از داخل یا خارج می دید.</p>
<p style="text-align: justify;">شاه در این زمان سعی کرد اقداماتی نیز برای جلب نظر مذهبیون صورت دهد، از جملۀ آنها ارسال تعدادی زیادی عکس بزرگ شاه در لباس احرام (پوشش زایران مکه) به وزارتخانه و سازمانهای دولتی بود. در خرداد ماه 57 به اتفاق ملکه و گروهی از درباریان به شهر مشهد رفت تا در مقابل دوربین تلویزیون به زیارت مرقد امام رضا (ع) بپردازد. شاه برای فرو نشاندن ناآرامی و تظاهرات روزافزون، در 28 تیرماه 1357، سپهبد نصیری رئیس ساواک را از کار بر کنار کرد، ولی انتصاب وی به عنوان سفیر کبیر در پاکستان، مانوری فریب دهنده تلقی شد. در این مرحله که آن را می توان مرحلۀ اول انقلاب دانست تظاهرات گسترش یافت و بتدریج ائتلافی غیر رسمی بین روحانیون و روشنفکران و بازار شکل گرفت و فعالیتهای انقلابی به شهرهای مختلف گسترش یافت شمار فعالیتهای ضد دولتی سه برابر و تعداد مخالفان فعال چهار برابر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">مرحلۀ دوم انقلاب که از آن می توان به عنوان مرحلۀ تظاهرات توده ای یاد کرد از 15 مرداد ماه با شروع ماه رمضان آغاز شد. در این ماه حوزه های علمیه بنا به سنت دیرین تعطیل شد. روحانیون مدارس دینی نیز برای تبلیغ، راهی مناطق مختلف حتی روستاهای دور دست شدند. اغلب روحانیون خاصه طلاب جوان حاملان پیام انقلاب بودند. رژیم شاه از اقدامات احتمالی و نقش اینان در بسیج سیاسی و سازماندهی مردم کمابیش آگاهی داشت اما با توجه به تعداد فراوان طلاب مبلّغ و پراکندگی جغرافیایی آنها قادر به واکنش لازم نبود.</p>
<p style="text-align: justify;">روز پانزدهم مرداد ماه، همزمان با ماه مذهبی رمضان حرکتهای مخالف رژیم اوج تازه ای یافت و روحانیون با استفاده از اجتماعات مذهبی، حرکت منظم و گسترده ای در سرتاسر کشور به وجود آوردند. روز بیستم مردادماه، اصفهان شاهد تظاهرات و درگیریهای بی سابقه ای شد که به برقراری حکومت نظامی در آن شهر منجر گشت. روز 29 مرداد ماه آتش سوزی مهیبی در سینما رکس آبادان روی داد که در نتیجۀ آن صدها نفر کشته شدند، در این ماجرا مردم، ساواک را مسئول آتش سوزی دانستند.</p>
<p style="text-align: justify;">روز اول شهریور ماه 57 آموزگار تحت فشار فزاینده، تصمیم به استعفا گرفت و شریف امامی به مقام نخست وزیری منصوب شد و برنامۀ دولت خود را آشتی ملی و احترام به شعایر مذهبی و اصول قانون اساسی و مبارزه با فساد اعلام داشت و در اولین قدم، تاریخ شاهنشاهی را که از سه سال قبل جانشین تاریخ هجری شمسی شده بود، منسوخ و تاریخ مذکور را مجدداً به عنوان تاریخ رسمی کشور اعلام نمود. وی دستور بستن کازینوها و مراکز فساد را صادر و تشکیل احزاب قانونی را آزاد اعلام کرد و سیستم تک حزبی را با انحلال حزب رستاخیز در ایران عملاً منسوخ نمود. تعدادی از زندانیان از جمله آیت الله طالقانی و منتظری را آزاد نمود اما همه این اقدامات به عقب نشینی دولت در مقابل خواسته های مردم تعبیر شد. مهمترین اقدام دولت وی که حرکتهای مخالف رژیم را به سرعت گسترش داد، آزادی مطبوعات بود که ناگهان با انتشار عکسهای بزرگی از آیت الله خمینی، به نقل گزارشهای مربوط به اقدامات و سخنان ایشان پرداختند. در دومین هفتۀ حکومت شریف امامی، مراسم نماز عید فطر با حضور جمعیت انبوهی در تپه های