Ultimate magazine theme for WordPress.

جنبش وال استریت

ویژه آمریکا موجب افزایش اعتراضات به وضعیت موجود شده اوضاع نامناسب اقتصادی کشورهای غربی به میلادی 2011 سپتامبر 17 یکی از نمونه هاست که از 1″اشغال وال استریت” است. جنبش موسوم به در نیویورک آغاز شد و طی چند هفته ، با پیوستن جنبش های مردمی ، احزاب و اتحادیه های کارگری
و انجمن های دانشجویی به جمع معترضان به وضعیت کنونی اقتصاد آمریکا ، دامنه آن به بسیاری از شهرهای دیگر آمریکا از جمله شهرهای بزرگی مثل نیویورک، واشنگتون، لس آنجلس، سانفرانسیسکو، ،بر ضد فساد “اشغال وال استریت” شیکاگو، یوستون، پورتلند و دورهام کشیده شد. معترضان جنبش مخالف 2″درصد هستیم 99 ما” بیکاری، فقر و نابرابری اجتماعی تظاهرات کرده اند و در واقع با شعار تمرکز افراطی ثروت و قدرت میان یک درصد برتر جامعه هستند.

 7 خواسته های اصلی جنبش اشغال وال استریت را می توان در مورد ذیل برشمرد :

  1. به تبانی بین دولت و شرکتهای برزگ و بانکها پایان داده شود. دولتمردان باید منافع مردم ( 99 درصد ) را در نظر داشته باشند نه 1 درصدی منافع ثروتمندان را.
  2. وال استریت مورد تحقیق و بررسی قرارگیرد و مدیران ارشد اجرایی در قبال لطمه زدن به ثروت اقشار ضعیف جامعه که موجب نابودی میلیونها نفر شده ، پاسخگو باشند.
  3. قدرت ضرب سکه به خزانه داری آمریکا بازگردد و پول سالم خلق شود.
  4. اندازه ، آزادی عمل و قدرت بانکها محدود شود تا نتوانند به اندازه ای بزرگ شوند که در هنگام ورشکستگی، به جبران ضرر آنها از جیب مالیات دهندگان متوسل شوند.
  5. به لحاظ قانونی نگاه شخصیتی” به شرکتها حذف شود.
  6. قانون اقدام میهن پرستانه لغو شود، به جنگ برای مواد مخدر پایان داده شود و از آزادیهای مدنی حمایت شود.
  7. به تمام جنگهای امپریالیستی پایان داده شود ، تمام سربازان آمریکایی به خانه برگردند ، بودجه نظامی کاهش یابد و نقش نظامی آمریکا به حمایت از سرزمین اصلی محدود شود.

همانطور که ذکر کردیم – ما 99 درصد هستیم – شعار اصلی جنبش موسوم به اشغال وال استریت است.

اشاره این شعار به یک جدال اقتصادی است که بین 99 درصد از آمریکایی ها با یک درصد آمریکایی های ثروتمند در جریان است. این یک درصد از آمریکایی ها ، کسانی هستند که روز به روز سهم بیشتری از ثروت ملی را برای خود می اندوزند و طبقه متوسط را متضرر می کنند. برخی از واقعیت ها در مورد یک درصد ثروتمند آمریکا به صورت زیر است.