قیطریه تهران برگزار شد و بعد از برگزاری نماز، جمعیت به طرف [مرکز] شهر به راه افتاد. این راهپیمایی با وسعت بیشتری در روز شانزدهم شهریور ماه ادامه یافت و در جریان آن شعارهای تند علیه رژیم داده شد. در پایان این راهپیمایی برای تداوم حرکت از مردم خواسته شد تا صبح روز بعد که مصادف با جمعه بود اجتماع دیگری در میدان ژاله بر پا نمایند. شاه که از گسترش تظاهرات نگران بود از دولت خواستار مهار این حرکتها شد و دولت، حکومت نظامی را در تهران و یازده شهر دیگر اعلان کرد ولی این تصمیم، صبح روز بعد (17 شهریور) که اکثر مردم بدون اطلاع از برقراری حکومت نظامی از خانه خارج شده بودند، اعلام گردید و نظامیان در مواجهه با اجتماع مردم در میدان ژاله (در شرق تهران) به سوی آنان آتش گشودند و در درگیری نزدیک به دو ساعت، صدها نفر در خاک و خون غلتیدند. این فاجعه یکی از وقایع مهم دوران انقلاب بود که موج اعتصابات و تظاهرات وسیعتری را به دنبال داشت و انعکاس آن در سطح جهانی، موقعیت بین المللی رژیم را به شدت تضعیف کرد. بعد از 17 شهریور، مقطع جدیدی در مبارزه آغاز گردید که بتدریج با اعتصابات عمومی همراه است و با گسترش تظاهرات مبارزه عمق بیشتری پیدا می کند.</p>
<p style="text-align: justify;">نخستین اعتصابات بزرگ، دو روز بعد از فاجعۀ میدان ژاله (که پس از آن حادثه میدان شهدا نام گرفت) در پالایشگاه نفت تهران آغاز گردید و بتدریج سایر واحدهای تولیدی و صنعتی و سازمانهای دولتی بخصوص صنایع نفت جنوب را در برگرفت. تا این زمان هنوز علایم وضعیت انقلابی تمام عیار در جامعه دیده نمی شد. در جبهۀ مخالف با وجود افزایش علایم نارضایی و گسترش مخالفتها و افزایش مخالفان هنوز نیرویی که بتواند رژیم را تهدید اساسی کند، وجود نداشت. مخالفان و ناراضیان پراکنده بودند، رهبری متحد نداشتند، در نیروهای مسلح نیز اثری از ضعف و فتور مشهود بود.</p>
<p style="text-align: justify;">در مهرماه 57 امام خمینی از نجف به پاریس هجرت کرد و سرفصل نوینی در رهبری جنبش انقلابی و بسیج توده ها باز شد. بر عکس تصورات شریف امامی که گفت آیت الله در پاریس به کلی فراموش خواهد شد، ایشان در مرکز توجه مطبوعات محافل سیاسی جهان قرار گرفت و با رادیو و تلویزیونهای دنیا تماس روزانه برقرار کرد. چهرۀ عجیب و استثنایی این مرد روحانی که در زیر درختی در حومۀ پاریس نشسته و با سخنان دلنشین خود بر ضد شاه از هزاران کیلومتر آن طرفتر انقلاب را رهبری می کرد، توجه همه جهانیان را به خود جلب کرده بود ، همین امر به یکباره او را به یک چهرۀ بین المللی تبدیل کرد که طرفداران او در ایران نه فقط به وسیلۀ تلفن و رابطینی که مرتباً بین تهران و پاریس در حرکت بودند، بلکه به وسیلۀ رادیوها و مطبوعات و خبرگزاریهای بین المللی از نظریات و دستورالعملهای روزانه او آگاه شدند. در طول آبان ماه آیت الله خمینی، بر پافشاری خود برای سرنگونی رژیم افزود و با بلندتر شدن صدای او که در سراسر جهان به گوش می رسید صدای نیروهای میانه رو در ایران ضعیف و ضعیفتر شد و در این میان شریف امامی بیهوده می کوشید تا وی را از ادامۀ مبارزه با شاه منصرف کند. روز 13 آبان ماه دانشگاه تهران شاهد گسترده ترین تظاهرات دانشجویان بود. در این تظاهرات، تیراندازی از طرف مامورین حکومت نظامی آغاز شد و چون قبلاً دربهای دانشگاه بسته شده بود راه فرار برای دانشجویان نبود و در نتیجه عدۀ زیادی مضروب و بسختی مجروح گردیدند و چند نفر نیز کشته شدند.</p>
<p style="text-align: justify;">همان طور که ذکر شد ویژگی عمدۀ این مرحله استفاده از روش مقاومت بدون خشونت و راه اندازی اعتصابات بود. اعتصاب، کارمندان دولت و کارگران بخش خصوصی را به انقلاب کشاند. با آغاز سال تحصیلی مدارس و دانشگاهها، دانش آموزان، دانشجویان و اساتید نیز به جرگۀ اعتصابیون پیوستند خواسته های کارمندان اعتصابی به سرعت از تقاضاهای صنفی و افزایش حقوق به خواسته های سیاسی و انجام اصلاحات ارتقا یافت. در اوایل آبان 57 اعتصاب به حیاتی ترین بخش اقتصادی کشور یعنی صنایع نفت نیز سرایت کرد و شیرازه اقتصادی امور را از هم گسست.</p>
<p style="text-align: justify;">حکومت هفتاد روزۀ شریف امامی روز پانزدهم آبان ماه با شکست و ناکامی کامل از انجام مأموریتی که به عهده گرفته بود، خاتمه یافت و شاه با برکناری او، در ادامه سیاستهای پرنوسان خود، ژنرال «غلامرضا ازهاری» فرماندۀ گارد شاهنشاهی را به نخست وزیری منصوب کرد. شاه هنگام اعلام تعیین دولت نظامی، نطق ملتمسانه ای به صورت پیام رادیو و تلویزیونی ایراد کرد و اظهار داشت: من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم و آنچه را که شما برای به دست آوردن آن قربانی داده اید، تضمین می کنم. آیت الله خمینی متعاقب روی کار آمدن دولت نظامی از مردم خواست تا سقوط رژیم به مبارزۀ خود ادامه دهند. ازهاری ابتدا یک کابینۀ تمام نظامی تشکیل داد و مخالفان را مرعوب کرد ولی این ترس و وحشت با روش ملایم او در حکومت فرو ریخت و دولت وی بتدریج به یک دولت غیر نظامی مبدل شد. آیت الله خمینی از همان روز نخست دولت نظامی شاه را به استهزا گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">دولت ازهاری برای جلب رضایت مردم بعضی از مقامات مهم سابق رژیم مانند هویدا و نصیری را بازداشت کرد. از سوی دیگر، برخی رهبران جبهۀ ملی مانند سنجابی و فروهر دستگیر شدند تا مخالفان نیز حساب کار خود را بکنند. دولت نظامی علاوه بر سیاست متزلزل شاه از یک ضعف درونی رنج می برد و آن وضع نیروهای مسلح ایران بود که در سطوح پایین تر عدم رضایت حکمفرما بود و در رویارویی با مردم کشور خود و تیراندازی به سوی هموطنان، نمی توانستند تابع مقررات خشک نظامی باشند. با فرمان آیت الله خمینی از اواخر آذرماه فرار و غیبت از خدمت در پادگانهای نظامی آغاز شد و آنها هم که ترک خدمت نکردند، در موج فزایندۀ تظاهرات مخالف بتدریج روحیه و توان مقاومت خود را از دست دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">طی ماه محرم (آذر و دی) تظاهرات خشونت آمیز ابعاد گسترده تر می یافت. ازهاری از مأمورین حکومت نظامی خواست شدت عمل نشان دهند و متقابلاً آیت الله خمینی از مردم خواست تا پیروزی خون بر شمشیر، نهضت را ادامه دهند و در مصاحبه ای با بی بی سی اظهار داشت:</p>