  1. یک درصد از آمریکایی ها بیش از چهل درصد از داراییهای مالی را در اختیار دارند. برخی در مقابل ،هشتاد درصد آمریکایی ها تنها صاحب 7درصد داراییهای مالی این کشور هستند.
  2. ک درصد ثروتمند آمریکا 24 درصد درآمد ملی ایالات متحده را به خود اختصاص داده اند. این در حالی است که در سال 1976 میلادی سهم آنها از درآمد ملی در حدود 9 درصد بود ولی هم اکنون سه برابر شده و به حدود یک چهارم از درآمد ملی رسیده است.
  3. ک درصد ثروتمند آمریکا ، نیمی از سهام ، اوراق قرضه و سرمایه جمعی کشور را در اختیار دارند. آنها در حالی بیش از نیمی از سرمایه گذاری را در آمریکا انجام داده اند که 50 درصد از آمریکایی های کم درآمد ، تنها پنج دهم درصد از سرمایه گذاری را بر عهده گرفته اند.
  4. فقط پنج درصد کل بدهی های شخصی آمریکا مربوط به یک درصد ثروتمند آمریکاست.در همین حال 90 درصد آمریکایی ها متعهد 73 دزصد بدهی های این کشور هستند.
  5. از سال 1920 میلادی به بعد ، سهم یک درصد ثروتمند آمریکا از رشد درآمد ملی این کشور در دهه 1920 میلادی 70 درصد بوده که تا دهه 1960 میلادی به حدود 10 درصد درصد کاهش یافته ولی از 1960 میلادی به بعد روند صعودی داشته و در حال حاضر مجددا به 70 درصد نزدیک شده است.

نتیجه گیری

اقدامات دولت آمریکا برای مهار بحران مالی 2088 میلادی از جمله تزریق حجم عظیمی پول به اقتصاد نتوانست از پیامدهای منفی آن جلوگیری کند و در حال حاضر نرخ بیکاری در این کشور به بالای 9 درصد افزایش یافته است. کاهش رتبه اعتباری آمریکا وعدم توافق کامل دولت وسنای آمریکا در خصوص نحوه برخورد با بحران بدهی و کسری بودجه سبب شده است تا آمریکایی ها از عملکرد اقتصادی دولت اوباما نا امید شوند. همچنین عکس العمل سیاست مداران آمریکایی در خصوص مشکلات اقتصادی موجب اعتراض وعدم رضایت مردم شد ، مردم آمریکا معتقد هستند دولت مردان تنها به منافع سرمایه داران توجه دارند. در کنار این عوامل مواردی از قبیل هزینه های کلان نظامی آمریکا در جهان و افتادن بار آن بر دوش مردم آمریکا از دیگر علل نارضایتی در این کشور می باشد.

این نارضایتی ها موجب شکل گیری گروهی موسوم به جنبش اشغال وال استریت شده است. این گروه معتقد هستند کسانی که از اقتصاد تبعیض آمیز کاپیتالیستی سود برده اند و سرمایه های هنگفت کسب کرده اند باید هزینه های بحران اقتصادی را پرداخت کنند و با تشکیل صندوقی برای حمایت از اقتصاد
ملی بخشی از مشکلات اقتصادی را رفع کنند. آنها همچنین معتقدند دولت باید به جای حمایت از سرمایه داران از عموم مردم حمایت کند و سیاست های تبعیض آمیز را کنار بگذارد. جنبش اشغال وال استریت اعلام کرده است که به زیاده خواهی شرکت های بزرگ ، توقیف خانه های رهنی ، رشد بیکاری و کمک مالی دولت فدرال به بانک های ورشکسته اعتراض دارد.

آمریکا در حال حاضر از لحاظ اقتصادی یمی از بدترین دوران خود را سپری می کند بطوری که بدهی دولت این کشور به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده و دولت اوباما برای فائق آمدن بر این مشکلات بودجه دستگاه های مختلف را کاهش داده که همین امر بر نارضایتی مردم افزوده است. در صورت عدم چاره جویی برای مشکلات کنونی ، باید در آینده نیز شاهد اعتراضات و نارضایتی های بیشتری بود. چه بسا این نارضایتی ها آثار مهم و قابل توجهی در عرصه اقتصادی و سیاسی این کشور و حتی جهان داشته باشند چرا که در سایر کشورها از جمله انگلستان، آلمان ، ایتالیا ، اسپانیا ، استرالیا و نیوزلند نیز اعتراض به نابرابری اقتصادی و نقش بانکها و موسسات مالی در ایجاد بحران اقتصادی شکل گرفته است.

و این یکی از پیامد های مکتب استکباری سرمایه داری ، صهیونیسمی است .( استثمار  1 درصدی صهیونیسم ها)