<p style="text-align: justify;">هیچ راه حلی جز سرنگونی رژیم پهلوی را نخواهد پذیرفت و پس از سرنگونی پهلوی، حکومت جمهوری اسلامی را در ایران مستقر خواهد کرد. در اولین شب ماه محرم، مردم تهران و دیگر شهرها به بالای بام منازل خود رفتند و با سردادن شعارهای سیاسی و بانگ « الله اکبر» به شکل تازه ای اعتراض خود را نشان دادند. در تهران هزاران نفر ساعات منع عبور را نادیده گرفتند و در خیابانها به تظاهرات پرداختند. نظامیان پس از شلیک هوایی، مردم را به گلوله بستند و تعداد زیادی کشته شدند. با نزدیک شدن تاسوعا و عاشورا (سال روز شهادت امام سوم شیعیان) درگیریهای شبانه کمتر شد و دولت نظامی کاهش تظاهرات را به حساب خود گذاشت و از شدت خشونتها کاست و برای ارائۀ حسن نیت خود، سنجابی و فروهر و 470 تن از زندانیان سیاسی را آزاد کرد و تصمیم گرفت برای جلوگیری از برخوردهای خونین، تظاهرات دو روز تاسوعا و عاشورا را آزاد بگذارد. راهپیمایی تاسوعا و عاشورا از لحاظ عظمت، انضباط و یکپارچگی شرکت کنندگان نمونه و بی سابقه بود و نتایج فوری و تعیین کننده ای داشت که اهم آن شکست دولت نظامی و ناتوانی آن در امور مملکت، یکپارچگی گروههای سیاسی اعم از ملی و مذهبی و تأیید رهبری آیت الله خمینی بود. با روی کار آمدن ازهاری، سانسور مطبوعات مجدداً برقرار شد و با تهدید اعتصاب کنندگان، اعتصابات کارکنان صنایع نفت و بازار شکسته شد. در پایان این مرحله رهبری جنبش یکدست شد و گروههای ملی و مذهبی همچون (جبهه ملی و نهضت آزادی) به رهبری امام خمینی تمکین کرده بودند. بدین ترتیب راه حل میانی بین حکومت اسلامی و رژیم سلطنتی از بین رفته بود. در دی ماه 57 با استعفای ازهاری و روی کار آمدن بختیار مرحله جدیدی که از آن می توان به عنوان حاکمیت دوگانه یاد کرد در کشور آغاز می شود.</p>
<p style="text-align: justify;">سیاست مشت آهنین یا شدت عمل، که در مراحل اولیۀ بحران مورد حمایت جناحی از رهبران امریکا بود، در این مرحله کارساز به نظر نمی رسید. شدت عمل در برابر مخالفان احتمالاً به یک جنگ داخلی می انجامید و بهانه ای برای مداخلۀ شوروی فراهم می ساخت، دخالت نظامی امریکا برای حفظ رژیم شاه هم امری غیر محتمل بود. در این مرحله خطرناک امریکا نیروی خود را صرف یافتن یک راه حل میانه و تشکیل یک حکومت ائتلاف ملی با شرکت عناصری از جبهۀ ملی و مخالفان معتدل رژیم نمود. شاه که تصور می کرد با تشکیل یک دولت غیر نظامی به ظاهر ملی گرا می تواند اوضاع را تحت کنترل بگیرد، شاپور بختیار یکی از اعضای جبهۀ ملی را جانشین غلامرضا ازهاری ـ چهرۀ خشن و نظامی ـ نمود. بختیار بعد از رسیدن به نخست وزیری دست به یکسری اقدامات اصلاح طلبانه زد تا با این وسیله اعتماد مخالفین حکومت را جلب نماید. وی در حالی که عکسی از دکتر مصدق را پشت سر خود نگه می داشت، از فعالیتهای خود در جبهۀ ملی سخن می گفت و به ملت قول داد که شاه بزودی برای گذراندن تعطیلات، کشور را به مقصد یک کشور اروپایی ترک خواهد کرد و حکومت نظامی مستقر در شهرهای کشور بویژۀ تهران که مردم را به شدت رنجور ساخته بود، ملغی می شود؛ انتخابات آزاد سراسری که همیشه خواست ملت ایران بود، برگزار خواهد شد؛ یکسری از رجال سیاسی دوران پهلوی که در میان مردم جزء چهره های منفور بودند، زندانی و در مقابل، بسیاری از زندانیان سیاسی که اغلب مذهبیون و ملی گراها بودند، آزاد می شوند؛ به مردم قول داد سازمان جاسوسی شاه (ساواک) را که ابزار ترور و شکنجه حکومت بود، منحل نماید؛ کل داراییهای بنیاد پهلوی که تحت پوشش یک مؤسسۀ خیریه، پشتوانه قدرتمندی برای شاه و اطرافیانش به حساب می آمد را ضبط و از همه مهمتر اعلام نمود که امام خمینی به عنوان روحانی عالی رتبۀ مذهبی می تواند به وطن باز گردد. در حوزۀ سیاست خارجی نیز نخست وزیر جدید قرارداد هفت میلیارد دلاری اسلحه را لغو نمود، فروش نفت به دو کشور نژادپرست آفریقای جنوبی و اسرائیل را ممنوع کرد و همچنین اعلام نمود که از پیمان سنتو خارج خواهد شد و دیگر ایران نقش ژاندارم منطقه را نخواهد داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">اما رهبران مذهبیون از جمله امام خمینی چندان توجهی به وعده های نخست وزیر شاه نکردند و بر مبارزۀ اصولی و قاطع تا براندازی کامل حکومت وی اصرار ورزیدند. بختیار نیز در مقابل بلافاصله شورای سلطنت جهت ادارۀ امور تشکیل داد و هشدار نمود هر کس یا هر گروهی که قصد تعرض به حکومت را بنماید با مشت آهنین روبه رو خواهد شد. همچنین اعلام نمود قصد ما ایجاد حکومت مشروطه است که حق و حقوق ملت بدرستی رعایت گردد، اما علی رغم این سخنان رهبران مذهبی بویژه امام خمینی شدیداً بر مبارزه علیه حکومت شاه و بختیار اصرار داشتند. ناگفته نماند، موضع گیری رهبران جبهۀ ملی که بختیار نیز عضوی از آن به شمار می رفت بسیار حائز اهمیت بود. سنجابی (رهبر جبهۀ ملی) به همراه تعدادی دیگر از رهبران جبهۀ ملی همانند داریوش فروهر، بختیار را از حزب اخراج نمودند و این جبهه اعلام داشت تنها با تشکیل یک دولت انقلابی است که می توان گفت ملت به حقوق خود رسیده و دولت آشتی ملی محلی از اعراب ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">در این مقطع امام خمینی در پیامهای پیاپی، ملت را به مبارزه فراگیر علیه رژیم فراخواند و به تبع دستورات ایشان، اعتصابات گسترده که از ماههای قبل شروع شده بود با شدت بیشتری ادامه پیدا کرد. به صورتی که کل دستگاههای کشور به دلیل نبود امکانات سوختی و نیروی انسانی فلج گردید. ارتش که نقطۀ قوت دولت بختیار بود، همچنان در حالت منفعلانه باقی ماند، البته در پی اعتصاب و تظاهراتهای خیابانی مردم، اختیار و توان خود را از دست داده بود و همه روزه شاهد فرار روزافزون سربازان و درجه داران از سربازخانه ها بود، فرماندهان ردۀ میانی ارتش نیز انگیزۀ خود برای حفاظت از رژیم، از دست دادند، تنها یکسری افسران و فرماندهان عالی رتبۀ ارتش بودند که همچنان در رؤیای حفظ حکومت بودند. همه شهرها و خیابانهای ایران شاهد حضور مردمی در دفاع از حکومت اسلامی بودند. سایروس برام، خبرنگار معروف غربی، که خود شاهد اوضاع بود در توصیف اجتماع و اشتیاق مردمی چنین می نگارد:</p>
<p style="text-align: justify;">نمی دانم در کدام کشور و در کدام دوران ملتی این چنین خرم و خندان شده است اما می دانم که ایرانیان دیریست، قرنهاست که چنین یکدل و یکصدا و چنین شاد و سرحال نبوده اند من هرگز ایرانی را این چنین خندان ندیده ام&#8230; هرگز مردی یا زنی از این تبار اندوه بی پایان را ندیده بودم که در ملأ عام و سراسر روز خنده از لبهایش از چشمانش و از دستهایش دور شود&#8230; هرگز این همه اشک شوق ندیده بودم&#8230; . بختیار، دولت خود را تشکیل داد و بدون آنکه منتظر عزیمت شاه از ایران باشد، دست به اقداماتی برای کسب محبوبیت و آرام کردن اوضاع زد. عده ای از مقامات سابق بازداشت و گروهی از کار برکنار شدند. تلاش کرد تا مردم را قانع کند که او سیاستهای شاه را کنار گذاشته و درصدد یک تغییر بنیادی در وضع کشور است. سرانجام در 26 دی ماه (16 ژانویه 1979) شاه در حالی که یک جعبۀ کوچک، محتوی مشتی از خاک ایران را به همراه خود داشت، تهران را به مقصد مصر ترک گفت.</p>
<p style="text-align: justify;">واشینگتن که در مراحل اولیۀ انقلاب ایران در ارزیابی بحران و جدی بودن خطر دچار اشتباهات فراوانی شده بود در مورد توانایی بختیار و دوام حکومت او نیز دچار اشتباه شد. کارتر و مشاورانش در کاخ سفید تصور می کردند که می توانند با حمایت از دولت بختیار و حفظ قدرت و وحدت ارتش بر اوضاع مسلط شوند و در این جهت پس از کنفرانس «گوادلوپ»، «ژنرال هایزر» به تهران اعزام گردید. مأموریت ژنرال هایزر در ایران در آخرین روزهای عمر رژیم گذشته یکی از معماهای تاریخ انقلاب ایران است و با وجود انتشار خاطرات خود او و سایر دست اندرکاران، این ماجرا هنوز بدرستی روشن نشده است. لکن از نوشته های خود او و سایر مقامات رسمی امریکا چنین بر می آید که، مأموریت وی جلوگیری از فروپاشی ارتش ایران پس از خروج شاه و تضمین حمایت ارتش از حکومت بختیار بود و در عین حال می بایست از هر گونه اقدام نظامی برای جلوگیری از خروج شاه پیشگیری می کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">حکومت 37 روزۀ بختیار، آخرین مرحله از سیر حوادثی بود که به سقوط سلطنت 37 سالۀ محمد رضا شاه پهلوی انجامید، بختیار با اقدامات نسنجیده خود، شتاب و سرعت بیشتری به حرکتهای انقلابی بخشید و سقوط رژیم را سریعتر و آسانتر از آنچه تصور می رفت، امکانپذیر ساخت. آیت الله خمینی بلافاصله پس از تشکیل دولت بختیار این دولت را نیز غیر قانونی خواندند و در پیام مهمی از پاریس، تشکیل شورای انقلاب اسلامی و چگونگی انتقال حکومت را اعلام داشتند. وجود این شورا در کنار حکومت بختیار به معنای وجود حاکمیت دوگانه در کشور بود.</p>
<p style="text-align: justify;">در 12 بهمن 1357 با اصرار مردمی، دولت بختیار عقب نشینی کرد و فرودگاه مهرآباد گشوده گردید و امام در میان استقبال بی سابقه مردم که از فرودگاه تا بهشت زهرا ایستاده بودند، به وطن بازگشت. ایشان در سخنرانی کوتاهی در فرودگاه گفتند اگر چه بیرون راندن شاه از کشور کار بزرگی بود، پیروزی بزرگتر ما قطع نفوذ خارجی است. بعد از آن مستقیم از فرودگاه رهسپار بهشت زهرا گردیدند و در بهشت زهرا سخنرانی بسیار مهمی ایراد فرمودند و دولت بختیار را به سرنگونی تهدید کردند. امام همچنین در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود اعلام نمود که بزودی دولت موقت و مشروعی را منصوب خواهد کرد. این سخن بختیار را نگران ساخت چنان که گفت اگر صحبتهای امام خمینی از حرف به عمل آید مشکلات و مسائل پیش بینی نشده ای رخ خواهد داد و اضافه کرد ایشان می توانند به قم بروند و در همان شهر دولت موقت تشکیل دهند و همانند یک واتیکان عمل نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این مرحله از انقلاب میان گروههای سیاسی بر سر مخالفت و مبارزه با رژیم تقریباً اشتراک نظر وجود داشت، جریانات مختلف سیاسی فرهنگی در کنار هم ـ هر چند هر کدام مسیر و اهداف خاص خود را دنبال می کرد ـ دست به بسیج گستردۀ مردمی زدند، اعتصابات و تظاهراتها دنبال گردید، کلیه اقشار جامعه از طبقۀ متوسط سنتی گرفته تا متوسط جدید در پیروزی نقش داشتند، رهبری عالی مذهبی انقلاب نیز بدرستی اوضاع را تحت کنترل گرفت. شورای انقلاب که تازه توسط امام برای سروسامان دادن اوضاع شکل گرفته ملاقاتهایی را با یکسری افسران میانه رو شروع کرد تا با این اقدام از خونریزیهای بیشتر خیابانی جلوگیری شود. در روز پانزدهم بهمن، امام خمینی، مهندس بازرگان را به عنوان نخست وزیر و مأمور تشکیل دولت موقت کرد. با انتصاب بازرگان به نخست وزیری هر روز نفوذ و تحرک جنبش انقلابی ـ دینی مردم تحکیم بیشتری پیدا می کرد. در مقابل، ارتش که مهمترین ابزار رژیم شاه و بختیار بود رو به ضعف نهاد و ارتشبد قره باغی رئیس ستاد مشترک ارتش که به مذاکره با مقامات شورای انقلاب دل بسته بودند، سعی داشت چهره ای معتدل و میانه رو از خود نشان دهد. به همین جهت خود را به دولت انقلاب بازرگان با پیشینه و سابقۀ نخست وزیری نزدیک ساخت. در مقابل، تعداد دیگری از فرماندهان رده بالای رژیم همچنان بر سرکوب اصرار می ورزیدند؛ بویژه اعضای شورای عالی نیروهای مسلح که مستقیماً از جانب شاه انتخاب شده بودند، همه روزه مذاکرات و جلساتی را دایر می کردند که به دلیل اختلاف نظر میان اعضا به جایی نرسیدند در نهایت از صحنۀ سیاست کنار کشیدند و بتدریج وفاداری خود به انقلاب را ابراز نمودند.</p>
<p style="text-align: justify;">آخرین مرحلۀ وقایعی که به سقوط رژیم انجامید در روزهای نوزدهم و بیستم بهمن ماه شکل گرفت و در روزهای بیست و یکم و دوم بهمن به ثمر رسید. روز پنجشنبه نوزدهم بهمن ماه عده ای از پرسنل نیروی هوایی با لباس نظامی در برابر محل اقامت آیت الله خمینی در مدرسۀ رفاه اجتماع کردند و همبستگی خود را با انقلاب اعلام داشتند. جمعه شب (20 بهمن ماه) در مرکز نیروی هوایی در «دوشان تپه» هنگام نمایش فیلم جریان بازگشت رهبر انقلاب از تلویزیون، بین پرسنل نیروی هوایی که نسبت به ایشان ابراز احساسات می کردند و افراد گارد شاهنشاهی درگیری رخ داد و کار به تیراندازی کشید. مردم به کمک «همافران» شتافتند و درب اسلحه خانه ها را باز کردند و به توزیع اسلحه بین خود پرداختند.</p>
<p style="text-align: justify;">تا ظهر روز شنبه 21 بهمن درگیری از خیابانهای اطراف مرکز آموزش هوایی به تمام شهر سرایت کرد و از ساعت یک بعد از ظهر حمله به کلانتری و تأسیسات نظامی در داخل شهر شروع شد و انقلابیون در موضع قویتر قرار گرفتند. روز بعد ارتش اعلام بیطرفی کرد و بختیار مخفی شد و انقلابیون به حملات خود علیه مراکز دولتی ادامه دادند و یکی پس از دیگری این مراکز را تصرف کردند تا آنکه مرکز فرستندۀ رادیو تلویزیون دولتی بعد از ظهر 22 بهمن ماه به تصرف نیروهای انقلاب در آمد و سقوط رژیم به مرحلۀ قطعی رسید و بدین ترتیب سلسله پادشاهی پهلوی درایران فروپاشید.</p>
<p style="text-align: justify;">منبع: تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، (1357ـ1380)، جلد اول، دکتر یحیی فوزی، صص 137 &#8211; 153</p>
<p>نوشته <a href="https://deednews.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">تاریخچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران</a> اولین بار در <a href="https://deednews.ir">دید نیوز ندای مهدویت</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://deednews.ir/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
